حقيقتى برگونه تاريخ

رضا فرهاديان

- ۲ -


كمال دين و نعمت

سخنان پيامبر در اين جا به پايان رسيد. سخنان پيامبر خاطره شيرينى براى مردم به ارمغان آورده بود. آسمان در نهايت بارش فيض الهى بر مسلمانان است . هنوز اجتماع باشكوهى كه در صحراى غديرخم به هم شكل گرفته به حال خود باقى بوده و از هم متفرق نشده بود كه جبرئيل فرود آمد و به پيامبر بشارت داد و اين آيه را تلاوت فرمود:
خداوند، امروز دين خود را تكميل كرد و نعمت خويش را بر مؤ منان به اتمام رسانيد.(30)
در اين لحظه صداى تكبير پيامبر بلند شد و خطاب به مردم فرمود:
خدا را سپاس گزارم كه دين خود را تكميل كرد و نعمت خود را بر شما تمام كرد و از رسالت من و ولايت على (ع ) پس از من خشنود شد، امروز بزرگترين نعمت به حق پذيران داده شده است .

ثبت عينى واقعه

پيامبر(ص ) و به دنبال او على (ع ) از منبر و جايگاه خود فرود آمدند و در كنار جمعيت قرار گرفتند. مردم به سوى پيامبر اكرم (ص ) و على بن ابى طالب (ع ) هجوم آوردند تا با آن دو بيعت كنند. حضرت دستور داد تا در آن صحرا دو خيمه بر پا كردند. در يكى از آنها خود و ديگرى على (ع ) نشست . پيامبر عمامه خود را كه ((سحاب )) نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر اميرمؤ منان قرار داد و تا سه روز در آن محل اقامت كردند و مردم دسته ، دسته به خيمه ها مى آمدند و با پيامبر تجديد عهد مى كردند و سپس به خيمه على (ع ) مى رفتند و به عنوان اميرالمؤ منان با وى بيعت كرده و تبريك مى گفتند. شور و غوغايى بر پا بود. هر كس دوست داشت زودتر از ديگرى در بيعت كردن سبقت بگيرد. زن ها با گذاشتن دست خود در تشت آبى كه پيش تر على (ع ) دست مباركش را در آن زده بود مراسم بيعت را با وى انجام مى دادند. حسان بن ثابت شاعر معروف زمان پيامبر فرصت را غنيمت شمرد. با كسب اجازه از محضر رسول اكرم (ص ) اشعارى را سرود و سپس ‍ در حضور پيامبر(ص ) و على (ع ) و مردم قرائت نمود:
بر خيز كه من تو را براى جانشينى و راهنمايى خلق پس از خويش انتخاب كردم .
و من مولاى هر كسى باشم كه على مولاى اوست . شما در حالى كه از صميم قلب او را دوست داريد از پيروان او باشيد... .(31)
لبخند شادمانى يك لحظه از لبان رسول خدا ترك نمى شد. و در عمل به هر طريق ممكن ، محبتش را به على پيش چشم همگان براى اثبات ولايت ابراز كرد تا كمترين بهانه اى به قلب بهانه جويان ندهد. نخستين كسى كه موفق به بيعت و مصافحه شد ((ابوبكر)) بود و پس از او ((عمر)) و سپس ‍ ((عثمان )) بيعت كردند و به دنبال ايشان بقيه مهاجر و انصار و ديگر مردم اقدام به بيعت نمودند.(32)
در اين هنگام جبرئيل نازل شد و گفت :
به خدا قسم روزى مانند امروز نديدم چقدر كار حضرت على (ع ) را محكم نمودى ! براى او پيمانى گرفتى كه جز كافر به خدا و رسولش كس آن را به هم نخواهد زد. واى بر كسى كه اين پيمان را بشكند.(33)
بار ديگر در لحظات پايانى غديرخم معجزه اى اتفاق مى افتد و واقعه غدير را ماندنى تر مى كند.
شخصى بنام ((حارث بن نعمان فهرى )) دوان دوان خود را به خيمه پيامبر رساند و به حضرت عرض كرد: اى محمد! تو ما را امر كردى كه شهادت به يكتايى خدا و رسالت تو بدهيم ؛ ما از تو پذيرفتيم . تو ما را امر كردى كه روزى پنج بار نماز بخوانيم ؛ خوانديم . ماه رمضان روزه بگيريم ؛ گرفتيم . خانه خدا را زيارت بكنيم ؛ انجام داديم . مال خود را با دادن خمس و زكات پاك كنيم ؛ همه اينها را از تو قبول كرديم . به اين اكتفا نكردى ، تا آخر دست پسر عمويت را گرفتى او را بر همه ما برترى دادى و امير ما كردى ! آيا بگو ببينم اين از طرف خدا بود يا از جانب خودت !!
رسول اكرم در حالى كه صورتش سرخ شده بود و يارانش از اسائه ادب او در دل مى خروشيدند، فرمود:
سوگند به خدايى كه جز او معبودى نيست ، اين امر از طرف خدا بوده است .
در اين هنگام ((حارث )) برخاست و با غضب از نزد پيامبر بيرون رفت ؛ در حالى با خود مى گفت ؛ خدايا اگر آنچه كه محمد مى گويد حق است ، پس سنگى از آسمان بفرست و يا عذابى بر ما نازل كن !
پس هنوز حارث به شتر خود نرسيده بود كه سنگ كوچكى از آسمان فرود آمد و از پشتش خارج شد(34) و در مقابل ديده دوست و دشمن به هلاكت رسيد. بدين وسيله باز هم واقعه اى ماندنى بر كرانه غدير ثبت گرديد. در اينجا بود كه جبرئيل نازل شد و اين آيه را براى پيامبر تلاوت كرد:
درخواست كننده اى درخواست عذابى كرد كه واقع شد، اين عذاب مخصوص كافران است و باز دارنده اى ندارد، از جانب خداى صاحب درجات است .(35)
كم كم هنگام وقت نماز مغرب فرا رسيد. مؤ ذن اذان گفت . پيامبر همراه با جمعيت كاروان ها نماز مغرب و عشا را پيوسته و در يك زمان با هم بجا آوردند.

بعد از واقعه

در اهميت اين واقعه تاريخى ، همين اندازه بس است كه رويداد غدير را يكصدوده نفر از صحابى و هشتاد نفر از تابعين رسول خدا(ص ) بيان كردند و سپس 360 نفر از محدثين و مورخين شيعه و سنى نيز نقل كرده اند.روايات واقعه غدير از نظر سند و راويان و شواهد بسيار روشن و واضح و داراى دلايلى متقن بوده و در كتب سنى و شيعه آمده است كه ما در پايان ، برخى از مدارك اهل تسنن را به طور مشروح نقل مى كنيم .
خبر واقعه غدير در شهرها منتشر شد و آن سه روز به عنوان ايام الولايه نام گرفت . اميد اين بود كه اين واقعه بزرگ با خطبه مهم و ارزشمند پيامبر اكرم (ص ) كه از طريق يكصدوبيست هزار شنونده و راوى مستقيم ، هميشه بر سر زبانها جارى و گفتگو شود و در عمل تحقق پيدا كند ولى با كمال تاءسف پس از رحلت پيامبر(ص ) و جو حاكم بر جامعه مسلمين و اعلام ممنوعيت نقل حديث از طرف هيئت حاكمه ، سخنان و رهنمودهاى سرنوشت ساز پيامبر(ص ) از دسترس مردم و نسل هاى بعد براى چند صباحى خارج شد، ولى كثرت راوى و انتشار حديث بالاخره سبب شد كه پس از مدتى در اختيار مردم و علما قرار گيرد و كسى را ياراى انكار واقعه نباشد.
روز عيد غدير به نام روز ((ميثاق ماءخوذ و جمع مشهود)) نام گرفت .(36)
در اين روز جبرئيل (ع ) و بقيه ملائكه به امر خداى متعال جشن مى گيريم و بر پيامبر اكرم (ص ) درود مى فرستند و براى پيروان اميرالمؤ منين (ع ) استغفار مى كنند.(37) روز عيد غدير حتى قبل از اين واقعه در تاريخ ، روز معرفى بوده است زيرا در چنين روزى توبه حضرت آدم پذيرفته شده و ((شيث )) وصى او گرديده . حضرت ابراهيم (ع ) از آتش نمرود نجات يافت ، حضرت موسى برادرش هارون را به عنوان وزير و يوشع بن نون را به عنوان وصى خود انتخاب كرد و حضرت عيسى (ع ) شمعون الصفا را براى جانشينى خودش معرفى كرد.(38)
روز عيد غدير روز سرور و شادمانى و خوشحالى مؤ من است كه مورد تاءكيد و سفارش ائمه معصومين (ع ) و رسول گرامى (ص ) مى باشد. روز شكر و حمد الهى و روز عبادت و ذكر است و روزه آن معادل صد حج و صد عمره است . روز عيد خداى بزرگ است .(39)
رسول خدا(ص ) فرمود: روز عيد غديرخم برترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداوند متعال مرا به نصب برادرم به عنوان امامت امت ، فرمان داد كه پس از او امتم هدايت شوند، روزى است كه دين كامل گرديده و نعمت تمام گرديده و نعمت بر همه تمام شده و روزى است خدا دين اسلام را بر ايشان پسنديده است (40) و سيدبن طاووس در اقبال نقل كرده است كه در اين روز چون مؤ منى را ملاقات كنى مستحب است تبريك گفته و بگوئيد الحمد لله الذى جعلنا كم المتمسكين بولايه اميرالمؤ منين و الائمه عليهم السلام .
على (ع ) در بحث با ناكثين در شورا، فرمود: گمان ندارم كه رسول خدا(ص ) در روز غديرخم براى كسى ، حجتى باقى گذاشته باشد و نه براى گوينده اى جاى سخنى .(41)
محمودبن لبيد از حضرت زهرا(ع ) سئوال مى كند آيا رسول خدا پيش از وفاتش بر امامت على (ع ) تصريح فرموده اند؟ حضرت زهرا(ع ) پاسخ فرمودند: شگفتا آيا فراموش كرده ايد روز غديرخم را؟(42)
حضرت رضا(ع ) در نقلى مى فرمايد: مثل مردم در پذيرفتن ولايت حضرت على (ع ) در روز غديرخم ، مثل ملائكه در سجودشان ، در برابر حضرت آدم است و مثل كسانى كه در روز غدير از ولايت على (ع ) سر باز زدند، مثل شيطان است :(43) پس همه سجده كردند بجز ابليس كه سر باز زد و از كافران شد(44) .