متولی های فرهنگ، عقب بروند

دسته: اجتماعی , فرهنگی
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۲۴ بهمن ۱۳۹۷
متولی های فرهنگ، عقب بروند

وضعیت نسبتاً مساعدی وجود دارد. نویسندگان خوبی داریم، که از نوشتن درک درستی دارند. کاش این متولی های جور واجور فرهنگی کمی عقب می رفتند تا سایه خورشید بر سرما هم بیفتد. این متولی ها سد راه همه چیز هستند. نفس کشیدن را سخت می کنند.

پایگاه خبری «چهار راه خبر» با «علی یزدانی» نویسنده کتاب مشهور «دیار نون» که کارهای متعدد دیگری هم از او روانه بازار نشر شده، مصاحبه ای ترتیب داده.

  • علی یزدانی را معرفی کنید ؟!

دوم دیماه سال ۱۳۳۳ در نجف آباد تولد یافت. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در نجف آباد و اصفهان به پایان رسانید، وارد دانشسرای راهنمایی تحصیلی اصفهان شد و در تابستان همان سال گرفتار گشتی های ساواک شد و به زندان افتاد و در دادگاه نظامی به هفت سال حبس محکوم گردید. در جریان انقلاب در سال ۱۳۵۷ آزاد شد.

  • میزان تحصیلات ؟

فوق دیپلم علوم انسانی از دانشسرای راهنمایی تحصیلی اصفهان

  • تابحال درچه مشاغلی فعالیت داشته اید ؟

باید معلم می شدم و نشدم. و به ناچار به کار فروش مواد اولیه فرش و تولید قالی روی آوردم. با افول وضعیت اقتصادی فرش، وارد حرفه کتابفروشی شدم و حالا ۱۰-۱۲ سالی می شود که کتابفروشم.

  • دورترین تصویری که از نجف آباد  در ذهن دارید ؟

شهری با خیابان ها و کوچه های خاکی و رفتگر ی های آب پاشی که عصرها خیابان ها و گذرگاه ها را آب می پاشیدند. زنان چاچب به سر و مردان کشاورزی که عصرها از جلو خانه امان خمود و خسته و در عین حال بشاش و خوش برخورد می گذشتند و هر سلام کودکی را با سلام علیکم مهربانانه جواب می دادند.

  • وقتی عصبانی می شوید ، چه می کنید ؟

 کار خاصی نمی کنم. علی یزدانی را می جوم.

  • کدام نجف آباد را بیشتر دوست دارید ، نجف آباد قبل از انقلاب ، اوایل انقلاب ، بعد از انقلاب   در صورت تمایل دلایلتان را بفرمایید ؟

 هر دوره ای مزه و طعم خودش را دارد. همه دوره ها را دوست دارم.

  • بهترین فیلمی که تابحال دیده اید ؟

 فیلم بین حرفه ای نیستم. از فیلم اطلاعی ندارم. ولی فیلم شیرسنگی را به لحاظ بعضی ویژگی هایش از قبیل بازیگری و تصاویر زیبایش و بخصوص بازی خوب انتظامی و نصیریان را ترجیح می دهم.

  • اهل موسیقی هستید ؟

 موسیقی دوست دارم و لحظات تنهائیم را با آن پر می کنم.

  • بچه که بودید دوست داشتید چه کاره شوید ؟

یادم نمی آید در این باره نمونه ای داشته بودم.

  • چه زمانی فهمیدید به نویسندگی علاقه دارید ؟

از سال های اول، دوم دبیرستان

  • اولین کتابی هایی  که خواندید ؟

کتاب امیرحمزه صاحبقران، حسین کرد شبستری و حیدر بیک و ، امیر ارسلان نامدار

  • اولین چیزی که نوشتید چه بود و برای چه کسی خواندید ، واکنش او چه بود ؟

چیزی به یاد نمی آورم.

  • تابحال چه آثاری از شما منتشر شده است ؟

دفتر شو (بانگی بر ستیغ سکوت) سال ۱۳۵۹، (دیباچه دیارنون) سال ۱۳۷۳، مجموعه داستان (زیر گنبد شیر گویا) ۱۳۷۴، و مقدمه نویسی بر دیوان محمد رحیم آسف نجف آبادی با نام (زبرجد سقف لیلی پوش)رمان (روزگار آغلو) سال ۱۳۹۵، کتاب (خورا کوشک) سال ۱۳۹۶، همکاری در تهیه و انتشار مجموعه داستان (جرگه و باغ جمعه) سال ۱۳۹۷

  • کتاب یا کتاب های  دیگری در دست انتشار دارید؟

 مجموعه از داستان های کوتاه که زیر چاپ است، مجموعه اشعار و تألیفی با نام (تشکیلات) که در آن به تاریخچه احزاب، سازمانها و گروههای ایران پرداخته است.

  •   علم بهتر است یا ثروت ؟

نمی دانم

  • اگر به گذشته برگردید آیا باز هم نویسندگی را انتخاب خواهید  کرد؟

 من با نوشتن  حال می کنم..

  • علی یزدانی به آرزوهایش رسیده است؟

کی به همه آرزوهایش رسیده است؟

  •  نویسندگان مورد علاقه علی یزدانی چه کسانی هستند ؟

 همه نویسندگان و چیزی علاقه مند شدن دارند.

  • نظرتان درباره وضعیت فعلی فرهنگ و هنر و بخصوص نویسندگی داستان را در نجف آباد بفرمایید.

 وضعیت نسبتاً مساعدی وجود دارد. نویسندگان خوبی داریم، که از نوشتن درک درستی دارند. کاش این متولی های جور واجور فرهنگی کمی عقب می رفتند تا سایه خورشید بر سرما هم بیفتد. این متولی ها سد راه همه چیز هستند. نفس کشیدن را سخت می کنند.

  • کمی از نشست داستان نویسی نجف آباد و قدمت آن برایمان بگویید .

در سال ۱۳۶۹ تنها محفل داستانی نجف آباد با نام (نشست ادبی جمعه) شکل گرفت و چهره های خوب و برتری را در خود پرورش داد کسانی مثل احمد بیگدلی- یعقوب یادعلی- حسن محمودی- سلمان باهنر و …

متأسفانه این نشست پس از چند سال فعالیت دچار فترت شد تا اینکه جمعی از داستان نویسان در سال ۱۳۹۳ (جرگه داستان نویسان نجف آباد) را تشکیل دادند که در حال حاضر به فعالیت خود ادامه می دهد و بتازگی در یک اقدام پر جاذبه ادبی مجموعه داستانی را با نام (جرگه و باغ جمعه) که حاوی آثار داستان نویسان نجف آبادی می باشد منتشر کرد. این حرکت در نوع خود کم نظیر است بخصوص که از شهر نسبتاً کوچکی چنین تحولی و حرکتی ظهور کرده است.

  • چه مشکلاتی تابحال بر سر راه این نشست بوده است ؟

 مشکل خاصی وجود ندارد. مشکلی نیست که آسان نشود ، یا جرگه مفهومی از مشکل ندارد.

  • از شاخص ترین افرادی که این نشست ادبی جمعه به جامعه ی داستان یا نویسندگی معرفی کرد یا در معرفی آنها تاثیر داشت نام ببرد ؟

از چهره های شاخص این محفل همانطور که قبلاً گفتم باید از آقایان احمد بیگدلی، یعقوب یادعلی، حسن محمودی و بعضی کسان دیگر نام برد ولی چهره های شاخص ( جرگه داستان نویسان) را باید در بین سلمان باهنر، خورشید پورمحمدی، مریم معینی، علی فاطمی سراغ گرفت

  • دلتان برای چه کسانی تنگ شده است که اکنون در بین ما  نیستد ؟

برای پدر و مادرم

نظرتان را در باره این افراد بفرمایید: بهرام صادقی – احمد بیگدلی – کیومرث پور احمد

 نظر خاصی ندارم. هر سه از اساتید ادبی و سینمایی کشور ما هستند.

  • لطفا چند کتاب داستان برای خواندن پیشنهاد بدهید ؟

 همه داستان ها خواندنی هستند ولی از خواندن داستان های علی یزدانی غافل نشوید!

  • نظرتان درباره مرگ چیست ؟

 بعضی وقت ها که خسته ام، جان می دهم بر سر مرگ، ولی اگر سرحال باشم، نه از مرگ متنفرم و در یک کلام می ترسم، چرا نترسم.

  • حرف آخر ؟ هیچی!

 دوست دارید ما با چه کسی مصاحبه انجام بدهیم ؟

با اولین کسی که وقتی از مغازه من بیرون رفتید او را دید مصاحبه کنید…


نوشته شده توسط:سخا - 3398 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۴
برچسب ها:
دیدگاه ها

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.