خانه / یادداشت / علما و بزرگان شهرستان نجف آباد

علما و بزرگان شهرستان نجف آباد

علما و بزرگان شهرستان نجف آباد

***********************

آيت الله شيخ محمد علي احمديان

فرزند رمضان سال 1300 هـ . ش در نجف آباد ديده به جهان گشود. پس از دروس ابتدايي در سن 15 سالگي به علوم ديني اشتغال ورزيد مقداري از مقدمات را در نجف آباد، زير نظر شيخ احمد حججي فرا گرفت. در سال 1316 هـ .ش دروس خود را در حوزه علميه اصفهان نزد شيخ غلام حسين منصور، شيخ محمد حسن عالم و شيخ ابراهيم رياضي به پايان رساند ، سپس به قم رفت و مدت چهار سال نزد حضرات آيات: بروجردي، گلپايگاني، مرعشي نجفي، سيد محمد باقر قزويني، و محقق داماد تلمذ نمود. در سال 1320 هـ . ش جهت پيمودن مدارج علمي و معنوي و درک محضر بزرگان به نجف اشرف مهاجرت نمود و به درس آيات العظام: سيد محسن حکيم، شيخ عبدالحسين رشتي، سيّد عبد الهادي شيرازي، سيّد جمال گلپايگاني و سيّد ابوالقاسم خوئي حاضر شد. وي از ابتدا به فعاليت هاي عمراني، تبليغي و اجتماعي در شهرستان نجف آباد پرداخت همانند:

1- همکاري با هيأت امناي مسجد جامع نجف آباد براي تجديد بنا و توسعه اين مسجد همراه برخی خیرین.

2- اقامه نماز جماعت در حسينه اعظم نجف آباد و تکميل آن

3- همکاري با نماينده مردم نجف آباد در مجلس شوراي ملّي، دانشمند بزرگ ابوالقاسم پاينده براي کانال کشي آب نجف آباد» وي بعد از انجام خدمت اجتماعي، عمراني و فرهنگي در زادگاهش دوباره به نجف باز گشت و به حلقه درس حضرات مراجع عظام: سيد ابوالهادي، حکيم و خوئي وارد شد در کنار آن به تأليف و تدريس پرداخت و از مقرّبين بيوت مراجع قرار گرفت. از طرف آيت الله خوئي نيز به عنوان گروه جمع آوري و تدوين کننده ي کتاب با ارزش معجم الرجال ايشان برگزيده شد،که در مقدمه چاپ يکي از مجلّدات از او نام برده شده است.

آيت الله شيخ محمد علي احمديان بعد از سالها تلاش و فعاليت علمي و تحقيقي و رسيدن به کمالات معنوي و درجه اجتهاد با کوله باري از علم، در سال 1393 هـ .ق(1352هـ .ش) به خاطر فشار رژيم بعث، به ايران باز گشت و در حوزه ي علميه قم رحل اقامت افکند.
سرانجام به دنبال عارضه‌ي قلبي در تاريخ 18/1/1376 هـ .ش (ذيقعده الحرام 1417هـ .ق در نجف آباد در سن 76 سالگي دار فاني را وداع گفت و با يک تشييع جنازه بزرگ در قبرستان شيخان قم به خاک سپرده شد. تأليفات او عبارت است از:
1- الصحابة الکرام(3جلد) اسم اين کتاب را علّامه شيخ آقا بزرگ تهراني انتخاب نمودند.

2- الاربعون حديثا.

3- شرح کتاب نقد الرجال مير مصطفي تفرشي.

4- طبقات مفسرين شيعه» از صدر اسلام تا حال.

5- حاشيه بر کتاب مجمع البحرين.

6- تحقيق پيرامون کتاب «مسالک شهيد ثاني.

7- المُعَمَّرِين»(تحقيق درباره 550 نفر از راوياني که عمر زياد کرده اند.

8- تقريرات(نوشته هاي) درس خارج، بحث استصحاب سيّد عبدالهادي شيرازي.

9- تحقيق کامل روي تفسير زبدة کاشاني (تفسر عربي منهج الصادقين).

10- رساله مکاسب محرّمه و قاعده لاضرر.

11- مطالب و نوشته هاي متفرقه ي ديگر در 1500 صفحه.

***********************

مرحوم آيت الله ايزدي

فرزند محمد، در سال 1301هـ.ش در خانواده اي مذهبي و متوسط از نظر اقتصادي که پدر آن خانواده از کسبه بازار بود، در نجف آباد ديده به جهان گشود. در همان دوران کودکي مادر مهربان خوش را از دست داد. متأسفانه مرحوم پدرش با تحصيل علوم ديني ايشان مخالف بود، لذا وقتي به حوزه علميه راه يافت، از طرف پدر مورد بي توجهي و بي اعتنايي قرار گرفت. ولي عموي ايشان حاج ملّا حيدر ايزدي که کاسب و عالم بود ، سر پرستي ايشان را بر عهده گرفت. (و بعد شيخ عباس ايزدي با دختر ايشان ازدواج نمودند.) بعد از دوران دبستان در مغازه عموي خوش کار مي کرد و ساعاتي از شبانه روز را به تحصيل مي گذرانيد سپس به حوزه علميه قم هجرت کرد و از سن 18 سالگي، سال 1319 ه.ش به تکميل علوم ديني در قم اشتغال ورزيد، در حاليکه گرفتار فقر مادي بود و از طريق روزه و نماز استيجاري امرار معاش مي نمود

ادبيات را در قم و نجف آباد نزد شيخ احمد حججي، شيخ غلا محسين منصور و شيخ ابراهيم رياضي، قسمتي از لمعه، رسائل و مکاسب را نزد شيخ عبدالرزّاق نائيني، مقداري از لمعه را نزد مر عشي نجفي، قسمتي از مکاسب را در اصفهان نزد حاج آقا رحيم ارباب و شيخ احمد فياض، کفايه و مقداري از فقه را در قم نزد محقق داماد، فلسفه، فقه، اصول و اخلاق را نزد امام خميني، حسين بروجردي و محمد رضا گلپايگاني و بالاخره بين سالهاي 1326تا1338 از درس فلسفه، عرفان و تفسير علامّه طباطبايي بهره برد.

بازگشت به نجف آباد و فعاليت هاي اجتماعي و فرهنگي

در سال 1338 هـ .ش بعد از قريب 20 سال تحصيل در حوزه علميه قم، پس از آنکه چند سال از درگذشت مرحوم شيخ ابراهيم رياضي گذشته بود به دنبال نياز مردم، به مسقط الرّأس خود، نجف آباد مراجعت نمود و رهبري فکري، اجتماعي و سياسي حوزه علميه و مردم نجف آباد را بر عهده گرفت و با تحمل سختي ها و مشکلات فراوان، در سخت ترين شرايط ستم شاهي ، لحظه اي از ارشاد و هدايت مردم باز نماند. با اخلاص و جدّيت به تدريس فلسفه ، عرفان، منطق و فقه و کتابهاي اسفار، منظومه، طهارت، خمس (حاج آقا رضاي همداني )، مکاسب شيخ انصاري، کفايه الاصول، اخلاق، نهج البلاغه و تفسير پرداخت.

تواضع و مسئوليت شناسي ايشان به اندازه اي بود که جامع المقدمات، گلستان سعدي و عقايد الاماميّه را هم درس مي داد. در زمان شاه ، موقعي که در مدرسه علميه «الحجه» نجف آباد از طرف ساواک بسته شده بود ، وعده اي از طلاب آن دستگير شده بودند، چند خانه خريدند تا تحصيل طلاب ادامه پيدا کند.

آيت الله شيخ عباس ايزدي وقتي به نجف آباد آمدند، از ابتداي قرآن تا سوره مبارک يوسف را براي علماء فضلاء عده اي از بازاريان و معلمين، با استفاده از تفاسير مختلف خصوصاً الميزان و مجمع البيان (به طور موضوعي اول صبح) تفسير مي کردند و در مناسبت هاي مختلف به شرح دعاي افتتاح، ابو حمزه ثمالي، نهج البلاغه و روايات اصول کافي مي پرداختند. اغلب سخنراني ها و خطبه هاي ايشان پر مطلب، مفيد و جنبه درسي و تحقيقي داشت.

مبارزات سياسي:

ايشان مي فرمودند از آغاز ورود به نجف آباد ، نماينده آيت الله بروجردي و امام خميني بودند. حضرت امام خميني در يک اجازه نامه اي که به ايشان داده اند مي فرمايند: «من شرايط فقاهت را در ايشان مجتمع مي بينم فله التصدي لما للفقيه فيه التصدي» يعني ايشان مجتهد هستند و هر چيزي را که مجتهد عهده دار هستند ايشان هم لياقت آن را دارند.

با پيروزي انقلاب اسلامی از طرف امام خميني به امامت جمعه تا سال 1371 هـ .ش منصوب مي شوند.وي دو نوبت از طرف مردم اصفهان، به عنوان نماينده‌ي خبرگان براي تدوين قانون اساسي، و خبرگان رهبري برگزيده شد.

خدمات فرهنگي و اجتماعي :

آيت الله شيخ عباس ايزدي در طول حدود سي سال که در نجف آباد بودند، خدمات گوناگوني را انجام دادند و آثار ارزشمندي را از خود به يادگار گذاشتند از باب نمونه:

1- خدمات ارشادي و تبليغي به اقشار مختلف مردم نجف آباد و اطراف.

2- همکاري در ساختن فاطميّه خواهران.

3- تدريس و تربيت شاگردان فراوان.

4- همکاری در ساختن حوزه علميه جديد(جامعه الامام منتظر).

5- تربیت شاگردان متعددی که هم اکنون در عرصه های مختلف مشغول به خدمت هستند.

اخلاقيات و خصوصيات آيت الله ايزدي :

از غيبت، تهمت و بد گويي بيزار بود. اگر به کسي ايراد و انتقادي داشت به صورت آشکار و صريح و گاهي با تندي بيان مي کرد. اهل مطالعه و نوآوري بود. به درس و بحث خيلي اهميت مي داد؛ اگر مي ديد طلبه‌اي درس نمي خواند و به درس و مطالعه نمي پردازد سخت بر مي آشفت. روحيه شاگرد پروري قوي داشت. مجلس درس او پر مطلب بود گرچه گاهي از عبارات به سرعت مي گذشت ولي در بين به نظرات و نکات دقيق اشاره مي نمود. برخوردار از استعداد و حافظه اي فوق العاده قوي بود؛ با خواندن يک بيت شعر آن را حفظ مي کرد. پيوسته در حوزه علميه نجف آباد و در فاطميه و اصفهان و دانشگاه به تدريس فقه، اصول، فلسفه، تاريخ، تفسير و نهج البلاغه اشتغال داشت و شاگردان زيادي را پرورش داد. گاهي مي فرمودند من هر پيشرفت علمي که دارم به خاطر درس دادن است.

يار و ياور رزمندگان در طول هشت سال دفاع مقدس:

آيت الله ايزدي در طول هشت سال دفاع مقدس، پيوسته، پشت جبهه، ياور رزمندگان بود و در وقت ضرورت در کنار رزمندگان در جبهه ها حاضر مي شد. در شهادت فرزندش چنان صبور و بردبار بود، که اسوه‌ي استقامت و الگويي نمونه براي همه‌ي خانواده هاي شهداء به شمار مي رفت.او هميشه پناه محکمي براي مردم و رزمندگان به شمار مي رفت و تمام شهدايي را که از جبهه هاي جنگ تحميلي مي آوردند، بر پيکر آنها نماز مي گزارد.آيت الله ايزدي بعد از يک عمر رياضت، خدمت به مردم، تبليغ دين، تدريس و پرورش شاگردان و استوانه هاي علمي سرانجام در صبحگاه جمعه 8 خرداد ماه سال 1371 هـ .ش بدرود حيات گفت و در مدخل ورودي جنت الشهدا کنار مرحوم حاج علي منتظري، به خاک سپردند. روحش شاد يادش گرامي.

پيام مقام معظم رهبری حضرت آيت الله خامنه اي به مناسبت درگذشت ایت الله ایزدی

« انا لله وانا اليه راجعون »

درگذشت عالم متعّهد و روحاني جليل القدر، آيت الله آقاي حاج شيخ عباس ايزدي امام جمعه محترم نجف آباد را که عمر شريف خود را در خدمت به اسلام و مسلمين سپري کرد و از سابقون در مبارزه عليه رژيم ستم شاهي بود، را به محضر ولي عصر ارواحنا له الفداء و به جامعه علماء و مردم شريف و غيور و مؤمن و آگاه نجف آباد تسليت مي گوييم، ايشان از خدمتگذاران صادق و لايق نظام اسلامي و از مشتاقان خدمت به مردم بود و تا آخر عمر در همين راه قدم گذاشت. خداوند رحمت واسع خويش را شامل حال ايشان بفرمايد. از خداوند بزرگ براي آن مرحوم علو درجات و براي بازماندگان و بيت محترم ايشان صبر جميل و اجر جزيل مسألت دارم.

سيد علي خامنه اي 9/3/1371

تأليفات:

بخشي از آثار و تأليفات آيت الله ايزدي که بعد از فوت ايشان از درس ها و سخنراني هاي نام برده گردآوري شده عبارت است از:

1- شوق ديدار (قصه ي حضرت موسي در قرآن).

2- آيينه حريم (شرح و تفسير خطبه اول نهج البلاغه).

3- کليات اخلاق.

4- شرح و تفسير دعاي افتتاح و …

***********************

علّامه آيت الله سيد علي نجف آبادي

مرجع بزرگ عصر خود معروف به آيت، فرزند حسن ، سال 1287 هـ . ق در نجف آباد ديده به جهان گشود. از همان کودکي آثار نبوغ و رشد در چهره اش ظاهر بود. در بيست سالگي در نجف آباد نزد پدرش سيد حسن، به تحصيل علوم ديني پرداخت. سپس به حوزه اصفهان که در آن عصر پر رونق بود، وارد شد و سطوح عاليه را نزد اساتيد فرا گرفت. پس از آن به حوزه علميه نجف اشرف مهاجرت کرد و از محضر مراجع و بزرگانی همچون: ميرزا محمد تقي شيرازي، حاج ميرزا زين الدّين مازندراني، سيد محمد فشارکي، آخوند ملا محمد کاظم هروي خراساني از فقها، مراجع و رهبران بزرگ زمان مشروطيت، سيد محمد کاظم يزدي وشيخ هادي تهراني تلمّذ نمود.

سيد علي نجف آبادي به خاطر استعداد، حافظه سرشار و پشتکار، مدتي که در حوزه علميه نجف اشرف بود، از شاگردان مشهور و بنام آخوند خراساني به شمار مي رفت. پس از کسب علوم منقول و معقول، در اوج مشروطيت و استبداد صغير و جنگ بين الملل اول، به دنبال درگذشت استادش آيت الله العظمي آخوند خراساني در سال 1329 هـ .ق به اصفهان مراجعت مي نمايد، و در مدرسه صدر و جده بزرگ به تدريس سطح و خارج فقه، اصول، فلسفه،تفسير و کلام مي پردازد و از مراجع طراز اول و صاحب فتوا مي‌گردد.

درس او مجمع فضلاء و دانشمندان بود. اکثر علماء معاصر حوزه اصفهان از محضر پر فيض او بهره بردند، حتي خانم مجتهده بانوي امين اصفهاني صاحب تفسير مخزن العرفان سالها فقه، اصول، تفسير و حکمت را از خرمن او بر چيند. نامبرده با نهايت زهد و تقوا و اعراض از دنيا زندگي کرد و بعد از ساليان سال، فقر، سختي و حجره نشيني، سرانجام با دلي پر از درد و غم در 75 سالگي صبح جمعه 13 ماه صفر 1362 هـ . ق چشم از جهان فرو بست و با تشييع جنازه عظيم در تخت فولاد اصفهان، بقعه تکيه تويسرکاني به خاک سپرده شد. »

از آثار اوست:

حواشي بر کفايه الاصول –که ظاهراً در دسترس نيست و آنچه وجود دارد از آيت الله سيد محمد نجف آبادي است.2- تقريرات درس خارج فقه و اصول ايشان که به وسيله شاگردانش نوشته شده ولي چاپ نشده است.

امام خميني: راجع به سيد علي فرموند:«وقتي علماي اصفهان در زمان مشروطيت، همراه آيت الله حاج آقا نور الله مسجد شاهي و آيت الله ميرزا محمد صادق خاتون آبادي که در اصفهان مرجع تقليد بود و در ادامه مبارزاتي با رضا خان داشتند به قم آمده بودند، آيت الله سيد علي نجف آبادي هم با آنها به قم آمده بود، حاج ميرزا محمد صادق گفت: سيد علي مي خواهد بگويد که من از آقاي نائيني و سيد ابوالحسن اصفهاني کمتر نيستم و بيراه هم نمي گويد.

شاگردان آيت الله مير سير علي نجف آبادي عبارتند از:

آيات و حجج اسلام: سيد علي فاني اصفهاني از فقها و مراجع بزرگ معاصر که داراي تأليفات زياد مي باشد،سيد حسين خادمي اصفهاني، محمود يوسفي غروي نجف آبادي، شيخ احمد فياض، علي مشکوه سدهي، خانم نصرت امين صاحب تفسير مخزت العرفان كه بيشتر علوم خود را به صورت خصوصي از دانش بيکران آيت الله سيد علي نجف آبادي فرا گرفت، سيد مرتضي پسنديده (برادر امام خميني)، سيد مرتضي موحد ابطحي، شيخ حيدر علي محقق اصفهاني، سيد حسن مدرس هاشمي، شيخ عبدالجواد جبل عاملي سدهي اصفهاني، سيد روح الله خاتمي اردکاني يزدي امام جمعه اردکان و يزد، شيخ علي اکبر صالحي کرماني، سيد ابوالحسن شمس آبادي، سيد مصطفي مهدوي هرستاني، شيخ ابراهيم رياضي نجف آبادي، شيخ حيدر علي يوسفان، محمد حسين فاضل کوهاني، محمد حسين اردکاني، ميرزا محمود شيدا، عبدالرسول قائمي، محمد جواد اصولي فريدني، سيد مهدي حجازي، ملا محمد دهاقاني، سيد محمد تقي فشارکي، علي قديري کفراني، مرتضي اردکاني، مرتضي ارسطويي نجف آبادي، حاج آقا نورالله امامي سدهي، سيد مصطفي زانياني، هبة الله هرندي، محمد ال رسول، مرتضي ملا باشي، حيدر علي خان برومندگزي، امير آقا فلاورجاني، سيد ضياء الدين تجويدي، سيد جعفر طباطبايي نجف آبادي، نصرالله قضايي نجف آبادي و شيخ محمد حبيب اللهي نجف آبادي.

***********************

حجت الاسلام و المسلمين سيّد محمّد باقر حسني

فرزند ثقة الاسلام سيّد محمد رضا، سال 1297هـ.ش در شهرستان نجف آباد ديده به جهان گشود. بعد از گذراندن تحصيلات ابتدايي در مکتب خانه هاي قديم، حدود شانزده سالگي وارد حوزه علميه اصفهان شد. سپس به حوزه علميه ي قم مهاجرت نمود و فقه، اصول و فلسفه را نزد حضرات آيات عظام: حسين بروجردي، امام خميني و علّامه طباطبايي فرا گرفت. آنگاه به قصد ادامه تحصيل و براي اينکه همسر خود را به مکه بفرستد، به حوزه علميه نجف اشرف رفت و دوباره به قم بازگشت. در سال 1346هـ.ش به زادگاهش نجف آباد مراجعه نمود و به تبليغ دين، ارشاد مردم، اقامه جماعت در مسجد بازار، مسجد ميدان و حسينيه‌ي اعظم و تدريس در حوزه علميه نجف آباد پرداخت. در غياب آيت الله شيخ عباس ايزدي نيز مديريت حوزه و طلبه ها را بر عهده داشت و روزانه چند درس فقه، اصول، تاريخ، تفسير و … مي داد. سالها نيز به عنوان امام جمعه‌ي موقت شهرستان نجف آباد بود. وي در بسيج مردم براي پيروزي انقلاب اسلامي نقش مهمّي ايفا کرد. يار محکمي براي مردم نجف آباد و آيت الله ايزدي بود، تا آنجا که آيت الله ايزدي بعد از رحلت ايشان فرمودند: «من برادر و يار صميمي و فداکار ي را از دست دادم.»
نامبرده يکي از مدرسين خوش نام و با سواد حوزه‌ي علمّيه‌ي نجف آباد به شمار مي رفت و مورد اعتماد قاطبه مردم نجف آباد بود. با سادگي، قناعت، سختي و چه بسيار با نماز استيجاري زندگي مي کرد، تا آنجا که به گفته ي فرزندش سيّد جمال، حاضر نشد در منزل از سهم سادات براي خود حمام بسازد، با اينکه وجوهات مردم و پرداخت شهريه طلاب در اختيارش بود.

***********************

آيت الله شيخ احمد حججي

فرزند مولي حسين، سال 1303 هـ .ق در نجف آباد به دنيا آمد. تحصيلات مقدماتي را نزد پدر و علماء زمان خود آموخت. سپس با حمايت پدرش به نجف اشرف مهاجرت نمود و به درس حضرات آيات: آخوند خراساني و سيد محمد کاظم يزدي حاضر شد و به کمال علمي و مقام اجتهاد رسيد. در سال 1330هـ .ق به دنبال درگذشت پدر و وصيت او بر اي سر پرستي خانواده و باز ماندگان به ناچار نجف را ترک مي کند و به زادگاهش نجف آباد باز مي گردد و به ارشاد جوانان و مردم و تبليغ احکام دين مي پردازد. همزمان در اصفهان به درس آيات عظام حاج ملا صادق و مرحوم فشارکي مي رود و در کنار آن جلسات تدريس تشکيل مي دهد.
مرحوم حججي در نجف آباد باعث رشد و آگاهي مردم و فراهم شدن هسته مرکزي حوزه علميه نجف آباد شد و با درايت و روانشناسي خاصي زمينه يک انقلاب فرهنگي را فراهم ساخت که تا کنون شاگرداني که تربيت کرده است وجود دارند.
آيت الله ابراهيم اميني مي گويد:
«او عالمي بسيار خوش اخلاق و مهربان و بي آلايش و مخلص و با تقوا بود. در کمال سادگي رندگي مي کرد و در ترويج احکام دين و ارشاد مردم کوشا بود.»

خصوصيّات اخلاقي آيت الله حججي:
1- مردمي بودن و معاشرت سازنده در منزل و مسجد و در بين راه با مردم

2-حل اختلافات

3-خوش ذوق

4-در اظهار نظر و انتقاد شجاع بود

5-ساده زندگي مي کرد به صورتي که هر دو خانواده‌ي او در يک اطاق زندگي مي کردند شيخ احمد حججي در نيمه صفر سال 1365 هـ .ق در سن 65 سالگي در نجف آباد بر اثر عارضه قند رشته عمرش را گسست و در يک تشييع جنازه بزرگ در قبرستان شش جوبه به خاک سپرده شد ولي متأسفانه بعد از انقلاب اين قبرستان به همراه قبر مرحوم حججي به عنوان ساختن مسجد تخريب شد و به پارک تبديل گرديد.

تأليفات او :
1- پايه گذار فرهنگ مذهبي و ديني مردم نجف آباد به وسيله تبليغ و تربيت شاگردان.

2- اصلاح قبله نجف آباد به طرف راست در حالي که تا آن وقت مستقيم بود.

3- ساختن مسجد معروف به مسجد شيخ احمد در چهار راه بازار.

4- تربيت شاگردان و جوانان و آوردن آنها به حوزه علميه نجف آباد اصفهان و قم،که ثمره اين حرکت فرهنگي ايشان ده ها نويسنده، عالم، مبلّغ، مرجع تقليد و خدمتگذار بود که از زمان ايشان تا کنون همچنان ادامه دارد.از باب نمونه به تعدادي از آيات و علماء نجف آباد اشاره مي شود:حاج علي منتظري، حسينعلي منتظري، عباس ايزدي، ابراهيم اميني، غلامحسين منصور، ابراهيم رياضي که تربيت شده ايشان بود، اسد الله صفر نوراللهي، مرحوم سيد محمد باقر حسني امام جمعه وقت نجف آباد، ابوالقاسم حججي، ابوالقاسم مسافري، غلام رضا باقري، محمد حسين حججي موحد، سيد جعفر طباطبايي، نويسنده توانا ابوالقاسم پاينده، نصرالله قضايي، محمد حبيب اللهي (همشيره زاده ايشان) حيدر علي انصاري، ابوالقاسم موحدي، محمد علي احمديان، حسينعلي محمدي اسفيد واجاني(رضوان شهري)، حسينعلي گلشادي، غلامعلي واحدي، جعفر الهي و…

***********************

حجت الاسلام و المسلمين شيخ حيدر علي انصاري

دانشمند فرزانه و نويسنده توانا حجت الاسلام و المسلمين شيخ حيدر علي انصاري سال 1304هـ .ش در نجف آباد ديده به جهان گشود. در ده سالگي به دبستان رفت و دوره ابتدايي را کمتر از سه سال به پايان رسانيد. بعد از آن به دروس ديني پرداخت و در مدت کوتاهي قرآن، رساله عمليه، اخلاق، صرف و نحو را فرا گرفت، سپس روانه حوزه علميه اصفهان و قم گرديد. پس از پايان رساندن سطوح عاليه در سال 1321 هـ .ش به حوزه علميه نجف اشرف مهاجرت مي نمايد و از محضر اساتيد زير بهره مي برد:
دروس خارج فقه و اصول را نزد حضرات آيات: حکيم، شاهرودي و خوئي، منظومه حکمت را نزد شيخ صدرا بادکوبه اي،خلاصه الحساب مرحوم شيخ بهايي و سي فصل خواجه نصير الدين طوسي را نزد شيخ اسدالله زنجاني و بعضي از دروس را از محضر آيت الله شيخ مجتبي لنکراني و علامه اميني صاحب الغدير فرا گرفت.
بعد از ده سال پيمودن مدارج علمي در نجف، سال 1331 هـ .ش به ايران مراجعت نمود. به دستور آيت الله العظمي بروجردي به شهرستان سنقر کردستان رفت. در آنجا به اقامه جماعت، ارشاد و تبليغ مردم پرداخت و خدمات فراواني از قيبل تعمير و تأسيس مساجد، مدارس و حوزه علميه انجام داد و فرهنگ منطقه را دگرگون ساخت.انصاري در بحث و منظره مهارت خاصي داشت. وي بعد از عمري تلاش، خدمت و نويسندگي در راه مبارزه با خرافات و افکار باطل و حمايت از نهضت امام خميني در سال 1365 هـ .ش بر اثر سکته دار فاني را وداع گفت.

تأليفات او عبارت است از:

1- محرک احساسات .

2- رساله راه حل .

3- شناسنامه خر؛ که بيش از هفت مرتبه و هر مرتبه پنج هزار نسخه چاپ شده. در اين کتاب دستگاه شاه را با اين نام به مسخره گرفته است.

4- شناسنامه جديد .

5- رساله رهبران جهاني؛ پيرامون امتيازات پيامبران و امامان.

6- مقالات متفرقه اي که در سالنامه «پيام اسلام»، «اطلاعات»، «کيهان» و «نداي حق» منتشر گرديده است. 7

– اشعار و قصايدي که به مناسبت هاي مختلف در وصف ائمه اطهار سروده اند و بعضي از آنها به چاپ رسيده است.

***********************

آيت الله سيد ناصر الدين حجت

فرزند سيد محمد هاشم حسيني، سيزده رجب سال 1297 هـ.ق مطابق با 1258هـ.ش در نجف آباد به دنيا آمد. پدرش از علما ء و فضلا ء و ائمه جماعت و مدرسين نجف آباد بود.
مقدمات را نزد پدرش آموخت و براي ادامه تحصيل علوم ديني به اصفهان رفت و نزد آيات عظام: سيد محمد باقر درچه اي و آخوند کاشي و … دانش آموخت.
براي تکميل دروس حوزه به قم، مشهد و سپس به نجف اشرف هجرت نمود و فقه، اصول، تفسير، رجال و حديث را نزد اساتيد به پايان رساند. بعد از دريافت درجه اجتهاد به زادگاه خود باز گشت و در آنجا به نشر احکام و تبليغ مسائل ديني، تأليف و مبارزه با بهائيان پرداخت.
آيت الله سيد ناصر حجت از فقها ء، مجتهدین، حکماء، شعراء، مدرسين، دانشمندان و اطباء بزرگ زمان خود به شمار مي رفت و طبابت هم مي نمود. در کنار آن با بهائيت مبارزه مي کرد، سيد ناصر با عقايد باطل بهائيان زمان خود مبارزه مي کرد و کتاب «الحجة البالغه في تنبيه القلوب الزائغه» را سال 1339 هـ.ق بر ردّ بهائيت، به صورت مکاتبه، در جواب يکي از مبلغين بهائي نوشت و در خرداد ماه سال 1308هـ.ش به همت بعضي از اخيار و فضلاء در مشهد رضوي به طبع رسيد، و گرنه به فراموشي سپرده مي شد.

در کتاب شهرک نون آمده است که: نجف آباد در جنبش (زمان) مشروطه آرام نبود، سيد ناصر از محله نصير به انديشه وکالت افتاد. مردي بود موقر و با سواد، مسجدي و منبري داشت، با مبادي طب قديم آشنا بود. در آن روزگار از طبيب سيمرغ قاف بود، حضور وي در شهرک نون نعمتي بود.

تأليفات آيت الله ناصر الدين حجت:

1- فقه در طهارت با آب قليل.

2- حجة البالغه في تنبيه القلوب الزّائغه؛ که توضيح آن گذشت.

3- تفسير سوره و التين.

4- ديوان منشات.

5- ديوان قصايد، يا نفخات روح القدس؛ اين کتاب در برگيرنده اشعاري است که نويسنده ، در زمينه هاي مختلف مي سروده، است.

6- صراط مستقيم.

سرانجام سيد ناصر الدين حجت بعد از يک عمر تلاش علمي، مبارزه با عقايد باطل، تبليغ و ترويج احکام دين و رسيدگي به مشکلات مردم شب 17 ربيع الاول سال 1360هـ.ق در نجف آباد در سن 63 سالگي دار فاني را وداع گفت و در جنب قبر پدر خود در مقبره مسجد خويش (محله نصير) به خاک سپرده شد. روانش شاد باد.

***********************

آيت الله شيخ غلامرضا باقري

فرزند حاج ابوالقاسم در سال 1340 هـ .ق در روستاي عالم پرور «حاجي آباد» از توابع شهرستان نجف آباد پا به عرصه وجود نهاد. در سن پنج سالگي پدر خود را از دست داد و تا سن 16 سالگي زير نظر مادر و برادر، دروس فارسي را خواند. از دوران نوجواني به تحصيل علوم ديني پرداخت و مقدمات را نزد حضرات آقايان: ابوالقاسم حججي، حيدر علي يوسفان نجف آبادي، سيد مرتضي علوي و محسن الهي لاهيجي آموخت.
در سال 1364 هـ .ق براي تکميل مراحل علمي به نجف اشرف مهاجرت نمود و سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: محمد حسين اصغرخاني، عبدالحسين رشتي و سيد يحيي يزدي و فلسفه را نزد شيخ صدرا بادکوبه‌اي فرا گرفت. سپس به درس خارج فقه و اصول آيات عظام و مراجع بزرگ زير راه يافت، کاظم شيرازي، ابوالقاسم خويي، ميرزا هاشم آملي ، محمد علي کاظميني، سيد عبد الهادي شيرازي و سيد محسن حکيم. بعد از بهرگيري از خرمن پر بار بزرگان نجف اشرف به کمال علمي و اجتهاد رسيد. نامبرده در نجف اشرف از شاگردان ممتاز آيت الله خويي و بقيّه مراجع به شمار مي رفت و پيوسته به تدريس سطوح عاليه و خارج فقه و اصول اشتغال داشت. در سال 1391 هـ .ق بعد از 28 سال اقامت در نجف اشرف، به ايران مي آيد و طبق فرموده‌ي خودشان به اينجانب، به دنبال اخراج هزاران نفر از علماء و مردم عراق به وسيله حزب بعث، ناچار مي شود به حوزه علميه‌ي قم برگردد و به تدريس و تحقيق بپر دازد. سپس به مشهد رضوي رفت و ساکن آنجا گرديد. فرزند ايشان به نام حسن باقري در جبهه هاي جنگ به شرف شهادت نائل گشت.

تأليفات او عبارت است از :

1- نور الهدايه در امامت و ولايت» به طبع رسيده است.

2 – تقريرات درس اصول آيت الله خويي.

3- رساله اي در ارث زوجه» اين ها در نجف از بين رفته است.

4- رساله اي در اعتقادات» را به کسي داده است که به نام خودش چاپ کند.

5- فقه القرآن.

6 – داستان کاروان کربلا؛که چاپ نشده است.

***********************

آيت الله ابراهيم رياضي

فرزند آقا محمد، سال 1323هـ.ق(1277هـ.ش) در نجف آباد در خانواده اي کشاورز ديده به جهان گشود. در کودکي پدر را از دست داد، و تا 18 سالگي تحت سر پرستي برادر بزرگترش به کشاورزي و زراعت پرداخت. سپس به دنبال عشق و علاقه شديدي که به فراگيري علوم ديني داشت، نزد حضرات آيات علماء: محمد حسن عالم نجف آبادي، مير سيد علي مجتهد نجف آبادي، سيد محمد نجف آبادي و ميرزا محمد صادق اصفهاني زانوي ادب زد.در اصفهان درس فلسفه و شرح منظومه را از محضر شيخ محمود مفيد و شيخ محمد گنابادي معروف به خراساني فرا گرفت. سپس براي تکميل دروس خود را سال 1344هـ.ش به قم مهاجرت نمود و به درس خارج فقه و اصول آيات عظام :عبدالکريم حائري يزدي، حجّت و محمد علي قمي و فلسفه ي ميرزاي همداني و مرحوم شاه آبادي حاضر شد. و در اين ايام با امام خميني معاشرت داشت.
شيخ ابراهيم رياضي به خاطر تلاش، مجاهدت، تقوا و پر هيزگاري خاصّي داشت مورد توجه اساتيد خود چون آيت الله العظمي حائري يزدي قرار گرفت و تقسيم شهريه ي اصفهاني ها از طرف مرحوم حائري يزدي به ايشان واگذار گرديد. همزمان به تدريس سطوح عاليه پرداخت.
شيخ ابراهيم مناعت طبع داشت، و طلبه ها را به آن سفارش مي نمود. يک شب از رفقاي ايشان که از نجف آباد آمده بود گفت: مي خواهم، مقداري برنج و روغن براي شما بفرستم. شيخ گفت نياز ندارم، وبعد گفت من نياز داشتم و اگر قبول مي کردم تا يک سال کافي بود، ولي رد کردم که به ديگران برسد و چند نفر ديگر صاحب نان شوند و از طرفي خواستم انسان را گدا فرض نکنند.
شيخ ابراهيم معتقد بود و میگفت: باید جايي باشد که طلبه ها در آنجا درس بخوانند، در برهمین اساس مبادرت به ساخت حوزة علمیه الحجه نمود.
سرانجام شيخ ابراهيم رياضي بعد از يک عمر تلاش و فعاليت، ستاره اقبال او زود افول کرد و در مهر ماه 1333هـ.ش مطابق با 15 صفر 1374هـ.ق در سن 56 سالگي بر اثر سکته قلبي دار فاني را وداع گفت و در حسينيه اعظم که خود ساخته بود به خاک سپرده شد.

از تألیفات اوست:

1- تأسيس حوزه علميه (الحجه)نجف آباد در سال 1320هـ.ش برابر 1361هـ.ش که در ساختن اين مدرسه زحمت زيادي را متحمل شدند، آيت الله محمد علي اديب نجف آبادي از فرزند مرحوم رياضي حجت الاسلام حيدر علي رياضي نقل مي کرد: «روزي پدرم در حالي که ناراحت بود به منزل آمد مادرم از علت ناراحتي سؤال کرد پدرم فرمودند پول سنگ کاري بابت مدرسه را ندارم بدهم . مادرم گردبند طلاي خود را در آوردند و به پدرم دادند که بدهي را بپردازد».

2- ساختن حسينيه اعظم در نجف آباد.

3- تأسيس مسجد صفا.

4- تربيت شاگرداني همانند آيات و حجج اسلام :حسينعلي منتظري، محمد علي احمديان، عباس ايزدي، نعمت الله صالحي نجف آبادي، ابراهيم اميني، سيد جعفر طباطبايي چشمه اي و حيدر علي يوسفان.

***********************

آیت الله ميرزا علي آقا روحاني

حضرت مستطاب، آيت الله ميرزا علي آقا روحاني، سال 1351هـ.ق (1309هـ.ش) در خانواده اي سخت کوش و متدين در نجف آباد به دنيا آمد. پس از تحصيلات ابتدايي در دوازده سالگي به آموختن علوم ديني روي آورد. پس از يک سال و نيم به حوزه علميه قم شتافت و در مدرسه جدّه سکونت گزيد.
در شانزده سالگي رهسپار حوزه علميه نجف اشرف شد و به درس آيت الله مرتضي فيروز آبادي صاحب «عنايه الاصول» و درس خارج فقه و اصول آيات عظام: حکيم ، شاهرودي، سيد عبد الهادي شيرازي، سيد ابوالقاسم خويي رفت و توشه ها بر گرفت. اين تلاش بيش از سي سال از عمر با برکتش را تشکيل داد. وي در خلال اين مدت به تدريس فقه و اصول، تأليف و تصنيف پرداخت. از اساتيد خويش اجازه اجتهاد دريافت کرد. در سال 1400 هـ.ق(1359 هـ.ش)به قم آمد و به تکميل نوشته هاي خويش پرداخت. سرانجام در سن 64 سالگي، در تاريخ شانزده رجب الخير 1415هـ.ق(29 آذر ماه 1373هـ.ش) بدرود حيات گفت.

برخي از تأليفات چاپ شده او عبارتند از :

1- الفرقان في تفسير القرآن (که 2 جلد آن به چاپ رسيده است).

2- رهنگ يا علم و دانش.

3- معارف اسلامي .

4- اصول اسلام.

5- ترجمه اجوبه موسي جار الله؛ تر جمه جوابهاي سيد شرف الدين به موسي جارالله که همانند وهابيّت عقايد باطلي را ابراز نموده است.

6- الوصول الي مناقب آل الرسول (2 جلد آن به چاپ رسيده است).

7- خلفاء راشدين (4جلد).

8- الامام الحسين والمناوئون

تاليفات چاپ نشده ايشان نيز عبارت است :

1- الفرق ان في تفسير القرآن (20 جلد).

2- تعليقه بر شرح لمعه،رسائل و مکاسب (که برخي از آنها در چاپ کتاب کلانتر لحاظ شده است).

3- تنقيح المقال در شرح «وسيله النجاه »-باب طهارت (3جلد).

4- ترجمه و تفسير مختصر قرآن مجيد.

5- اعجاز قرآن.

6- کشف الاسرار (تطبيق دانش جديد با آيات قرآني).

7- عبقريه الهاشميّه.

8- المواهب في ايمان ابي طالب.

9- الامام علي في صفين.

10- العقيله الهاشميّه.

11- السقيفه.

12- سيره المويه.

13- الا رهاب في اتباع محمد بن عبد الوهاب.

14- روش خوشبختي.

15- عرفان و فلسفه.

16- شذرات الذّهب(حاوي 2000 حديث مستند و صحيح به حروف الفبا).

17- عقايد الشّيعه الاماميّه.

18- قبسات في علم الاوصل.

19- يک بحث از مواد صلبه (رد بر مادي گرايان).

***********************

حجت الاسلام و المسلمين مصطفي زماني

فرزند محمد باقر ،سال 1353هـ.ق در نجف آباد در خانواده اي اهل فضل و تقوا ديد ه به جهان گشود. دروس ابتدايي را در زادگاهش در کنار کسب و کار به پايان رساند. سپس مشغول تحصيل علوم ديني گرديد و به مدت دو سال در نجف آباد مقدمات را نزد اساتيدي همچون شيخ ابراهيم رياضي آموخت. براي ادامه تحصيل به قم هجرت نمود و از محضر درس آيات عظام: بروجردي ، امام خميني، اعتمادي، ستوده و مشکيني فيض برد.
او به نويسندگي و پاسخ به نياز هاي نسل جوان روي آوردو در اين راه سي سال از نويسندگان موفق، درد آشنا و سر شناس قبل از پيروزي انقلاب و بعد از آن بود. در اين راستا آثار مورد نياز را در زمينه هاي گوناگون با شرايط سخت اقتصادي و کمبود امکانات به جامعه عرضه کرد. او انساني با تقوا ، با اخلاص، زمان شناس ، پر کار ، مسؤوليت شناس ، با صداقت و دلسوز بود. به دنبال نوشتن کتابهايي همانند: ابراهيم بت شکن، قهرمان توحيد،کودک نيل و شيعه و زمامداران خود سر که روح انقلابي داشت ، از طرف ساواک دستگير و محکوم به يک سال زندان گرديد و يک نوبت هم در قم دستگير شد و به زندان شهرباني قم منتقل مصطفي زماني به خاطر نياز جامعه ، با کمک همفکران خود «انتشارات پيام اسلام»را در سال 1349 هـ.ش تأسيس کردند. او عمر شريف خود را وقف نوشتن، مبارزه با مفاسد اجتماعي، پاسخ به نياز جوانان و فرهنگ سازي جامعه نمود.

رمز موفقيت استاد در نويسندگي چند چيز مي باشد:

1- نظم 2- تلاش 3- اخلاص در کار و برنامه 4- زمان شناسي و شناخت دردها و نيازهاي اجتماعي 5- صداقت 6- ظيفه شناسي.
نامبرده در سال 1369 هـ.ش به ديار باقي شتافت و با تشييع جنازه اي بزرگ در يکي از حجرات حرم حضرت معصومه «س»در قم به خاک سپرده شد. روحش شاد.

تألیفات :

مصطفي زماني داراي 43اثر و کتاب چاپ شده مي باشد::

1- شيعه و زمامداران خودسر.

2- آينده اسلام.

3- کودک نيل يا مرد انقلاب.

4- به سوي اسلام با آيين کليسا .

5- ابراهيم بت شکن.

6- کنفرانس مذهبي لبنان و ملت فلسطين.

7- سليمان و بلقيس.

8- چرا رفوزه شدم.

9- طمع کاران کينه ورز.

10- قصه هاي قرآن.

11- مردان پاک.

12- .دختر وظيفه شناس.

13- جنايات غربي.

14- راه و بيراهه.

15- علي بن ابيطالب «ع«.

16- اسلام و تمدن جديد.

17- اسلام و خدمات اجتماعي.

18- دوستيهاي تلخ و شيرين.

19- داستانهاي مصور اسلام و کودکان.

20- فروع دين.

21- کارنامه سياسي-اجتماعي.

22- اعتياد هاي خطرناک.

23- رمز ترقي.

24- پيشگويي هاي علمي قرآن.

25- پيمان زناشويي.

26- مرگ سبز.

27- مذهب و رهبر ما.

28- حدود خسارات جهان و انحطاط مسلمين.

29- نقش کليسا در ممالک اسلامي.

30- سالنامه (1-8).

31- چهل حديث.

32- طوفان جواني.

33- مجله نرجس.

34- ديوان اميرالمؤمنين عليه السلام.

35- نهج البلاغه.

36- جوانان چرا؟.

37- ديوان علي عليه السلام.

38- مبارزه با خودکشي.

39- عروسي،تولدي جديدي.

40- بلوغ و غريزه جنسي.

41- وسواس.

42- امام موسي کاظم عليه السلام.

43- نکاتي درباره دستگاه آفرينش.

***********************

حجت الاسلام و المسلمين سيد محمود سجادي

فرزند جواد سال 1309هـ.ق در نجف آباد به دنيا آمد. بعد از آن که مقدمات را در زادگاه خود آموخت به اصفهان رفت و در مسجد نو و مدرسه جّده بزرگ از محضر اساتيد زير بهره مند گرديد، سيد محمد نور بخش معروف به سيد آقا جان ريزي، حاج ميرزا بديع درب امامي، شيخ محمد تقي مسجد شاهي، سيد مهدي درچه اي و از عموي خود آيت الله سيد محمد حسين سجادي هم استفاده برد. وي بعد از رسيدن به مراتب و کمالات علمي و معنوي به قصد ارشاد مردم و تبليغ احکام اسلام به نجف آباد باز گشت، و به اقامه جماعت و ترويج مسائل دين پرداخت. به خاطر زهد و تقوايي که داشت مورد توجه عموم مردم نجف آباد و اطراف قرار گرفت؛ به اندازه اي که مردم اعتقاد مخصوصي به او داشتند و او را مستجاب الدّعوه و داراي مقامات عالي مي شمردند، به همين جهت هنگام رحلت ايشان مردم زيادي در تشييع جنازه او شرکت کردند و شعراء در مدح او اشعاري سرودند.
آن مرحوم سهم مبارک امام«ع» را قبول نمي کردند، و از سهم سادات به مقدار نياز مصرف مي نمودند. مردم اعتقاد خاصي به ايشان داشتند و نذرات و هداياي زيادي را براي نامبرده مي آوردند. آن مرحوم آنچه را براي او مي آوردند نمي گذاشت تا شب باقي بماند بلکه آنها را بين فقراء و سادات تقسيم مي کرد، و زياد به حضرت ولي عصر (عج)متوسل مي شد.
سيد محمود سجادي شب سه شنبه اول ربيع الاول 1386هـ.ش در سن 77 سالگي دار فاني را وداع گفت و به جنت فردوس در جوار رحمت حق و اجداد پاکش پيوست و در حسينيه اعظم نجف آباد به خاک سپرده شد و آيت الله محمد علي اديب نجف آبادي در مراسم او در مدرسه علميه (الحجه)سخنراني کردند.تکميل بخشي از مسجد بازار نجف آباد اثر ايشان است.

***********************

حجت الاسلام و المسلمين سيد جواد سجادي

فرزند سيد محمود سال 1303 هـ.ش در نجف آباد در خانواده اي عالم و با فضيلت ديده به جهان گشود.بعد از تحصيلات ابتدايي و سپري کردن مقدمات علوم ديني نزد پدر و علماي محل، سال 1319هـ.ش در سن 16 سالگي به قم مهاجرت نمود و سطوح را نزد حضرات آيات و حجج الاسلام: اسدالله نوراللهي نجف آبادي، شهيد صدوقي، محمود سليماني نجف آبادي، علي اصغر قزويني، الهي لاهيجاني، شمس لنگرودي، سيد محمد علي قزويني، فاضل همداني، عبدالجواد اصفهاني ، صادق شريعتمداري و… فرا گرفت. تابستان ها به اصفهان مي آمد و به درس آيت الله شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي و سيد محمد باقر سه دهي حاضر مي شد. همچنين درس خارج فقه و اصول را از محضر آيات عظام: بروجردي، امام خميني، داماد، موسوي، گلپايگاني، مرعشي نجفي و عباسعلي شاهرودي استفاده کرد. بعد از مدتي به نجف آباد بازگشت و به ارشاد، تبليغ، تدريس، تأليف و اقامه جماعت در مسجد بازار پرداخت. اکنون نيز امام جماعت مسجد محله قبرستان را بر عهده دارد. نامبرده علاقه فراواني به هنر خوش نويسي(نستعليق)دارد و آثار فراواني در اين زمينه دارد.

از تأليفات او مي باشد:

1- شرح زندگاني امام چهارم »، در اين کتاب به سلسله انساب علمايي مي پردازد که به امام سجاد«ع»مي رسند .

2- شرح صمديه به فارسي.

3- شرح تبصره علامه حلّي به فارسي.

4- توضيح الخط.

5- ايقاظ الرّاقدين (اخلاقي، اجتماعي و اعتقادي).

6- دختران حضرت زهرا سلام عليها.

***********************

آيت الله شيخ نعمت الله صالحي نجف آبادي

فرزند حسينعلي ، سال 1302هـ.ش در نجف آباد پا به عرصه ي وجود نهاد. پس از تحصيلات ابتدايي در سن 15 سالگي جهت کسب علوم ديني به اصفهان رفت و ادبيات عرب، شرح لمعه، رسائل و مکاسب را نزد حضرات آيات: حاج آقا رحيم ارباب،حاج شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي (دائي خويش) و شيخ احمد فياض آموخت. در اوايل مرجعيت آيت الله بروجردي در سال 1325 هـ.ش به قم آمد و خارج فقه و اصول را نزد وي، امام خميني و سيد محمد داماد و فلسفه را نزد علّامه طباطبائي فرا گرفت. همزمان به تدرسي ادبيات عرب، فلسفه ، شرح لمعه ، رسائل مکاسب، کفايه و… پرداخت.
آقاي صالحي از آغاز نهضت امام خميني از حاميان و پيروان محکم ايشان بودند. پس از رحلت آيت الله بروجردي و آيت الله حکيم مرجعيت امام خميني را اعلان کردند که اين عمل به عنوان يک جرم بزرگ در پرونده وی در ساواک ثبت شد.

متن نامه ايشان

بسمه تعالي
صلاحيت مرجعيت عامه، حضرت آيت الله العظمي آقاي خميني مدظله العالي از قضاياتي است که قياساتها معها وکالنار علي المنار والشمس في رائقه النهار تأييد و ترويج و تقويت معظم له وظيفه شرعي هر فرد مسلمان و علاقمند به اسلام و مصالح مسلمين است.
نعمت الله صالحي نجف آبادي

تأليفات ايشان عبارت است از :

1- ولايت فقيه يا حکومت صالحان»که از راه عقلي به اثبات ولايت فقيه پرداخته است.

2- جمال انسانيت»که به صورت خيلي زيبا و نمونه، داستان حضرت يوسف را تفسير و موشکافي نموده است.

3- نقدي به نظر دکتر شريعتي در مورد قيام امام حسين عليه سلام.

4- توطئه ي شاه بر ضد امام خميني.

5- پژوهش جديد در چند مبحث فقهي.

6- حديث هاي خيالي در مجمع البيان به ضميمه تفسير چند آيه از قرآن مجيد.

7- مجموعه مقالات» چهارده مقاله تحقيقي.

8- شهيد جاويد»پيرامون قيام حسين عليه السلام.

9- نگاهي به حماسه حسيني شهيد مطهري و…

***********************

آيت الله شيخ اسد الله صفر نوراللهي

سال 1296 هـ.ش در نجف آباد به دنيا آمد . بعد از پايان تحصيلات ابتدايي وارد حوزه علميه نجف آباد شد و نزد شيخ احمد حججي، شيخ ابراهيم رياضي و سيد جعفر طباطبايي مقدمات را فرا گرفت. سپس در سن 17 سالگي وارد حوزه علميه اصفهان شد.
در اصفهان به درس آيات: شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي و حاج آقا رحيم ارباب و ميرزا علي آقا شيرازي حاضر شد. سپس به قم آمد و از محضر درس فقه، اصول، فلسفه و اخلاق آيات: امام خميني، محقق داماد و بروجردي خوشه برچيد آيت الله اسدالله نوراللهي عالمي خوش بيان و با استعداد بود. از همان اوايل طلبگي که وارد حوزه علميه قم شد به تدريس و تربيت شاگردان اشتغال داشت. در زمان آيت الله بروجردي نيز از مشاهير فضلاء و مدرسين حوزه علميه قم به شمار مي رفت. آيت الله احمديان نجف آبادي مي فرمودند:«وقتي ما به قم آمديم آقاي نوراللهي مغني و حاشيه تدريس مي کرد.»
آيت الله سبحاني مي فرمودند:«زمان آيت الله بروجردي به قم آمديم آقاي نوراللهي از مدرسين معروف حوزه علميه قم بودند و حدود دويست نفر شاگرد در درس ايشان شرکت مي کردند.»

برخي از شاگردان ايشان:

1- آيت الله العظمي محمد فاضل لنکراني، که از خودشان نقل است در سال 1372هـ.ش بيشتر شرح لمعه را نزد من خواندند.

2- آيت الله يحيي انصاري شيرازي.

3- سيد جواد سجادي.

4- ابوطالب مصطفايي.

5- غلامحسين ايزدي.

آقاي نوراللهي به خاطر فشارهاي روحي و مشکلات زندگي به دستور آيت الله بروجردي به ملاير رفت. بعد از دو سال به قم مراجعت نمود و به تدريس مشغول شد. در سال 1343 هـ.ش به تهران رفت و امام جماعت يکي از مساجد سر آسياب مهر آباد شد و در غربت به سادگي زندگي کرد.
بعد پيروزي انقلاب اسلامي به زادگاه خود آمد و تا پايان عمر در حوزه علميه نجف آباد به تدريس شرح لمعه، رسائل، مکاسب، کفايه و تفسير، سخنراني و امام جماعت اشتغال داشت. در حالي که از کمترين امکانات مادي بهره مند بود و با قناعت زندگي مي کرد وسرانجام در سن 86 سالگي در اوايل سال 1382هـ.ش در نجف آباد چهره در نقاب خاک کشيد و در جنت الشهداء نجف آباد به خاک سپرده شد

***********************

حجت الاسلام و المسلمين سيد جعفر طباطبايي

فرزند اسدالله ، سال 1290هـ.ش(1329هـ.ق)در روستاي چشمه احمد رضا از دهات کرون ديده به جهان گشود. پدرش در زماني که قحطي استان اصفهان را فرا گرفته بود به سارباني مشغول بود،هنگامي که بسياري از مردم بر اثر گراني و کمبود ارزاق ، جان خود را از دست دادند و از طرفي ياغي گري شديد نيز در اغلب منطق ايران و استان اصفهان (و نجف آباد بوسيله رضا خان جوزداني و جعفر قلي چرميني و علي نقي چي) و… صورت مي گرفت. وي از چهار سالگي به مکتب رفت و تا چهار ده سالگي فارسي و قرائت قرآن را آموخت. سپس به پيشنهاد پدرش براي تحصيل علوم ديني به حوزه علميه اصفهان رفت و سيوطي را نزد آيت الله شيخ ابراهيم رياضي نجف آبادي و معالم و شرح لمعه را در مدرسه س جدّه ي بزرگ نزد آيت الله شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي فرا گرفت.
همزمان از درس نهج البلاغه و اخلاق آيت الله ميرزا علي آقا شيرازي که در زهد و تقوا بي نظير بود بهره مند گرديد و از محضر علامه سيد علي طباطبايي نجف آبادي و آيت الله شيخ احمد حججي کسب فيض کرد.
نامبرده در سال 1323هـ.ش براي ادامه تحصيل مجدد وارد نجف آباد شد بود. با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران پشتيبان مادي و معنوي جوانان و رزمندگان بودند. يکي از فرزندان ايشان نيز، به نام سيد محمد طباطبايي، در جنگ عراق عليه ايران در منطقه موسيان سال 1403هـ.ق به شهادت رسيد.

نماز باران
قبل از سال 1370هـ.ش مردم شهيد پرور نجف آباد به دنبال خشکسالي از آيت الله شيخ عباس ايزدي درخواست مي کنند که نماز استسقاء (نماز باران) بخوانند و ايشان، حجت الاسلام سيد جعفر طباطبايي را معرفي مي نمايد و سيد جعفر نماز باران مي خوانند؛ به دنبال آن باران خوبي مي آيد، که نشانگر پاکي ايشان است. مي توان به آيات و حجج اسلام :شيخ اسدالله صفر نوراللهي نجف آبادي، شيخ ابراهيم اميني نجف آبادي و فتح الله اميد به عنوان شاگردان ایشان اشاره کرد.

تأليفات ايشان عبارت است از :

1- کليات ديوان اشعار هاشمي.

2- ديوان انقلاب با تلخص هاشمي که هر دو به چاپ رسيده است.در دبوان انقلاب نامبرده اشعاري راجع به امام خميني گفته اند.

3- ارکان دين.

4- پرتوي از جلوه حق(اشعار).

5- گلزار معرفت ،مشتمل بر احاديث و اشعار حکمت آميز عرب.

6- برتر از خون شهيد(احاديثي درباره فضيلت علم و عالم).

سيد جعفر طباطبائي در بهمن سال 1382هـ.ش مطابق با اواخر سال 1424هـ.ق به دنبال يک بيماري طولاني در سن 92 سالگي دست از جهان برکشيد و در جنت الشهدا به خاک سپرده شد.

***********************

آیت الله محمد حسن عالم نجف آبادي

استاد يگانه حوزه علميه ي اصفهان که در نجف آباد ديده به جهان گشود. پس از پيمودن علوم مقدماتي به اصفهان رفت و به محضر درس حضرات آيات و حجج اسلام: سيد محمد باقر درچه اي، حاج ميرزا بديع درب امامي، آخوند ملا محمد حسين کرماني، ملا محمد کاشاني معروف به آخوند کاشي، جهانگير خان قشقايي و جمعي ديگر از علماء حاضر شد. سپس به نجف اشرف عزيمت نمود و از محضر مراجع بزرگ وقت: آخوند خراساني و محمد کاظم يزدي کسب فيض نمود و به درجه اجتهاد و مقامات و کمالات علمي و معنوي دست يافت. پس از چندي به اصفهان بازگشت و از مدرسين، مجتهدين، فقها ء مشهور و ائمه جماعت مورد وثوق عام و خاص گرديد به صورتي که مورد احترام اقشار مردم اصفهان بود.
او سال ها در مدرسه جدّه تدريس فقه و اصول مي نمود. جمع زيادي از فضلاء و دانشمندان نيز که بعداً خود صاحب مقامات بالايي شدند از شاگردان او مي باشند.از توفيقات و الطاف پروردگار در حق او اين بود که موفق شد بيش از بيست دوره شرح لمعه شهيدين را در حوزه علميه اصفهان تدريس نمايد، در حالي که هر دوره آن حداقل چهار سال طول مي کشد،اگر روزي دو درس هم گفته شود تقريباً دو سال طول مي کشد تا به پايان برسد.

اکثر علماء و دانشمنداني که آن وقت در حوزه علميه اصفهان تحصيل مي کرده اند از محضر درس اين عالم يگانه و فقيه گرانمايه بهره مند گرديده اند. مرحوم شيخ محمد حسن عالم، داماد آيت الله مير سيد محمد مدرس نجف آبادي مي باشد.صاحب عنوان در شب سه شنبه 18 ربيع الاول سال 1384هـ.ق از دار دنيا رفت و به جوار رحمت حق پوست و در بقعه تکيه کازروني، در تخت پولاد اصفهان به خاک سپرده شد خدايش رحمت کند.

برخي از شاگردان او عبارتند از :
آيات و حجج اسلام: ، ابراهيم اميني، محمد علي احمديان، سيد روح الله خاتمي، نصرالله قضائي معروف به امام نجف آبادي، حيدر علي محقق اصفهاني، ابو طالب مصطفايي، سيد جعفر طباطبايي نجف آبادي چشمه اي، اسدالله صفر نور اللهي نجف آبادي، نعمت الله صالحي نجف آبادي (خواهر زاده ايشان)،حسینعلی منتظری. ابراهيم رياضي، سيد جواد سجّادي، محمد حبيب اللهي نجف آبادي، نويسنده توانا ابوالقاسم پاينده، سيد ابراهيم ابطحي و سيد محمود مدرس نجف آبادي.
آيت الله اميني درباره ي استادش شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي مي گويد:مرحوم شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي مردي پاک، زاهد، خوش اخلاق و مهربان بود به آنچه مي گفت عمل مي کرد. يکي از مجتهدين و علماي بزرگ بود.منبر مي رفت و از راه منبر ارتزاق مي کردو سهم امام را اصلاً مصرف نمي کرد.

حجت الاسلام والمسلمين شيخ مصطفايي نجف آبادي در باره ي استاد خود شيخ محمد حسن عالم مي فرمايد:« او از اوتاد بود واگر کسي يک ساعت در محضر او بود عوض مي شد هنگامي که مي خواست پول به طلبه ها بدهد با من مشورت مي کرد و بعد استخاره مي کرد ايشان با من عقد اُخوت بسته بود که هر کدام به بهشت رفتيم ديگري را هم ببريم و هر کدام زنده مانديم براي ديگري طلب مغفرت نماييم».

تأليفات آيت الله عالم نجف آبادي:

1- تقريرات فقهي و اصولي اساتيدش که چاپ نشده .

2- فضيله السيادة و فضائل السادات»پيرامون سادات و احاديثي درباره آنها

***********************

آيت الله العظمي مولي عبد الرّحيم نجف آبادي

از فقها ء، اصوليين و مجتهدين بسيار بزرگ، معروف به فاضل، فرزند مولي علي در نجف آباد چشم به جهان گشود. در زادگاهش و اصفهان تحصيلات حوزوي خود را ادامه داد و براي تکميل دروس به نجف مهاجرت نمود. در زمان حيات و مرجعيت صاحب جواهر به درس بزرگاني همچون سيد مجاهد حاضر شد و عمده بهره خود را از محضر شريف العلماء مازندراني برد. مولي عبدالرحيم معاصر شيخ انصاري بوده است، و از شيخ محمد نبي تويسرکاني صاحب کتاب «لئالي الاخبار» استفاده کرد و در سال 1279هـ.ق از وي اجازه اي دريافت نمود. مرحوم آيت الله علامه شيخ آقا بزرگ تهراني در الذّريعه مي فرمايد:«حاج مو لي عبد الرحيم نجف آبادي، عالم، فاضل، مجتهد، فقيه و اصولي بود.»
وي بعد از کسب درجه اجتهاد و رسيدن به درجات و کمالات علمي و عملي در نجف اشرف به اصفهان مراجعت و در آنجا مورد توجه همدرس خود آيت الله سيد اسدالله بيد آبادي که در نجف با هم بودند قرار مي گيرد. پس از چندي در نجف آباد ساکن مي گردد و به تأليف ،تدريس و تبليغ دين مي پردازد. صاحب «المآثر والاثار» از او به عنوان «رئيس و شخصيت بزرگ و مجتهدي فحل (قوي و نيرومند)نام مي برد.

از آثار ملا عبد الرحيم در نجف آباد مسجدي در محله حکيم کنار خيابان حکيم( قدس) است.

از تأليفات اوست:

1- کتاب مهم و پر حجم «حقايق الاصول»کتابي مفصّل، از اول مباحث اصول تا آخر.

2- نوشته اي را در فقه (باب طهارت) به او نسبت مي دهند که موجود نمي باشد ولي از مرحوم آيت الله مير سيد علي آيت نجف آبادي نقل شده که فرمو ده اند :مولي عبد الرحيم کتابي را در فقه نوشته بود که من گاهي مي آمدم منزل مرحوم حاج شيخ جعفر (نوه ايشان) و از آن استفاده مي کردم.

تاريخ وفات فقيه و اصولي بزرگ آيت الله العظمي مولي عبد الرحيم معلوم نيست منتهي بعد از سال 1286 هـ.ق که کتاب حقايق الاصول خود را چاپ کرده از دنيا رحلت کرده است و جنازه آن مرحوم را طبق وصيتش به نجف اشرف منتقل کردند و در وادي السلام به خاک سپردند.

***********************

آيت الله العظمي مولي علي محمد نجف آبادي

عالم و عارف بزرگ شيخ علي محمد فرزند محمد جعفر نجف آبادي اصفهاني نجفي از بزرگان علماء و فقهاء از مشاهير مدرسين و مجتهدين در اواسط قرن 13 هـ.ق در نجف آباد به دنيا آمد. پدر و اجداد او از تجار و بزرگان بودند وي بعد از پيمودن مقدمات به حوزه علميه اصفهان رفت و نزد اساتيد زيادي از جمله: جهانگير خان قشقايي و مولي محمد کاشاني درس خواند سپس به نجف اشرف عزيمت کرد و سالها از محضر آيات و مراجع بزرگ نجف اشرف همچون ميرزا محمد حسن شيرازي (صاحب فتواي تنباکو ) بهره برد بعد از مهاجرت ميرزا به سامرا در سال 1991هـ.ق، او نيز به سامرا عزيمت کرد و در محضر استاد بود سپس به نجف اشرف برگشت و به تدريس معقول و منقول در مسجد هندي پرداخت و عده زيادي از دانش او استفاده بردند از خصوصيات او عزلت و گوشه گيري بود با کسي جز کتابهايش انس نمي گرفت تا آخر عمرش عيال اختيار نکرد و به تجرّد گذراند. به غير از دو روز حرام (عيد فطر و عيد قربان ) ، تمام ايام سال روزه دار بود در شبانه روز جز يک بار نمي خورد و هميشه در حال ذکر و اهل مراقبه بود وي در نجف اشرف داراي کتابخانه ي بزرگي بود که داراي بيش از چهار هزار نسخه کتاب داشت وصي او حاج نظر علي شوشتري (صاحب حسينيه شوشتريها )کتابهاي او را به کتابخانه ي شوشتري ها در نجف منتقل ساخت و در اختيار عموم نهاد نامبرده در سال 1332 هـ.ق برابر با 1292هـ.ش در نجف اشرف از دنيا رفت .

از شاگردان ايشان است آيات عظام: علامه شيخ آقا بزرگ تهراني،سيد جمال الدين گلپايگاني ،علامه ذوالفنون شيخ محمد حسين غروي اصفهاني (مشهور به کمپاني)، سيد عبدالهادي شيرازي، شيخ محمد حسن علامه نجف آبادي، مولي حاج ميرزا علي آقا ايرواني، سيد شمس الدين محمود مرعشي نجفي مدفون در نجف اشرف و آيت الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي.

***********************

حاج علي منتظري

فرزند حسينعلي معروف به «رضا ميرزا محمد»در سال 1275هـ.ش در نجف آباد متولد شد و به کشاورزي اشتغال ورزيد. در کنار آن علوم ديني را نزد آيت الله شيخ احمد حججي فرا گرفت و به اقامه جماعت و ارشاد مردم پرداخت. در نجف آباد به عنوان يکي از شخصيتهاي علمي به شمار مي رفت. مردم در مشکلات از ايشان کمک گرفته و در مجالس گوناگون دعوتش مي کردند. حاج علي منتظري پيوسته مورد اعتماد مردم نجف آباد بود.

در زمان طاغوت به اقامه ي نماز جمعه نجف آباد و ايراد خطبه و روشن گري مردم پرداختند. در پيروزي انقلاب نقش مهمي در بسيج مردم داشتند. در زمان جنگ تحميلي نيز مدت زيادي در جاهاي مختلف جبهه ها رزمندگان از وجود ايشان بهره بردند و حضور ايشان در جبهه ها باعث دلگرمي رزمندگان بود. او با مهارت لازم به سؤلات فقهي رزمندگان پاسخ مي دادند. سرانجام اين انسان سخت کوش در سن 99 سالگي در خرداد 1368هـ.ش به رحمت ايزدي پيوست و طي يک تشييع جنازه باشکوهي پيکر آن مرحوم با شرکت مردم استان اصفهان و شهرستان شهيد پرور نجف آباد، مَدخل ورودي جنِت الشهداء به خاک سپرده شد و بعداً آيت الله ايزدي امام جمعه ي نجف آباد نيز در کنار ايشان آرميد.

***********************

شهيد حجت الاسلام محمد منتظري

فرزند آيت الله منتظري ،در سال 1323هـش در نجف آباد در خانواده علم، دانش و تقوا و در محيط کشاورزي پدر بزرگش حاج علي منتظري ديده به جهان گشود. در دامان مادر و تحت تربيت پدر رشد يافت. هوش، تلاش وزيرکي محمد از همان روزهاي نخست زبانزد بود.

محمد پس از آن که دوران تحصيلات ابتدايي را به پايان رساند با راهنمايي پدرش مقدمات علوم ديني را در مدرسه (الحجه)نجف آباد آغاز کرد و در قم ادامه داد. به خاطر برخورداري از هوش، استعداد، وتلاش پي گير به سرعت مراحل مختلف درس هاي طلبگي را به پايان رساند. در همان ايام به تدريس و تربيت شاگردان مي پرداخت و درس هاي حکومت اسلامي، اقتصاد و زبان انگليسي را براي طلبه ها برقرار مي کرد. به دوستان خود آموزش سياسي و مبارزاتي مي داد. نزد پدرش، امام خميني و آيات عظام: محقق داماد، مشکيني و… تحصيل علوم ديني را ادامه داد. محمد ساده زندگي مي کرد و از تشريفات بدور بود،

***********************

حجت الاسلام و المسلمين حسن علي کرباسي

سال 1306هـ.ش در نجف آباد اصفهان ديده به جهان گشود. بعد از گذراندن مقدمات با راهنمايي مرحوم آيت الله شيخ احمد حججي وارد حوزه علميه نجف آباد شد و نذر کرد اگر موفق شود به حوزه علميه اصفهان برود هر هفته پنج شنبه ها روزه بگيرد و پياده از اصفهان به نجف آباد براي ديدار مادرش برگردد.
وي در سال 1336هـ.ش به حوزه علميه قم آمد و به درس مراجع بزرگ وقت : بروجردي، محقق داماد، حائري يزدي، امام خميني رفت. وي تمام توان خود را براي پيروزي انقلاب اسلامي به خدمت گرفت. مخلصانه کار مي کرد،شيفته خدمت به مردم و دين اسلام بود.ساده و با قناعت زندگي مي کرد. بيشتر زندگي خود را از ملک کشاورزي مي گذراند و از مصرف وجوهات به شدت پرهيز مي نمود. سرانجام اين عالم رباني در سال 1378هـ.ش در سن 72 سالگي بر اثر سکته قلبي، شب شهادت امام محمد باقر«ع» دار فاني را وداع گفت و در شاه عبدالعظيم شهر ري به خاک سپرده شد.

لازم به ذکر است مدرسه علميه امير المؤمنين شهر ري بعد از رحلت ايشان به مديّريت فرزند دانشمند و متعهدش شيخ محمد رضا کرباسي اداره مي شود. از شيخ محمد حسن کرباسي کتابي تحت عنوان «اعترافات در خلوت با معبود»در سال 1377هـ.ش در حيات نامبرده به طبع رسيده است. نويسنده در اين کتاب به مناجات با خداي خود پرداخته و حقايقي را در زمينه هاي گوناگون بيان کرده است.

***********************

آيت الله شيخ سيف الله نور محمدي

فرزند عباس، در سال 1312 هـ.ش در نجف آباد به دنيا آمد. قبل از بلوغ در سال 1327هـ.ش به قصد زيارت کربلا رفت و حدود سه سال مشغول کفش دوزي بود. روز ها کار مي کرد و شبها به دروس ديني و قرآن مي پرداخت. در 16 سالگي به دروس طلبگي مشغول شد و از مقدمات تا کفاية الاصول را در کربلا نزد آيات بزرگ: شيخ يوسف خراساني، سيد محمد شيرازي و سيد اسدالله صدر هاشمي اصفهاني فرا گرفت. سپس به حوزه نجف رفت و به درس خارج حضرات آيات: خويي، امام خميني، سيد عبد الاعلي سبزواري، شيخ محمد حسين حلّي و شيخ غلامرضا باقري نجف آبادي حاضر شد. بعد از 24 سال سکونت و تحصيل در نجف و کربلا به ايران بازگشت و در قم به درس آيات عظام: گلپايگاني و فاني اصفهاني رفت. اکنون در قم به تدريس سطوح عاليه اشتغال دارد.

تألیفات و آثار ايشان عبارت است از:

1- دلائل الشريعه في شرح وسائل الشيعه»که به سند شناسي روايات ، همانند مجلسي پرداخته است و هنوز به چاپ نرسيده است.

2- کتاب”اخلاقيات”.

3- آداب الصلواة؛ که در ضمن کتابهاي ديگر به چاپ رسيده است.

***********************

آيت الله العظمی سيد محمد مدرس نجف آبادي

از علماء، مراجع، مدرسين و محققين بزرگ، معروف به مدرس، فرزند سيد محمد حسين حسيني، در سال 1294هـ.ق در يکي از خانواده هاي روحاني و اهل علم نجف آباد متولد شد. مقدمات را در زادگاه خود و اصفهان نزد ميرزا هاشم چهارسوقي و ميرزا بديع آموخت. در هجده سالگي به نجف اشرف مهاجرت نموده و به درس فقها و اعاظم زير حاضر شده و استفاده برده است:
شيخ محمد کاظم خراساني، سيد محمد کاظم يزدي، سيد محمد فشارکي، حاج آقا رضا فقيه همداني، حاج سيد اسماعيل صدر اصفهاني، وي با پيمودن مدارج علمي و عملي از شاگردان نمونه و طراز اول مرحوم آخوند خراساني گرديد و بعد از ده سال کسب علم در نجف اشرف با دريافت درجه اجتهاد از اساتيد عصر خود، به اصفهان بازگشت و به تدريس فقه و اصول، اقامه جماعت و مرجعيت در فتوا، مرافعات و استفتاء مشغول گرديد. اکثر علماء و دانشمندان حوزه علميه اصفهان به درس او حاضر مي شدند.
به گفته ي بزرگان و نويسندگان(همانند نويسنده ي کتاب الاصفهان) مهمترين حلقه درس خارج فقه و اصول حوزه علميه اصفهان آن زمان، مربوط به آيت الله سيد محمد مدرس نجف آبادي بوده است. تمام کساني که در اصفهان و اطراف به شهرت علمي دارند از محضر درس او بهره و خوشه گرفته اند.
سرانجام وي در سه شنبه 25 ذيقعده سال 1358هـ.ق در سن 65 سالگي بدرود حيات گفت و در تخت فولاد اصفهان در بقعه سيد العراقين به خاک سپرده شد.
از آثار و تألیفات قلمي اوست:

1- دو جلد شرح کفايه الاصول استادش مرحوم آخوند خراساني که در زمان حيات مرحوم سيد محمد، به همّت فرزند دانشمندش حاج آقا حسين مدرس به طبع رسيده است و يکي از بهترين حواشي بر کفايه الاصول است.

2- تقريرات درس خارج فقه و اصول ايشان که به وسيله شاگردان او نوشته شده مانند تقريرات قسمتي از بيع را که مرحوم آيت الله فياض و تقريراتي که مرحوم آيت الله شيخ حيدر علي محقق نوشته ولي چاپ نشده .

گفته ها و نظريات در رابطه با آيت الله سيد محمد مدرس نجف آبادي:

1- آيت الله شيخ عبدالجواد جبل‌آملي گويد: من رسائل و مکاسب و مقدار زيادي از کفايه الاصول را در خدمت فقيه و مجتهد معروف آيت الله سيد محمد نجف آبادي خواندم . ايشان استادي بزرگ بودند و در درس کفايه مدرس مبرّز بودند.

2- آيت الله مشکوة گويد: من کفايه الاصول را خدمت مرحوم آيت الله سيد محمد نجف آبادي شاگرد مرحوم آخوند خراساني خوانده ام. آن بزرگوار (سيد محمد) در کفايه استاد بود و مي گفت بعضي از جاهاي کفايه را خودم بيان کرده ام يعني من عنوان کردم و مرحوم آخوند نوشتند.

3- مرحوم آيت الله سيد حسن مدرس اصفهاني گويد:«من سطح و خارج کفاية الاصول را از محضر آيت الله سيد محمد نجف آبادي استفاده کردم. ايشان يگانه مدرس اصفهان بود و خيلي منظم درس مي داد.

شاگردان آيت الله سيد محمد نجف آبادي:حضرات آيات و حجج اسلام:
علي مشکوة، حيدر علي محقق، احمد فياض ، عباس اديب اصفهاني ، عبدالجواد جبل آملي ، سيّد حسن مدرس هاشمي اصفهاني ، سيد اسماعيل صدر اصفهاني ، شهيد اشرفي اصفهاني ، مرتضي اردکاني ، محمد تقي فشارکي ، محمد تقي نجفي ، محمد حسين مهدوي اردکاني ، سيد علي فاني ، مجتبي مير محمد صادقي، سيد مرتضي ابطحي ، ابوالحسن موسوي شمس آبادي ، روح الله خاتمي، حسين خادمي ، عبدالرسول قائمي ، علي اکبر صالحي کرماني ، سيد محمد باقر نحوي، مرتضي دهکردي، سيد کاظم گلپايگاني ، علي بن حاج زين الدين خوزاني ، محمود شريعت فرزند شيخ جلال الدين، مصطفي ارسطويي نجف آبادي، سيد مهدي حجازي، حيدر علي خان برومند گزي، فضل الله حجازي، محمد حسن سه چهاري، محمد حسن همداني، محمد حسين مشکيني ، حاج امير آقا فلاورجاني، امجد الدين نجفي، سيد مصطفي زانياني ، مصطفي مير عمادي ، هبة الله هرندي، مرتضي نجفي ، محمد آل رسول ، مرتضي ملّا باشي حجازي ، مهدي مير عمادي ، حيدر علي صلواتي ، ميرزا علي مهرباني کرماني ، شمس الدين خادمي ، نصرالله قضائي، ابراهيم رياضي، سيد جعفر طباطبايي نجف آبادي، محمد حبيب اللهي نجف آبادي ، غلامحسين منصور، سيد محمود مدرس و شريف روحاني نجف آبادي.

***********************

آيت الله هاشم مير دامادي

معروف به نجف آبادي سال 1303 هـ.ق در نجف اشرف در خاندان علم و فضيلت چشم به جهان گشود. نسب او با سي واسطه به فرزند امام صادق «ع» مي رسد.سيد هاشم بن سيد محمد بن سيد علي بن سيد مرتضي بن سيد محمد باقر نزيل(يعني ساکن نجف آباد) بن سيد مرتضي و… تا آنجا که با سي واسطه و از طریق ابی الحسن محمد الدیباج(متوفي 203) به امام صادق «ع»می رسد.

از بین بيشتر سلسله جلیله ایشان که همه اهل علم و فضيلت و از علماء، سادات و در شمار رجال دين می باشند، سيد محمد باقر فرزند سيد مرتضي به نجف آباد اصفهان مي آيد و به ترويج احکام دين مي پردازد. سيد هاشم از اولاد او و احفاد (نوه هاي ) سيد محمد باقر است که در دو سالگي پدر خود را از دست داد و تحت سر پرستي مادر قرار گرفت. به خاطر هوش سر شار به تحصيل علم پرداخت.

فرزندش مرحوم حجت الاسلام سيد حسن مير دامادي گويد:پدرم آيت الله سيد هاشم نجف آبادي فرمودند: قبل از سنين بلوغ بيشتر وقت من در مجالس علماء و رجال علمي و مراجع عاليقدر مي گذشت، و آمادگي فوق العاده اي براي کسب فضيلت و پذيرش هر گونه استفاده علمي را داشتم، و تنها آرزوي من رسيدن به مقامات عاليه علم و عمل بود. از طرفي مادرم اصرار داشت که به خاطر سختي در امرار معاش کار کنم، تا اين که از يکي از اساتيد خواستم نزد مادرم بيايد و مشکل را حل کند.
سيد هاشم مير دامادي بعد از گذراندن علوم مقدماتي وارد حوزه نجف اشرف شد. از محضر اکابر و بزرگان آن ديار همچون آيات و مراجع بزرگ: آخوند خراساني، ميرزا محمد تقي شيرازي (معروف به ميرزاي کوچک)، ميرزا حسين نائيني و … بهره برد، و از درس اخلاق و عرفان حضرات آيات: سيد احمد کربلايي، سيد مرتضي کشميري و ميرزا جواد آقا تبريزي استفاده کرد. در دوران جواني به درجه اجتهاد و مقام شامخ علمي رسيد، سپس به مشهد مقدس آمد. او مردي متقي، پرهيزگار، خوش اخلاق، خدا ترس بود و با قناعت زندگي مي کرد

مبارزات سياسي سيد هاشم ، در کشف حجاب زمان رضا خان

آيت الله سيد هاشم مير دامادي از رهبران مبارزه با کشف حجاب رضا خان در سال 1354هـ.ق بود. به دنبال کودتاي 1299 هـ.ش، کشف حجاب که يک نوع فرهنگ زدايي ديني و سوغات غرب به حساب مي آمد در سراسر ايران مخصوصاً در تهران، مشهد و قم با مخالفت علماء مواجه گرديد و در مسجد با سخنراني آيت الله بهلول در مسجد گوهر شاد به خاک و خون کشيده شد. روحانيون خراسان با کشف حجاب مخالفت نمودند و آيت الله حاج آقا حسين قمي به عنوان اعتراض به تهران رفت که او را دستگير کردند. و به زندان بردند. به دنبال بازداشت آيت الله قمي مردم مشهد به منازل علماء همچون: آيت الله اردبيلي و آيت الله سيد هاشم مير دامادي آمدند و در تاريخ 10 ربيع الثاني 1354هـ.ق برابر با 20 تير ماه 1314هـ.ش مأموران دستگاه مسلحانه وارد منازل علماء شدند؛ عده‌اي را مجروح و دستگير نمودند، مردم نيز به مبارزه خود ادامه دادند و به مسجد گوهر شاد رفتند، سپس مأموران حمله مي کنند و کشتار وسيعي راه مي اندازند؛ رهبران و علماء نهضت که مخالف کشف حجاب بودند همانند: سيد هاشم مير دامادي، سيد يونس اردبيلي، شاهرودي و نهاوندي را بازداشت مي کنند. سيد هاشم مير دامادي مدتي به زندان تهران منتقل مي شود، سپس به همراه 24 نفر ديگر از علماء مبارز محاکمه و به سمنان تبعيد مي گردد.
سيد هاشم مير دامادي در شب سه شنبه 23 جمادي الثانيه 1380هـ.ق در سن 77 سالگي وفات يافت و در جوار مرقد مطهر امام هشتم ثامن الحجج علي بن موسي الرضا «ع» در دار السّعاده منزل گرفت. عاش سعيداً و مات سعيداً.

از تأليفات سيد هاشم است:
1- رساله اي در رجعت.

2- ترجمه کتاب سيف الامّه؛ مرحوم نراقي که بخشي از آن نا تمام ماند و توسط فرزندش سيد حسن ترجمه گرديده است.

3- شرح حال علماء بزرگ همراه داستان ها.

4- خلاصه البيان في تفسير القرآن؛ تفسير فارسي قرآن که دو جلد آن به طبع رسيده است.

5- برخي از تقريرات درس مرحوم نائيني.

6- جزواتي در علم اخلاق.

***********************

آیت الله ابراهيم امينى

فرزند حسين در سال 1304 در نجف آباد متولد شد . در حدود شش سالگى پدرش رااز دست داد. تا كلاس ششم ابتدايى در يكى از مدارس شبانه غير دولتى درس خواند، از همان زمان به تحصيلات علوم دينى علاقه فراوانی داشت. در فروردين 1321 به قصد تحصيل علوم دينى به حوزه علميه قم رجعت نمود در حدود سه ماه در قم توقف داشت ایشان می گوید: دوران خوش و زيبايى بود، مخصوصاً شركت در درس اخلاق امام خمينى (حاج آقا روح الله) برايم بسيار جالب بود. با فرارسيدن تعطيلات تابستانى ناچار به نجف آباد مراجعت كردم. تابستان را در نجف آباد به تحصيلات ادامه دادم. به دليل كميابى و گران بودن ارزاق (دراثر اشغال ايران بوسيله سپاه متفقين) ناچار شدم براى ادامه تحصيلات به حوزه علميه اصفهان بروم. به همان دليل معيشت در اصفهان نيز دشوار بود. ولى از جهت مدارس محل سكونت و وجود اساتيد دانشمند مخصوصاً دروس ادبيات در سطح بسيار غنى و ممتاز بود. ابتدا در مدرسه نوريه و بعد از چندى در مدرسه كاسه گران و در نهايت در مدرسه جده بزرگ مسكن گزيدم.

زندگى علمى
دروس ادبيات؛ صرف و نحو و معانى بيان را نزد اساتيد معروف آقايان : شيخ رمضانعلى املائى، سيد محمد جواد غروى ، حاج ميرزا محمود معين نجف آبادى ، سيد محمد باقر ابطحى ، شيخ هبةالله هرندى ، شيخ هاشم جنتى ، شيخ محمد جواد اصولى . فراگرفتم

اساتيد منطق : سيد محمد هاشمى قهدريجانى ، حاج آقا صدر هاطلى كوپايى .

بخش اعظم كتاب هاى سطح فقه و اصول را نيز نزد اساتيد بسيار خوبی همچون: حاج شيخ محمد حسن عالم نجف آبادى ، سيد على اصغر محقق برزونى ، حاج آقا رحيم ارباب ، حاج شيخ مرتضى اردكانى ، سيد عباس صفى دهكردى ، حاج شيخ على قديرى ، حاج شيخ محمد رضا جرقويه اى ، حيدر على برومند خواند.

اساتيد اخلاق : حاج شيخ محمد حسن عالم ، حاج ميرزا على آقا شيرازى .

در حدود شش سال در اصفهان بود و دروس ادبيات را در حوزه علميه اصفهان تدريس نمود سرانجام اواخر شهريور ماه 1326 براى ادامه تحصيلات به حوزه علميه قم بازگشتم .

اساتيد سطح: آقايان حاج آقا رضا بهاءالدينى ، حاج شيخ عبدالجواد جبل عاملى ، ميرزا محمد مجاهدى ، سيد محمد باقر سلطانى، سطح کفایه جلد اول را نزد آیت الله نجفی مرعشی و سطح کفایه جلد دوم را نزد آیت الله گلپایگانی خوانده است.

اساتيد دوره عالى (خارج ): بعد از اتمام درس سطح در درسهاى خارج فقه و اصول شركت ، يك دوره كامل اصول و كتابهايى از فقه را خواند. اساتيد درس خارج: آيات عظام: سيد حسين طباطبايى بروجردى، حاج آقا روح الله خمينى (امام) حاج سيد محمدرضا گلپايگانى ، سيد محمد محقق داماد.

اساتید فلسفه و عرفان ، تفسير و اخلاق : شرح منظومه حكمت حاج ملاهادى سبزوارى، اكثر كتاب هاى اسفار اربعه صدر الدين شيرازى و كتاب تمهيد القواعد كتاب منطق و فلسفه شفاء ابوعلى سينا را نزد علامه سيد محمد حسين طباطبايى تبريزى خواند و در درس تفسير و اخلاق ايشان نيز شركت مى نمود.

تدريس: كتاب هاى سطح فقه و اصول ، فلسفه و كلام را در حوزه ، تدريس میكرد.

زندگى سياسى
در سال 1342 شمسى كه مبارزات ضدّ رژيم پهلوى شروع شد، تشكّل اولیه جامعه مدرسین قم بدون اين كه خودش را به صورت يك جمعيّت متشكّل معرّفى كند با جدّيّت تمام در خدمت امام خمينى(قدس سره) بود و از او حمايت مى كرد. در چاپ و نشر اعلاميه ها، در تشويق علما و مراجع براى همكارى ، تشويق مردم به اعتصاب ، در مسافرت به شهرستان ها، در اعزام طلاّب به شهرستان ها، در تشويق مدرّسان به امضاى اعلاميه ها، جدّى و فعّال بودند.

بعد از بازداشت امام خمينى در پانزدهم خرداد 1342 نيز در روشن كردن افكار مردم و تشويق مراجع و علماى قم و شهرستان ها نيز فعّال بودم . همين تشكّل بعد از تبعيد امام به تركيه و بعداً به نجف اشرف ، مسئوليّت ارتباط امام با مردم وهدايت مردم و گرم نگه داشتن ميدان مبارزه را بر عهده داشت. بعد از بازداشت امام در پانزدهم خرداد 1342 و هجرت جمعى از علماى بزرگ به تهران براى آزاد كردن حضرت امام، بنده نيز به تهران رفتم و در جمع آنان فعّال بود. در دعوت به تشكيل جلسات مشترك، درتشويق آنان به اقدامات مناسب، در تهيّهء اطلاعيه ها، در تشويق به توقّف در تهران و اقدامات لازم براى آزادى امام و پيش گيرى از تبعيد و ادامهء زندان و اعدام احتمالى امام ، نقش فعّالى داشت .

يكى از يازده نفرى بود كه بعد از وفات آية الله حكيم اعلاميهء مرجعيّت امام خمينى را امضا كردند. زمانى كه امام از نجف اشرف به پاريس تشريف برد به پاريس رفت و با امام در بارهء حوادث ايران ملاقات و گفتگو داشت .

بعد از پيروزى انقلاب همراه با اعضاى جامعهء مدرّسين يا به تنهايى، در خدمت امام و انقلاب بود. پانزده روز بعد ازپيروزى انقلاب از سوى امام مأموريّت يافت كه به استان هرمزگان برود و به امور نهادهاى نوپا و اوضاع ارتش و ادارات بندرعبّاس ، جزيرهء كيش و ديگر جزاير استان و وضع علماى اهل سنّت و حوزه هاى علميّه رسيدگى كند. از اين رو، چندماه در آن جا توقّف كرد و در بين طلاّب و علماى اهل سنّت مبلغى تقسيم نمودكه بعد از آن به دستور امام به صورت شهريّهء مستمر در آمد.

بعد از مراجعت از هرمزگان بار ديگر از سوى حضرت امام مأمور شد به استان مازندران به ويژه تركمن صحرا برو و به امور آن جا رسيدگى كند و به دستور امام اوّلين شهريّهء رسمى را به طلاّب و علماى اهل سنّت پرداخت. براى اجراى فرمان عفو امام سفرى به همدان، ملاير و نهاوند و مأموريّت ديگرى نيز به نائين داشت .

سه دورهء هشت ساله، به نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى از استان چهارمحال و بختيارى انتخاب شد . در مقام نائب رئيسى و در كميسيون ها و در اداره دبيرخانه خبرگان انجام وظيفه كرد و فعال بود . ولى در دورهء چهارم ، با همه اصرارى كه دوستان ، در كانديداتورى از تهران داشتند به عللى كه مهمترين آنها عدم قدرت بر انجام وظيفه بود امتناع ورزيد.

علاوه بر اين ها، عضو هيئت امناى دانشگاه امام صادق(ع) عضو هيئت امناى مجمع جهانى علوم اسلامى طلاّب غيرايرانى ، عضو هيئت علمى و برنامه ريزى مجمع جهانى علوم اسلامى بود و در جامعهء مدرّسين حوزهء علميّهء قم كه يك نهاد علمى ـ سياسى است ، چه قبل از پيروزى انقلاب و چه بعد از آن ، همواره يك عضو فعّال بوده است . مدّت ها به عنوان دبير و گاهى به عنوان نايب رئيس به قدر وسع و توانايى انجام وظيفه مى كرده و نيز مسئول بخش فرهنگى اين نهاد بود .

از ارديبهشت 1371 به دستور مقام معظّم رهبرى آية الله خامنه اى ـ مدّظلّه العالى ـ به امامت جمعه شهر قم منصوب شد و به اتفاق آية الله مشكينى و آية الله جوادى آملى ، هر سه هفته يك مرتبه ، به نوبت نماز جمعه قم را اقامه مى كنند كه بعد از ارتحال آية الله مشكينى(قدس سره) با انتصاب آيةالله استادى به امامت جمعه قم ، همين نوبت ادامه دارد. در مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز عضواست.اكثر اوقاتِ ایشان به مطالعه، تحقيق، نگارش كتاب، نظارت بر تحقيقات دبيرخانه خبرگان و ادارهء دبيرخانه، شركت درسمينارهاى علمى و فرهنگى صرف مى شود.

آثار علمى:
1. آشنايى با اسلام.

2. همه بايد بدانند.

3. آموزش دين (چهار جلد).

4. تعليمات دينى مدارس دوره ابتدايى و راهنمايى (هفت جلد).

5. در كنفرانس ها.

6. دروس من الثقافة الاسلامية.

7. خداشناسى.

8. پيامبرى و پيامبر اسلام.

9. وحى در اديان آسمانى.

10. بررسى مسائل كلى امامت.

11. الگوهاى فضيلت.

12. دادگستر جهان.

13. امامت.

14. معاد در قرآن.

15. اسلام و تعليم و تربيت.

16. خودسازى.

17. (آيين ) همسردارى.

18. (آيين ) تربيت.

19. بانوى نمونه اسلام.

20. آشنايى با وظائف و حقوق زن.

21. جوان و همسر گزينى.

***********************

سید حسن آیت

در سوم تیر ماه ۱۳۱۷ در نجف آباد اصفهان به دنیا آمد. او در خانواده‌ای روستایی و مذهبی پرورش یافت و پس از گذراندن دوران دبستان و دبیرستان در نجف آباد، تحصیلات عالیه خود را در رشته‌های علوم اجتماعی، حقوق، ادبیات، جامعه شناسی و روزنامه نگاری در تهران به اتمام رساند و همزمان با تحصیل در دانشگاه دروس حوزوی را نیز آموخت و به زبان‌های عربی، انگلیسی و فرانسه نیز تسلط پیدا کرد. تحصیلات متنوع آیت باعث شد که برای مدت زیادی در زمره دانشجویان، با محافل روشنفکری دانشگاه ارتباط مستقیم داشته باشد. از جمله اینکه وی در دوره کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی با ابوالحسن بنی صدر همکلاس بوده است. همچنین وی دوره روزنامه نگاری خود را در موسسه اطلاعات پشت سر گذاشت. حسن آیت در دوران زندگی ۴۳ ساله خود موفق به اخذ درجه دکتری در هیچ رشته‌ای نگردید ولی در محافل سیاسی اوایل انقلاب گهگاه از او به عنوان دکتر آیت نام برده می‌شد.

فعالیت سیاسی

حسن آیت در اواخر سال ۱۳۳۹ به عضویت حزب زحمتکشان ملت ایران در آمد. بنیانگذار این حزب مظفر بقایی از پر رمز و رازترین رجال سیاسی تاریخ معاصر ایران است. حسن آیت در نامه ۹۴ صفحه‌ای که در سال ۱۳۴۲ برای مظفر بقایی نوشت و هم اکنون در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگه داری می‌شود آورده است:

موقعی که من به حزب آمدم موقعی بود که جنابعالی در زندان بودید و دادستان ارتش برایتان تقاضای اعدام کرده بود. سر و صدای جبهه جدید ملی ایران را پر کرده بود و جراید تقریبا بالاتفاق در تمجید و تحسین و تعظیم جبهه ملی می کوشیدند و گویا در اینمورد با یکدیگر مسابقه گذارده بودند. عده زیادی به این جبهه پیوسته بودند. گروهی از روی ایمان، گروهی از روی ترس و گروهی از روی طمع. در چنین موقعیتی بر خود فرض دانستم که رسما افتخار عضویت حزب زحمتکشان ملت ایران را با وجود تمام مشکلاتی که در زندگی خصوصی من وجود داشت بیابم. با وجودی که تا آنجا که مقدور بوده است از نقاط قوت و ضعف جنابعالی با اطلاع بودم.

او در این نامه یادآور می‌شود که از رای اعتماد دکتر بقایی به کابینه‌های قوام، حکیمی و ساعد در دوره پانزدهم مجلس شورای ملی مطلع بوده است.آیت در عین حال از منتقدان بقایی در حزب زحمتکشان ملت ایران بود و آیت بر خلاف رویه حزب علاقه به تشکیل حکومت شیعی و همراهی با جریان انقلابی و امام خمینی داشت به همین خاطر هم نهایتاً در سال ۱۳۴۷ به طور رسمی از حزب اخراج شد.

نقش آیت در تدوین قانون اساسی

اندکی پیش از پیروزی انقلاب ۵۷، حسن حبیبی از اعضای جبهه ملی، به در خواست امام خمینی ره، طرح اولیه یا پیش‌نویس قانون اساسی ایران را تهیه کرد. پیش‌نویس قانون اساسی که فاقد اصل ولایت فقیه بود، پس از تهیه مورد تایید امام خمینیره و بعد از آن شورای انقلاب قرار گرفت. ولی با توجه به آنچه در حکم نخست‌وزیری بازرگان آمده بود، دولت موقت و نیروهای متمایل به آن طرفدار تشکیل مجلس مؤسسان برای اصلاح پیش‌نویس قانون اساسی بودند که به پیشنهادایت الله طالقانی و تاییدامام خمینی ره، مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی تشکیل گردید. مجلسی که حسن آیت با عضویت در هیأت رئیسه آن، نقش کلیدی در ارایه و الحاق اصل ولایت فقیه به قانون اساسی ایران ایفا نمود.

حسن آیت در ساعت هشت صبح روز چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۶۰ ( پنج هفته پس از واقعه هفتم تیر) در مقابل منزلش در مرکز تهران، توسط سازمان مجاهدین خلق ایران با شلیک ۶۰ گلوله به شهادت رسید.

***********************

ابوالقاسم پاینده

نویسنده و مترجم ایرانی بود. ر سال ۱۲۹۲ خورشیدی در نجف‌آباد اصفهان چشم به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی را در نجف آباد، وصرف ونحو عربی وفقه اسلامی وفلسفه را در اصفهان آموخت. او دارای هوش وحافظه خوبی بود. زیاد می‌خواند، هرچه را هم که می‌خواند به خاطر می‌سپرد وبه موقع از آن استفاده می‌کرد. این هم دلیل دیگری بود برای موفقیت در کار روزنامه نویسی. ابوالقاسم پاینده کار مطبوعاتی را از سال ۱۳۰۸ در روزنامه«عرفان» اصفهان آغاز کرد. این روزنامه که به مدیری احمد عرفان منتشر می‌شد، یکی از بهترین روزنامه‌های شهرستان ایران در زمان خودش بود. در ۱۳۱۱ پاینده به تهران رفت ودر روزنامه‌های «شفق سرخ» علی دشتی و «ایران» زین العابدین رهنما به کار پرداخت ودر همان زمان در وزارت پست و تلگراف و تلفن هم استخدام شد، اما چون این کار به مذاق او نمی‌آمد، خود را به وزارت (معارف واوقاف وصنایع مستنظره) که وزارت آموزش وپرورش امروزی باشد منتقل کرد. پاینده چندی هم به عنوان سردبیر مجله «تعلیم وتربیت» به کار پرداخت. وی مدیریت مجله «صبا» را که در سال ۱۳۲۱ تأسیس کرده بود عهده‌دار شد و آن را در زمره یکی از موفق‌ترین نشریات در تاریخ مطبوعات ایران ثبت کرد.

پاینده در دوره دوم مجلس مؤسسان و دوره‌های بیست و یکم و بیست و دوم مجلس شورای ملّی، نماینده مردم نجف‌آباد، و در سال ۱۳۴۴، نماینده ایران در کنفرانس اسلامی مکّه بود.

وی در روز ۱۸ مرداد ۱۳۶۳ در تهران درگذشت.پاینده به زبان عربی مسلط بود و با انگلیسی و فرانسه هم آشنایی داشت.

تألیفات:

1- گردآوری و ترجمه نهج‌الفصاحه

2- ترجمه قرآن

3- کتاب املاء یا دستور نوشتن

4- ترجمه زندگانی محمد

5- ترجمه تاریخ سیاسی اسلام در سه جلد

6- ترجمه مروج‌الذهب و معادن‌الجوهر

7- ترجمه تاریخ طبری

8- علی علیه‌السلام ابرمرد تاریخ

***********************

پروفسور ابراهيم اسرافيليان

دكتراي هندسه ديفرانسيل وهندسه مني فولتها از انگليس استاد كامل(fullperofesor)رياضي وصاحب تاليفات بسيار زياد، رئيس موسسه آمار وانفورماتيك، مرد علمي سال1997و1998جهان در رشته رياضي، در سال 1314 هجري شمسي در نجف آباد بدنيا آمد. پدرش فردي عارف و به حرفه نجاري اشتغال داشت .مادرش خانه دار بود. وضعیت اقتصادی خانواده از حد متوسط پایین تر و همواره در فقر و نداري و رنج بوده است و خانواده اي پرجميت داشته اند.

او داراي سه خواهر و سه برادر كه كلا خانواده اي 9 نفره اي بودند كه در يك اتاق زندگي مي كردند. بطوري كه در دوران تحصيل ناچار به اشتغال در حرفه هاي مختلف بود.
تحصيلات رسمي و حرفه اي :

ابراهيم اسرافيليان تحصيلات رسمي خود را از سن 10 سالگي شروع كرد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در نجف آباد اصفهان و دانشسراي مقدماتي را در دانشسراي مقدماتي اصفهان در سال 1335 گذرانيد. ديپلم رياضي را از مدرسه ادب (دبيرستان ادب) اصفهان در سال 1336 دريافت كرد.پس از آن در كنكور شركت كرد و در دو رشته كارشناسي رياضي و كارشناسي ادبيات فارسي و فلسفه به تحصيل پرداخت و در سال 1339 به پايان رسانيد.ايشان از سال 1345 تا 1347 دوره مدرسي عالي را به پايان رسانيد، ایشان دارای دکترای ریاضی گرایش هندشه و دیفرانسیل از دانشگاه سوتیمیتون انگلیس و عضو هیأت علمی و استاد بازنشسته دانشگاه علم و صنعت ایران است.
ابراهيم اسرافيليان در كنار تحصيل به حرفه هاي مختلفي همچون شاگردي در نجاري ، آهنگري ،بنايي ،سنگ تراشي ،پارچه بافي و قنادي و غيره مي پرداخت.
استادان و مربيان : ابراهيم اسرافيليان از معلم دوره ابتدايي حاج آقا رضا فاضل را به ياد دارد و از او بعنوان فرد تاثير گذار در زندگي علمي خود به نيكي ياد مي كند.از ديگر معلمين او مي توان به مرحوم هدايت الله موسوي (دبير رياضي) ،مرحوم ابوالفضل همايي و مرحوم محمد علي موسوي اشاره كرد. از اساتيد دانشگاهي دكتر اسرافيليان مي توان مرحوم دكتر غلامحسين مصائب ،دكتر پروفسور رابرسون در دانشگاه سوتميتون انگلستان را نام برد.
ابراهيم اسرافيليان در سالهاي 1347 و 1378 در دانشگاه اصفهان به تدريس اشتغال داشتند ولي بعلت فعاليت هاي سياسي ابتدا به اهواز و سپس به تهران انتقال اجباري شدند و در تهران در دانشگاه امير كبير بمدت يكسال اشتغال داشت بطوري كه در آخر بعنوان عنصر نامطلوب و ضد شاهنشاهي و محرك دانشجويان اخراج شدند.از ديگر وقايع رخ داده براي دكتر اسرافيليان در سال 1353 بود وقتي كه در انگلستان به تحصيل مشغول بودندمرحوم ايه الله سيد صادق لواساني يكي از اعلاميه هاي امام را همراه با پيغامي مبني بر اينكه چون در ايران تكثير و پخش اعلاميه امام بسيار مشكل شده بود از وي خواسته بود كه آنها را تكثير كرده و در مراسم حج بين حجاج توزيع نمايد.دكتر اسرافيليان آن مسئوليت را پذيرفت و 1000 نسخه از آنها را كپي كرده و در دور كلاسر قرار داد و راهي مكه شد بطوري كه در جده آنها را از دستش گرفتند و مي خواستند تحويل ساواك دهند كه بطور معجزه آسايي نجات يافتند ولي كليه اعلاميه ها از بين رفت.
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي :

– رئيس موسسه عالي آمار و انفرماتيك بمدت يكسال از بهمن 1357.

– رئيس دانشگاه علم و صنعت بمدت يكسال از سال 1359 .

– از سال 1362 تا 1363 رئيس دانشگاه معلم.

– در سال 61 مدتي قائم مقام وزارت ارشاد اسلامي.

– نماينده مردم تهران در دوره مجلس شوراي اسلامي از سال 1363تا1367.

– رئيس دانشكده رياضي دانشگاه علم و صنعت ايران بمدت 7 سال.

– عضو هئت علمي و استاد دانشگاه علم و صنعت ايران.

– عضو هيئت امنا و مسئول دانشگاه امام صادق (ع) (بمدت سه سال مسئوليت آن را بر عهده داشتند) .
فعاليتهاي آموزشي :

سوابق آموزشي ابراهيم اسرافيليان به قرار زير است:

– از سال 1339-1345 دبير رياضي – فيزيك و مكانيك در دبيرستانهاي نجف آباد و اصفهان.

– از سال 1347-1349 استاد يار رياضي دانشگاه اصفهان.

– از سال 1349-1350 استاديار رياضي دانشگاه پلي تكنيك تهران.

– از سال 1350-1370 استاد يار دانشگاه علم و صنعت دانشگاه علم و صنعت ايران.

– از سال 1370-1375 دانشيار دانشگاه علم و صنعت ايران.

– از سال 1375-تا كنون استاد رياضي دانشگاه علم و صنعت ايران

ابراهيم اسرافيليان يکي از بانيان دانشگاه امام صادق (ع) مي باشد.
ابراهيم اسرافيليان در كنار تدريس به تحقيق در رياضيات و غيره مي پردازد. ايشان علاقه بسياري به مطالب فلسفي و تحقيق در مذاهب ديگر دارد. و در اوقات بيكاري در منزل به تعمير وسايل خانه (البته اگر تعمير مختصري بخواهد) و به امر كشاورزي در باغچه كوچكي در منزل دارد، مي پردازد.

دكتر محمود دانشاتي ،دكتر اكبر محمدي حسن آبادي ،خانم دكتر وكيل ، دكتر احمد حقاني ، دكتر فشاركي ، دكتر لشكري ، دكتر عبدالحميد رياضي ، دكتر قاهري ،دكتر اسماعيل عزيز پور ،دكتر حميد رضا سليمي مقدم و غيره از شاگردان ابراهيم اسرافيليان مي باشند.ابراهيم اسرافيليان با شهيد دكتر سيد حسن آيت ،شهيد محمد منتظري ، شهيد سرهنگ نامجو و شهيد كلاهدوز و غيره همفكري نزديكي داشت.

جوائز و نشانها :

– دريافت نشان دانشگاه پكن (چين) بمناسبت و شركت در كنفرانس معادلات ديفرانسيل و ارائه مقاله در سال 1369.

– دريافت لوح تقدير بعنوان استاد نمونه دانشگاه علم و صنعت ايران درسال 1370.

– دريافت لوح تقدير دانشگاه علم و صنعت بعنوان پيش گامان دانش و پژوهش (زمان دكتر شهرتاش) .

– دريافت لوح سپاس دانشگاه پيام نور و خانه رياضيات نجف آباد -دريافت تقدير نامه از اساتيد ،دانشجويان و كاركنان دانشكده رياضي در سال 1385 .

– دريافت لوح تقدير از رئيس دانشكده رياضي در سال 1385.

تألیفات:

ابراهيم اسرافيليان داراي 6 كتاب تاليفي و بيش از 57 مقاله منتشر شده در مجلات معتبر علمي مي باشد:

1- آناليز مختاط.

2- توپولوژي.

3- رياضيات پيشرفته دانشگاهي.

4- رياضيات عمومي.

5- هندسه ديفرانسيل مدرن براي فيزيكدانان.

و…

***********************

بهرام صادقي

با اسم مستعار صهبا مقداري كه درهم ريخته نامش بود (1363-1315) يكي از داستان نويسان وطنز نويسان صاحب سبك و برجسته است كه بعد از صادق هدايت بزرگترين داستان نويس معاصر شناخته شده است. در نجف آباد اصفهان به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در نجف آباد به پايان برد وديپلم را در اصفهان گرفت. در امتحان رشته پزشكي شركت كرد كه هم در اصفهان و هم درتهران قبول شد كه به تهران رفت.زياد طبابت نكرد. سپاه دانش رفت. به طور پراكنده طبابت كرد.

سربازي‌اش درمنطقه‌اي در ياسوج بود. براي اهالي آن‌جا خيلي كار كرد. مردم بسيار دوستش داشتند.كارهاي بهداشتي زيادي برايشان انجام داد. وضع آبشان را سروسامان داد. آموزش‌هاي بهداشتي داد. درمانگاه ساخت. سرويس‌هاي بهداشتي ساخت.روزي كه سربازي‌اش تمام شدوخواست برگردد مردم آن‌جا رديف دراز كشيده بودند جلوي ماشين كه نگذارند برود. مي‌گفتند: بماند. بهترين خانه رابرايش مي‌سازيم. بهترين دختر را به او مي‌دهيم.

مجيد صادقي روان‌پزشك سال‌هاي كودكي و نوجواني‌اش را با عمويش بهرام در يك خانه گذرانده است. اين سال‌ها همراه با ايام نوشتن داستان‌هاي مجموعة سنگروقمقمه‌هاي‌ خالي بوده است.او به ياد مي‌آورد: بهرام خلاقيت عجيبي داشت و همين‌طور بهرةهوشي زياد.

ملكوت را در بيست وپنج سالگي نوشت و همين‌طور بقية داستان‌هايش را مثل سراسرحادثه يك ديد اجتماعي قوي وشناخت تيپ‌ها و شخصيت‌ها در حد خيلي زياد وجود دارد. خلاقيت او به صورت الهام وجرقه‌هاي ناگهاني بود. به عنوان مثال چند صفحة وسط يكي از جُنگ‌هاي ادبي آن زمان سفيد بود. كه در همان چند صفحه يك داستان نوشت به گمانم صراحت‌وقاطعيت بود. ديد طنزآميز به همة مسايل اجتماعي داشت.

یکی از داستانهای بهرام صادقی که کتابش هم کمیاب است داستان(وعده دیدار با جوجوجتسو)است .

***********************

قربانعلي دري نجف آبادي

فرزند مرحوم حاج اسدالله در آبان 1324 در نجف آباد اصفهان ،‌ پا به عرصة وجود نهاد .

دوران تحصيل :

دوران ابتدايي و سال اول دبيرستان را در مدارس معمول آن زمان به تحصيل پرداخته و به سبب علاقة وافر به علوم ديني ، در سال 1338 شمسي به حوزة علميه نجف آباد ( مدرسة مرحوم رياضي ) راه يافت. و از محضر بزرگاني مانند : مرحوم آيت الله حاج شيخ عباس ايزدي ،‌ حاج شيخ غلامحسين منصور ،‌ حاج سيد محمود مدرس و ديگر بزرگان حوزة علميه نجف آباد بهره برد .

در مباحث فلسفي و جلسات خصوصي آيت الله شهيد مطهري نيز حضوري فعال داشته از سالهاي 1347 – 1346 شمسي به بعد بصورت مستقل در مباحثة جواهر،كفايه ، فقه ، اصول و اسفارپرداخته و ضمناً به تدريس سطوح مختلف همت گمارد .

از جمله درس هايي كه در آن سال ها در حوزة مقدس قم و نجف آباد براي طلاب و دانشجويان دلپذير بود ،‌آشنايي با نهج البلاغه شريف بود كه همواره مورد توجه اين جانب بوده و به ايـن كار غالباً ممارست داشت.

فعاليتهاي علمي :

از آغاز طلبگي ، تحصيل توأم با تدريس داشت و نوعاً چند مباحثه را دنبال مي كرده ام . بسياري از دروس سطوح مختلف مانند : كفايه مكاسب ،‌ منظومة حكمت ، نهايه الحكمه ، ‌بدايه ، المنطق و اصول الفقه مرحوم مظفر ، بخشي از اشارات و مباحث فراوان ديگري را مباحثه نمود. در مدارس كرماني ها ، قديريه و رضويه و عترت و رسول اكرم ( ص)‌و مدرسه مباركه فيضيه و حجتيه نيز دروس گوناگون ادبيات و ( سطح ) و تفسير قرآن كريم و نهج البلاغه شريف را ارائه نمود .

پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز عليرغم اشتغالات فراوان در امر تدريس درحوزة علميه قم و يا دانشگاههاي كشور ،‌كم و بيش در حد توان انجام وظيفه در اين سالها در حوزه علميه و مدارس مختلف علوم ديني نيز به درس و بحث اشتغال داشت، ‌از جمله اين كه در حوزة علميه شهر كرد ،‌ مدرســة مباركة حجت يه براي طلاب غير ايراني ، مدرسة امام حسين (ع) ( ميدان امام حسين تهران ) ، ‌مدرسة مروي ،‌ مدرسه علميه اميرالمؤمنين و مدرسة الزهرا ( ع ) ، حوزه هاي عمليه خواهران و برادران و مسجد جامعه حجت غرب تهران مسئوليت داشته و تدريس داشت مسئولیت برگزاری گنگره های مختلف از جمله کنگره بزرگداشت شیخ بهایی ،شهید بهشتی،حمایت قضایی از مردم فلسطین و امام سجاد (ع) از دیگر اقدامات است.

تأليفات :

در كنار فعاليت هاي علمي و اجتماعي ، تأليفاتي نيز داشته كه برخي به چاپ رسيده اند نظير :

1- انسان ، ‌اسلام و بهره وري در اسلام.

2- استراتژی دراز مدت جمهوري اسلامي ايران.

3- ‌فرهنگ و توسعه از ديدگاه حضرت امام خميني (ره).

4- مقدمه اي بر مالية عمومي در اسلام.

5- حكومت اسلامي در نهج البلاغه.

6- ‌انديشه هاي اقتصادي شهيد مدرس ،شیخ بهایی صاحب حکمــت ایمانیان.

7- تفسیر سوره ممتحنه ،اختلاق کارگزاران ،عبودیت و معرفت، توسعه از نظر گاه اسلامی.

8- مجموعه مقالات حقوقی ،سرًدلبران و…

استخدام در دورة اول و مسئوليت هاي ديگر ؛

– عضويت در ستاد قرارگاه خاتم الانبياء.

– نمايندگي رياست جمهوري وقت ( حضرت آيت الله خامنه اي ) در سركشي به رزمندگان اسلام و مناطق آسيب دیده درجنگ) .

– دو دوره نمايندگي مجلس خبرگان از استان ايلام و تهران.

– عضويت در بعثة حضرت امام و مقام معظم رهبري در حج .

– عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام در سه دوره پنج ساله.

– وزير اطلاعات جمهوري اسلامي ايران.

– رياست كميته اقتصادي شوراي عالي امنيت ملي.

– رياست ديوان عدالت اداري.

– دادستان كل كشور

-رئیس کنگره جاودانه های تاریخ (شهدای هفتم تیر).

– مشاورعالی رئیس قوه قضائیه .

یک نظر

  1. خسته نباشید ممنون به خاطر این مطالب زیبا

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

x

حتما ببینید

آخرین اخبار از نحوۀ اسارت شهید حججی

با گذشت چندین روز از شهادت پاسدار شهید مدافع حرم محسن حججی، هنوز برخی ابهامات ...