نجف آباد نیوز

دست نوشته قاسم سلیمانی برای احمد کاظمی و لشکر8

0

دست نوشته قاسم سلیمانی برای احمد کاظمی و لشکر8

نوروز 96 یکی از نیروهای لشکر 8 نجف اشرف در شهر «حماء» سوریه، از سردار شهید قاسم سلیمانی می خواهد که برایش چند کلمه ای در مورد سردار شهید احمد کاظمی و لشکر 8 نجف اشرف بنویسد. حاج قاسم هم در دو برگه چیزهایی می نویسد و امضا می کند « شاگرد و هم رزم احمد، قاسم»

این دست نوشته که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود را ستاد تدوین خاطرات رزمندگان لشکر 8 نجف اشرف، در اختیار ما قرار داده است.

این متن که به دلیل نوشته شدن در شرایط خاص در برخی نقاط با سکته هایی همراه بود و برای خوانش بهتر، در جاهایی عباراتی را در پرانتز به آن اضافه کردیم را می توانید در ادامه مطالعه کنید:

دست نوشته قاسم سلیمانی در وصف احمد کاظمی دست نوشته قاسم سلیمانی برای احمد کاظمی و لشکر8 دست نوشته قاسم سلیمانی برای احمد کاظمی و لشکر8
دست نوشته قاسم سلیمانی در وصف احمد کاظمی
دست نوشته قاسم سلیمانی در وصف احمد کاظمی دست نوشته قاسم سلیمانی برای احمد کاظمی و لشکر8 دست نوشته قاسم سلیمانی برای احمد کاظمی و لشکر8
دست نوشته قاسم سلیمانی در وصف احمد کاظمی

دوستی در حماء از من خواست که در مورد لشکر نجف که امروز در (…) سوریه مشغول فداکاری است، چیزی بنویسم. خواستم خواسته این برادر مجاهدم را با کلماتی ناقص و غیر کافی در حق این لشکر فداکار، اداء کرده باشم.

وقتی نام لشکر نجف را می شنوم، قامت بسیار زیبا،رعنا و عرشی (کسی) که بوی بهشت از آن همیشه استشمام می شد و حالت مردانه اش همچون کوهی، پناهگاه سختی ها و دشواری ها بود، (برایم تداعی می شود). مردی که نجف آباد با همه بزرگانش مفتخر به نام و یاد اوست.

احمد عزیز، احمدی که وقتی در جلسه ای بود، اطمینان در آن حاکم و غیابش نقصی بزرگ در قرار داشت.

مردی که مشارکتش در نبرد، موجب استحکام عمل و تضمین پیروزی بود. مجاهد بزرگی که فاتح خرمشهر بود. مردی که رقابیه را در نوردید. مردی که بارها با حکمت و شجاعتش، دشمن را به تحیر انداخت.

رد پای او در (آزادسازی) بیست هزار کیلومتر مناطق اشغالی توسط دشمن بعثی مشهود است. نور به جا مانده و تابش مستمری که امروز میلیون ها نفر راهی آن می شوند، به این دلیل آن را قافله راهیان نور نامیده اند.

احمدی که شادی و خنده اش، غم و غصه اش، اندوه و فرحش زیبا و دوست د اشتنی بود. مجاهدی که ایران در نقص عدم وجود و حضورش، در غم است.

احمد ما و من، احمد همه ایران و همه اسلام و تشیع.

آری (لشکر) نجف را چنین موسسی بود که پیوسته در هر بیانی خدا را، خدا را و خدا را متذکر می شد. برادرانم در نجف، نجفی باشید. آنچنان که موسس و پایه گذار این بنای ارزشمند بود و در درون آن هزاران هزار جوان متدین و مجاهد را پرورش داد.

لشکری که دشمن را به وحشت می انداخت و لرزه بر اندامش حاکم می کرد. لشکری که همه بن بست های جنگ با وجود فرماینده لایقش پیوسته برطرف می شد. لشکری که دیگر سازمان های رزم آرزوی هم راهی او را داشتند.

(لشکر) نجفی که حوزه علمیه متحرکی بود و هزاران مدافع دین را در خود جای داده بود.

یاد آن نجف و یاد فرمانده بزرگوار شهیدش به خیر و امیدوارم این یادگار برادر شهیدم حاج احمد، احمد آشنای همه مجاهدان، پیوسته روی احمدی بر آن حاکم باشد.

سوریه، شهر حماء، مورخه 1396/1/6

شاگرد و هم رزم احمد- قاسم

 

دست نوشته قاسم سلیمانی برای احمد کاظمی و لشکر8

Leave A Reply

Your email address will not be published.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.