یادداشت یکی از مخاطبان پایگاه خبری: من نمی دونم چرا بچه هایی که از همان کودکی مهر و سجاده را دوست دارند و بارها با پدر و مادر به مسجد می روند چرا به مرور که بزرگتر می شوند از مسجد نیز دور تر می شوند؟ سوالی که داریم اینه که آیا باید دلیل این […]

یادداشت یکی از مخاطبان پایگاه خبری: من نمی دونم چرا بچه هایی که از همان کودکی مهر و سجاده را دوست دارند و بارها با پدر و مادر به مسجد می روند چرا به مرور که بزرگتر می شوند از مسجد نیز دور تر می شوند؟

سوالی که داریم اینه که آیا باید دلیل این کار را در پیش پدر و مادرها جستجو کرد؟ باید در مسئولین مسجد یافت؟ یا در روحانی مسجد؟ شاید با جواب شما بتوانیم به این نتیجه برسیم که چرا بعضی وقتها بچه ها از مسجد فراری می شوند!

آهای بچه ندو!بنشین، سر و صدا نکن،با کی آمده ای؟ آخه اینجا جا بازیه؟! و…. حرفهایی هستند که برخی وقتها به بچه ها در مسجد گفته می شود. این آقایون و یا خانم ها گویا فراموش کردند که اگر بچه ها توی مسجد نباشند چند سال دیگر چه اتفاقی خواهد افتاد! یه عده پیرمرد و پیرزن برای مسجد باقی خواهد ماند و دیگر هیچ….

البته در موضوعات دیگر هم زیاد سوال داریم مثل این موارد:

چرا پدرها مانند اسکناس قیمتی ولی بدون احساس و بی توجه شده اند؟

یه زمانی پدرها ارج و قرب قابل توجهی در خانواده ها داشتند ولی الآن فقط وقتی محترم هستند که با دست پر به خانه برگردند و خدا به داد اون وقتی برسه که بگند فعلا دستمون خالیه!

چرا مادرها شدند مانکن های سیار اجتماع؟

چرا با پیشرفت های ظاهری ما و خورده شدن مهر تجدد بر پیشانی هایمان از ارزشهای ناب انسانی و اسلامی دور تر شده ایم؟