معجزه تذکر زبانی

محمد رضا اکبری

- ۳ -


شیوه های امرو نهی زبانی (قسمت دوم) امر به معروف قرآنی

قرآن کتاب آسمانی ما مسلمانان است و برتر از آن کتابی وجود ندارد و هیچ کتابی به پایه ی آن نمی رسد از این رو تاثیر قابل توجهی در دل های مسلمانان دارد و تذکر دهندگان باید از این تاثیر گذاری بهره گیری کنند و ما بهره گیری از آیات قرآن در امر به معروف ونهی ازمنکر را امر ونهی قرآنی می نامیم .

چگونه بگوییم؟

راهکار آن این است که متناسب با گناه فرد آیه ای را از قرآن کریم انتخاب کنیم و با ذکر سوره وشماره آیه ی آن را برای مخاطب خود بخوانیم و ترجمه کنیم و یا تنها ترجمه ی آن را بخوانیم مثلاً به کسی که غیبت می کند بگوییم : قرآن می فرماید :

ولا یغتب بعضکم بعضاً

برخی از شما غیبت بعضی دیگر را نکنید [25]

و یا به مردی که به زنان نامحرم نگاه می کند بگوییم: قرآن می فرماید:

قل للمومنین یغضوا من ابصارهم [26]

به مومنان بگو چشمهای خود را فرو بندند.

و به زنی که به مردها نگاه می کند بگوییم: قرآن می فرماید:

قل للمومنات یغضضن من ابصارهن. [27]

به زنان مومن بگو چشمهای خود را فرو بندند.

و یا با کسانی که با مردم بد سخن می گویند بگوییم: قرآن می فرماید:

و قولوا للناس حسناً. [28]

با زبان خوب با مردم سخن بگویید.

و یا به زنی که با آرایش و جلوه گری در جامعه آمده است بگوییم: قرآن می فرماید:

و قرن فی بیوتکن و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی. [29]

در خانه های خود باشید و مانند جاهلیت پیشین آرایش و خودنمایی نکنید.

و اگر پوشش دینی را مراعات نکرده است بگوییم: قرآن می فرماید:

و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن. [30]

زنان باید با سرانداز خود سر و گردن و سینه خویش را بپوشانند.

و اگر زینتهای خود را آشکار کرده است بگوییم: قرآن می فرماید:

و لا یبدین زینتهن. [31]

زنان زینتهای خود را آشکار نکنند.

نمونه عملی

وقتی عمرولیث به نیشابور آمد لشکریان او در خانه های مردم وارد شدند و کار را بر مردم شهر تنگ گرفتند و در آن هنگام زنی نزد او رفت و زبان به شکوه گشود و گفت زنی بیوه ام، چهار فرزند کوچک دارم، خانه هایم را لشکریان تو گرفتندو من با بچه های خود بی سرپناه مانده ام و به خواری و رسوایی افتاده ایم اگر حکم کنی یکی از خانه های ما را برگردانند از عدل و احسان تو بعید نخواهد بود.

عمرو خشمگین شد و گفت: لشکریان من از سیستان به دنبال خود خانه ای نیاورده اند که در آن ساکن شوند و مگر تو قرآن نخوانده ای که خدا می فرماید:

ان الملوک اذا دخلوا قریه افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذلهً. [32]

پادشاهان هر گاه به قریه ای وارد شوند آن را خراب می کنند و عزیزان آن را به ذلت می کشانند.

زن گفت: ای پادشاه مگر چند آیه بعد از آن را فراموش کرده ای که درباره ستمکاران و خانه های آنها می فرماید:

فتلک بیوتهم خاویه بما ظلموا. [33]

اینها خانه های آنهاست که چون ستم کردند ویران شد.

عمرولیث از شنیدن این آیه چنان متاثر شد که اشک از چشمش جاری گردید و فوراً حکم کرد که تمام لشکر از شهر بیرون روند و در صحرا خیمه زنند. [34]

12 – امر به معروف حدیثی

امر به معروف در قالب یک حدیث متناسب با عمل مورد نظر گنهکار را امربه معروف حدیثی می نامیم .

مردم علاقه وتاثیر پذیری خاصی نسبت به احادیث معصومین (ع) دارند ضمن این که برخی تذکر دهندگان امر ونهی خود را در قالب یک حدیث بهتر و گویاتر بیان می کنند در این صورت می توان حدیثی را در باره معرو ف یا منکر مورد نظر انتخاب کرده و برای او بخوانیم .

چگونه بگوییم؟

مثلاً به کسی که خود را شبیه غرب ها و یا هر گروه دیگر می کند بگوییم.

رسول خدا ( ص )فرمود :

من تشبّه بقوم فهو منهم . [35]

کسی که خود را شبیه گروهی گرداند از آنها خواهد بود.

و یا به کسی که به علمای دین توهین میکند بگوییم : ولی پیامبر (ص) فرمود :

کسی که عالمی را زیارت کند مثل این است که مرا زیارت کرده است وکسی که با عالمی دست دهد مثل این است که با من دست داده است. [36]

یا به کسی که با زنی خلوت می کند نظیر آنچه در دفاتر ، ادارات ، منازل و امثال آن که یک زن و مرد با هم تنها هستند بگوییم: پیامبر (ص) فرمود:

لایخلون رجل بامراه فان ثالثهما شیطان. [37]

مردی با زنی خلوت نکند که سومی آنها شیطان خواهد بود.

و یا به کسی که از دست دادن با نامحرم و لمس بدن او ابایی ندارد بگوییم: رسول خدا (ص) فرمود :

اگر یک سوزن آهنی در سر هر یک از شما فرود رود برای او بهتر است که بدن زنی را لمس کند که برای او حلال نیست. [38]

نمونه عملی

هارون بن جهم گوید : ما در شهر حیره با امام صادق (ع) همراه بودیم که بر منصور دوانیقی وارد شدیم یکی از مقام های لشکری به مناسبتی غذایی آماده کرده بود و مردم را به آن دعوت کرد و امام (ع) نیز از جمله دعوت شدگان بود.

سفره را پهن کردند وهمه مشغول خوردن غذا شدند آن حضرت نیز مشغول غذا خوردن شد در این میان مردی درخواست آب کرد ، اما به جای آب ظرفی شراب برای او آوردند وقتی ظرف شراب در دست او قرار گرفت ، آن حضرت هم از سفره بلند شد .

از او پرسیدند :: چرا بلند شدید ؟ حضرت فرمود:

ملعون من جلس علی مائده یشرب علیها الخمر ُ [39]

مورد لعنت است کسی که بر سر سفره ای بنشیند که بر سر آن شراب نوشیده می شود .

13- امر به معروف فتوایی

روحیه گنهکاران با یکدیگر تفاوت دارد و باید این تفاوت ها مورد توجه قرا رگیرد اما ذوق وتوانایی تذکر دهندگان هم متفاوت است و هر تذکر دهنده ای باید با توجه به توان و روحیه خود تذکر دهد.

عده ای هستند که ذکر یک فتوا از مراجع تقلید در آنها تاثیر خوبی می گذارد و یا آیا امر به معروف با بیان یک فتوا بهتر و آسان تر از شیو ه های دیگر می تواند به وظیفه امر ونهی دینی خود عمل کند در چنین مواردی می توانیم فتوایی را در ارتباط با عمل گنهکاران بیان کنیم .

چگونه بگوییم؟

مثلاً به مردی که خود را به طلا زینت می کند بگوییم : فقهاء فرموده اند : زینت کردن به طلا مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و انگشتر طلا به دست کردن و بستن ساعت مچی طلا به دست برای مرد حرام ونماز خواندن با آنها باطل است . [40]

و یا به کسی که ریش خود را می تراشد وچهره ی خود را عریان می کند بگوییم : امام خمینی می فرماید : ریش تراشیدن برای مرد حرام است علی الاحوط. [41] و یا به کسی که مرتکب تراشیدن ریش دیگران می وشد واجرت می گیرد وبا آن پول معاملات حرامی برای نیازهای زندگی خود می کند بگوییم : امام خمینی می فرماید:

با اجرت ریش تراشی علی الاحوط معامله پول حرام می شود. [42]

و یا به کسی که به عنوان یک کار هنری یا تجاری عروسک سازی می کند بگوییم: امام خمینی می فرماید: ساختن عروسک جایز نیست. [44]

نمونه عملی

کامیونداری بود که خمس کامیون خود را به عنوان سرمایه و ابزار کار پرداخت نکرده بود وبا استفاده از آن در آمد کسب می کرد عالمی که با او ارتباط داشت به او گفت: فتوای فقها این است که نمی شود از مالی که خمس آن واجب شده است استفاده کرد او هم کامیون خود را متوقف کرد وبا مراجه به دفتر مرجع تقلید خود خمس کامیون را محاسبه کرد وآنگاه استفاده از کامیون را در حمل بار وکسب درآمد آغاز کرد

14. امر به معروف منظوم

عده ای از تذکر دهندگان بر بیان امر و نهی منظوم تسلط بیشتری دارند و یا مخاطب آنها نسبت به شعر تاثیر پذیری بیشتری دارد در چنین مواردی می توان از شعری که امر به معروف ونهی از منکر را به شکل موثری عملی می سازد بهره گرفت .

مثلا به کسی که به لباس خود می ورزد یا لباسش را نشانه تعالی وارزش می داند و یا پوشاندن آن موجب جلب توجه نامحرم می شود می گوییم :

تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

یا به کسی که غربزده شده است این شعراقبال لاهوری را بگوییم

ای ز افسون فرنگی بی خبر از فریب او اگر خواهی امان

فتنه ها در آستین او نگر اشترانش را زحوض خود بران

یا به کسی که گرفتار اعتقاد به جبر شده است وحتی در ارتکاب گناهانش خود را مقصر نمی داند بگوییم : ای که گویی ای کنم یا آن کنم خود دلیل اختیار است ای صنم

ویا به کسی که با فریبکاری به خواسته های خود دست می یابد بگوییم :

گیرم که خلق را به فریبت فریفتی بادست انتقام طبیعت چه می کنی

ویا به کسی که با استناد به خطاهای مسلمانان و مسئولان دین اسلام را مورد خرده گیری وبی مهری قرارمی دهند بگوییم :

اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست ازمسلمانانی ماست

15. امر به معروف ادبی

گاهی یک جمله ادبی کوتاه بهتر از هر گفتار دیگری می تواند مقصود از امر به معروف ونهی دینی را به صورت موثری برساند بویژه اگر مخاطب علاقمند به جمله های لطیف و ظریف بوده و یا تذکر دهنده به انجام این شیوه امر به معروف موفق ترباشد و بتواند جمله مورد نظر خود را با رعایت کارشناسی لازم خطاب به گنهکار بیان کند .

چگونه بگوییم؟

مثلا به زنی که بصورت زننده ومبتذلی بیرون آمده است بگوییم :

زن بر سر این دوراهی است که خلیفه خدا شود و یا عروس شیطان گردد و یا به کسی که در شنیدن ، دیدن و یا گفتن بی حیایی می کند بگوییم : اگر کبوتر سفید حیا از آسمان جان پرواز کند جغدهای گناه او را آلوده خواهند کرد .

و یا به دختر و پسری که بدون عقد شرعی یکدیگر را به دوستی گرفته اند بگوییم : دوستی دختر وپسر آغازی شیرین وپایانی تلخ ناگوار دارد .

نمونه عملی

زنی را دیدم که ظاهر خویش به کناه آلوده کرده بود وهمی به خود می بالید .گفتمش خرقه ی گناه بر تن کرده ای وتقوای ظاهر مسلمانی بر باد داده ای ؟ گفتا چون قلبم پاک باشد مرا باکی نیست گفتمش از کوزه همان برون ترآود که در اوست با شنیدن این سخن خموش گردید وسکوت رضایت در چهره اش همی آشکار گردید واین بی بضاعت را در سرور هدایتش فرو برد. [45]

16. امر به معروف داستانی

امربه معروف داستانی آن است که تذکر دهنده امر ونهی خود را به صورت یک داستان متناسب با کار گنهکار بیان کند به گونه ای که بفهمد مراد از نقل این داستان تذکر به اوست .

داستان همواره مورد توجه انسان ها بوده واز لطافت تاثیر گذاری خاصی برخوردار است .همه ی انسان ها به همه سلایقی که دارند به داستان علاقمندند واگر تذکر دهنده بتواند با موفقیت داستان سازنده ای را نقل کند چه بسا بتواند تحولی را دردل او بوجود آورد .

چگونه بگوییم؟

باید با ذوق ومدیریت لازم زمینه ی داستان را فراهم کنیم وبه صورت آموزشی آن را بیان نماییم البته لازم نیست داستان را خطاب به او بین کنیم بلکه می توانیم در یک جمعی که فرد مورد نظر ما در آن حضور دارد به نقل داستان بپردازیم و یا خطاب به فرد خاصی که در حضور گنهکار است آن را نقل کنیم وما در اینجا به نقل یک داستان که به قسم دروغ مربوط می شود می پردازیم

رسول خدا (ص) بردو مردی گذر کرد که در حال خرید و فروش گوسفندی بودندو هر دو قسم یاد می کردند، یکی می گفت : به خدا قسم کمتر ازاین قیمت نمی فروشم ودیگری می گفت به خدا قسم بیش از این قیمت به تو نخواهم داد تا اینکه بالاخره مشتری گوسفند را خریداری کرد حضرت فرمود :

یکی ازشما دونفر گناه کرد و باید کفاره ی شکستن قسم خود را بپردازد. [46]

17. امر به معروف خواندنی

کسانی که در هنگام امر به معروف سررشته ی سخن از دستشان بیرون می رود و یا در سخن گفتن به لکنت زبان افتاده و یا دست کم قدرت بیان را از دست می دهند می توانند تذکر خود را نوشته وهنگام امر و نهی از روی آن بخوانند حتی اگر تذکر دهنده نتواند نوشته خود را با خطاب مستقیم به گنهکار بخواند با خطاب به فردی دیگری که در نزد گنهکار حضور دارد و یا بدون خطاب ,بصورت مطالعه برای خود قرائت کند تا او هم بشنود . ودر این شیوه وشیوه های دیگری که در این کتاب بیان شده است باید تذکر دهنده به گنهکار بفهماند که منظور او امر ونهی دینی می باشد درغیر این صورت واجب انجام نگرفته است البته می توان نوشته را به صورت مناسبی در اختیار فرد مورد نظر قرار داد تا خود از روی آن بخواند واین امر به معروف مکتوب خواهد بود که از موضوع بحث این کتاب خارج است .

چگونه بگوییم؟

شیوه اجرا اینگونه است که آیه یا روایت ، شعر یا داستان ؟ قطعه ادبی یا تاریخی و هر جمله دیگری که برای تذکر به گنهکار است را با زمینه سازی مناسب خطاب به او بخوانیم واگر خطاب مستقیم ممکن نیست به بهانه ای که اقتضاء دارد نزد او بخوانیم .

مثلا همینگونه که در پیاده رو حرکت می کنیم می توانیم خود را به فرد مورد نظر نزدیک کنیم وبه صورتی که بفهمد به اوتذکر می دهیم متن خود را بخوانیم .

برخی از گناهان ، رایج گسترده است و ما می توانیم متنی را برای آن همراه داشته باشیم و همواره تذکر نوشتاری خود را برای گنهکاران بخوانیم و تجربه ی ماهم دراین صورت زیاد خواهدشد واجرای تذکر هم به گونه ای است که غالبا کسی نمی تواند متعرض ما شود زیرا خطاب مستقیم نداریم .

18. امر به معروف سوالی

امر به معروف سوالی آن است که امر ونهی خود را به صورت سوالی بیان کنیم به گونه ای که انجام واجب یا ترک گناه از سوال ما معلوم گردد امر به معروف به شیوه سوالی از ظرافت های خاص وامتیازهای قابل توجهی برخوردار است که به آن اشاره می کنیم :

1) غیر مستقیم بودن تذکر

روحیه برخی از گنهکاران به گونه ای است که امر ونهی صریح را نمی پذیرد ویا در برابر آن ایستادگی کرده وچه بسا به بدگویی ، جوسازی و تهضیب امر ونهی و امر کننده به معروف رو آوردند اما در برابر امر به معروف سوالی به نوع خلع سلاح شده واحتمال تاثیر در آنها افزایش می یابد طبیعی است که تذکربه آنها با شیوه سوالی انجام گیرد نظیر اینکه بگوییم : وقت آن نرسیده است که در ادامه گناه خود تجدید نظر کنی ؟

قرآن هم چنین سوالی رابه صورت کلی بیان کرده است خداوند در سوره حدید آیه 16می فرماید:

الم یان للذین آمنواان تخشع قلوبهم لذکر الله وما نزل من الحق [47]

آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مومنان دربرابرذکر خدا وآنچه ازحق نازل شده است خاشع شود ؟

2) توجه گنهکار به پاسخ سوال

عده ای از گناه بودن گناه خود غافلند وچه بسا تذکر عادی تاثیر چندانی در آنها نداشته باشد ازاین رو سوال از آنها دغدغه خاطرشان را جدی تر کرده و بهم ریختگی بیشتری را در روال عادی گناه آنها پدید می آورد وآنان را به این فکروامی دارد که عمل خود را مورد نقد و بررسی قرار دهند و البته این امتیاز بزرگی است که گنهکار را به اندیشه واداریم . اندیشه ای که سبب بیداری ,آگاهی وتحقیق او می گردد.

سوال از عمل گنهکار چیزی نیست که به زودی از صفحه ی ذهن او پاک شود بویژه اگر با آداب لازم از او سوال شود البته همه افراد ویا همه ی گناهان شرایط تذکر سوالی را ندارند اما در بسیاری از موارد می توانیم با این شیوه تذکر دهیم وذهن او را درگیر سازیم .

3) نفی عمدی بودن گناه

در شیوه تذکر سوالی نسبت عمدی بودن گناه کاهش می یابد در امر ونهی مستقیم وصریح نسبت گناه به فردی که به او تذکر می دهیم قطعی است واین نسبت در برخی موارد موجب تحریک وموضع گیری گنهکار می گردد وچه بسا امرونهی دینی را با بی تاثیری ویا کم تاثیری مواجه سازد اما وقتی از او سوال شود که «آیا می دانید این عمل شماگناه است ؟» این نسبت بسیار ضعیف می شود وحساسیت فرد مقابل برطرف می گردد .

چگونه طرح سوال کنیم ؟

سوال باید از ابعاد مختلفی کارشناسی شده باشد وجهت دینی ، روانشناختی ، اجتماعی ادبی آن مورد توجه قرار گیرد تا آثار سازنده ای را در گنهکار پدید آورد .

نمونه ی سوالات

آیا می دانید این کار شما حرام است واسلام از آن نهی کرده است ؟

آیا می دانید این کار واجب است و شما آنرا انجام نمی دهید ؟

فکر نمی کنید این کار در اسلام حرام باشد ؟

فکر نمی کنید انجام این کار واجب باشد وشما آن را ترک کرده اید ؟

به حرام بودن این کار خود اندیشیده اید ؟

به واجب بودن این کار که آن را ترک کرده اید اندیشیده اید ؟

شما می دانید دروغ از گناهان بزرگ است ؟

شما می دانید چهره ی آرایش شده ی زن باید از دیدن نامحرم پوشیده بماند ؟

شما می دانید حجاب ازاحکام مسلم و واجب اسلام است ؟

می دانید با این گناه نام شما در طومار گنهکاران ثبت می شود ؟

وقت آن نرسیده است که به بی نمازی یا بی حجابی خود پایان بخشی ؟چه تضمینی وجود دارد که فردا زنده باشی ؟

آنچه تا بحال گناه کردی کافی نبوده است باز هم با خداوند قصد مخالفت داری ؟

تاریخی برای ترک مخالفت با خدا تعیین کرده ای ؟

نمونه عملی

روزی امام حسن (ع) از محلی می گذشت ، چشمش به مردی افتاد که قهقه می زند نزد او رفت وفرمود : آیا می دانی که در روز قیامت وارد آتش می شوی ؟ [48] پاسخ داد: پاسخ داد آری .

حضرت فرمود: آیا می دانی که از افرادی هستی که از آن خارج می شوی ؟ جواب داد: نه مطمئن نیستم .

امام حسن (ع) فرمود : توکه نمی دانی حتما از جهنم خارج خواهی شد چگونه قهقه می زنی ؟ [49]

19. امر به معروف انذاری

ترس همواره از عوامل کنترل انسان بشمار آمده است ازاین رو ترس از خدا ، ترس از روز قیامت ، ترس از بد عاقبتی ,ترس از عذاب قبر ,ترس از مجازات های قضایی ,ترس از گرفتاری و از دست دادن منافع و اعتبارهای مختلف دنیوی وآخرتی وامثال آن ذهن انسان ها را در طول تاریخ حیات خود مشغول ساخته و از عوامل مهم تعدیل او بشمار می رود .یکی از عوامل موثر در امر ونهی دینی نیز ترساندن گنهکاران از خداوند متعال است که در قرآن نیز بطور فراوانی با عبارات مختلف : اتقوا الله ، اتقواربکم، اتقون بکار رفته است ترس از خدا ازنعمت های بزرگ الهی است که نصیب هرکس گردد به صورت معجزه آسایی او را در مسیر اعتدال قرار می دهد. اگر کسی ترس از خدا داشته باشد اهرم بزرگی در وجود اوست که می توان با تکیه برآن به امر ونهی دینی او همت گمارد و به نتیجه رسید .

چگونه بگوییم؟

مثلا بگوییم : از خدا نمی ترسی اینگونه آبروی دیگران را می ریزی ؟

از خدا بترس وبه مال دیگران تعدی نکن .

بترس ازشبی که فردایی برای تو نخواهد داشت وباید پاسخگوی اعمال ناروای خود باشی .

بترس که با این کارهای حرام عاقبت بخیر نشوی .

از خدا بترس چرا این اندازه جرات بر گناه پیدا کرده ای ؟

نمونه عملی

امام صادق (ع) پس از آنکه اسحاق را مورد نهی از منکر خود قرار داد به او فرمود :

ای اسحاق از خدا بترس به گونه ای که او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند . [50]

همچنین وقتی عبدالله عموی امام جواد (ع) در پاسخ سوالی جواب ناصحیح داد امام (ع) به خشم آمد رو به او کرد وفرمود : ای عمو از خدا بترس و پرهیزکار باش ، بسیار بزرگ است که در قیامت در پیشگاه خدا بایستی وخدا به تو بفرماید چرا ازاین رو جهل ناآگاهی فتوا دادی. [51]

20. امر به معروف استکراهی

امربه معروف استکراهی آن است که گنهکار را از ترک واجب یا انجام حرام متنفر سازیم .

راههای ایجاد تنفر از گناه :

ایجاد تنفر به گناه راه های متعددی دارد که به بیان آنها می پردازیم

1. بیان اشتراک با تبهکاران بزرگ

گناه عده ای از گنهکاران با گناه برخی از تبهکاران تاریخ مشترک است واگر ما به این وجه اشتراک اشاره کنیم به خاطر تنفر گنهکار از آن تبهکار تحت تاثیر قرار خواهد گرفت نظیر آنکه به کسی که سگ بازی می کند بگوییم :

یکی از کارهای یزید سگ بازی بود که امام حسین (ع) آن را از اعمال زشت او شمرده است بنابراین شایسته نیست شما چنین وجه اشتراکی با او داشته باشید .

بیان وجه اشتراک باید با دقت واحتیاط انجام گیرد و از هرگونه زیاده روی و بزرگ کردن گناه و یا توهین به گنهکار پرهیز شود تا اثر معکوس نداشته باشد .

2. تبیین ضررگناه

راه دیگرایجاد تنفر از گناه اشاره به ضرر است که در آن گناه یا ترک واجب نهفته است مثلا به کسی که فقرا را مورد بی احترامی قرار می دهد بگوییم : رسول خدا (ص) فرمود کسی که مسلمان فقیری را احترام کند خدا را در روز قیامت ملاقات نماید در حالی که از او خشنود است . [52]

و یا به کسی که لباسی می پوشد که موجب شهرت انگشت نما شدن او می شود بگوییم : پیامبر (ص) فرمود: کسی که در دنیا لباس شهرت بپوشد خداوند در آخرت لباس ذلت به او می پوشاند . [53]

یا به کسی که به دنبال ریاست طلبی است بگوییم : پیامبر (ص)فرمود :

کسی که خود را بر گروهی از مسلمانان مقدم کند در حالی که می بیند کسی بهتر از او (برای انجام مسئولیت) در بین آنان وجود دارد به خداوند پیامبر او و مسلمانان خیانت کرده است . [54]

3. تفهیم همراهی گنهکار با دشمن

برخی از گناهان عمل به خواست دشمن است واگر گنهکار بداند کار او مطلوب دشمنان اسلام وکشوری است از آن پرهیز می کند ودست کم استقبال بیشتری از تذکر نشان می دهد مثلا به خانمی که لباس بسیار ارزشمند چادر مشگی را کنارمی گذارد بگوییم:

مستر همفر جاسوس انگلیسی می گوید :باید زنان مسلمان را فریب داد وازچادر عبا بیرون کرد. [55]

4. تبیین عذاب گناه از ارتکابی

راه دیگر ایجاد تنفر از گناه این است که عذاب آن را برای گنهکار تبیین نماییم مثلا به کسی که طلا به گردن یا دست خود کرده است بگوییم :

پیامبر فرمود : هرکس دوست دارد حلقه ای از آتش به دست محبوبش کند حلقه ای از طلا به دست او کند و هر کس دوست دارد گردنبندی از آتش به گردن محبوبش کند گردنبندی از طلا به گردن او آویزد . [56]

5. اشاره به عاقبت گنهکاری

تبیین عاقبت شوم گناه تاثیر خوبی در ایجاد تنفر از گناه برای گنهکار دارد نظیر اینکه به دختر وپسری که بدون عقد شرعی رابطه دوستانه دارند بگوییم : دوستی دختر وپسر آغازی شیرین وپایانی تلخ وسیاه دارد .

یا به گنهکار مورد نظر بگوییم : ادامه این گناه تو را به تکذیب آیات قرآن می کشاند چنان که قرآن می فرماید :

ثم کان عاقبه الذین اساووا السوای ان کذبوا بایات الله وکانوا بها یستهزون [57]

سپس عاقبت کسانی که مرتکب اعمال بد شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و به مسخره گرفتند .

6. بیان ریشه گناه

وقتی کسی بداند عمل اواز چه منشا بدی نشات می گیرد تاثیر پذیری او در ترک آن گناه افزایش خواهد یافت مثلاً به کسی که خنده ی بی موردی می کند بگوییم : امام حسن عسکری (ع)می فرماید :

خنده بی جا از نادانی است [58]

7. بیان سرنوشت گنهکاران مشابه

اعمال زشت عبرت انگیز است و برخی از گنهکاران عبرتهایی را از خود بجا می گذارند .

عبرت پندی است که از نظر کردن در احوال بد دیگران بدست می آید بیان سرنوشت بد کسانی که گناهی نظیرگناه فرد مورد نظر ما را داشته اند می تواند در او تاثیر گذار باشد . مثلاً کسی که تمکن مالی دارد اما به تنگدستان کمک نمی کند وآنان را از خود محروم می گرداند این داستان را بیان می کنیم :

مردی با خانواده خود مشغول غذا خوردن بود غذای آنها مرغ بریان شده ای بود که در سفره داشت . در این هنگام فقیری به در خانه آمد واظهار گرسنگی کرد آن مرد بر فقیر فریاد زد و او را از در خانه ی خود دور کرد دیری نگذشت که خود فقیر شد و امکانات زندگی از او گرفته شد و از شدت فقر وپریشانی ازهمسر خود جدا گردید و همسرش با مرد دیگری ازدواج کرد .

روزی آن زن با شوهر خود غذا می خورد و اتفاقا غذای آنها مرغ بود که ناگاه فقیری در خانه ی آنها آمد و اظهار گرسنگی کرد مرد به همسرش گفت : مقداری نان ومرغ به فقیر بدهد .

وقتی زن به درب خانه رفت دید فقیری که درب خانه است همان شوهر اول اوست . ازدیدن این واقعه گریه کرد و برگشت . شوهرش پرسید چراگریه می کنی ؟ همسرش پاسخ داد : این فقیر شوهر اول من بود وقصه ی خود که که با او غذا می خورد و فقیری را که از درب خانه دور کرد برای او نقل کرد .

شوهرش گفت : به خدا سوگند آن فقیری را که رد کرد من بودم وبر سر من فریاد کشید . [34]

8. بی ارزش نشان دادن گناه

عده ای از گنهکاران معتقدند که گناه آنها دارای ارزش است مثلاً گناه بی حجابی را برای خود تمدن بشمار می آوردند در چنین مواردی باید بی ارزشی گناه را برای آنها بیان کنیم تا آنان که در اشتباهند آگاه گردند وگناه خود را تر ک کنند.

حکیم نامی جهانگیر خان قشقایی در ایام جوانی به موسیقی علاقمند بود وچندی هم در این راه تمرین کرده بود روزی برای تکمیل این هنر به اصفهان آمد ، در بازار اصفهان حرکت می کرد که از درب مدرسه صدر گذر نمود . او ازدیدن مدرسه طلبگی بسیار خوشحال شد وهمه روزه صبح وعصر به آنجا می رفت. یک بار درویشی در مدرسه او را صدا زد وسوالاتی ازشغل ونسب اوکرد و جهانگیر خان جواب داد آنگاه درویش در چهره او خیره شد وگفت :گیرم که در این فن موسیقی فارابی زمان شوی ، باز هم مطربی بیش نخواهی بود.

جهانگیرخان گفت : سخن خوبی گفتی ومرا از خواب غفلت بیدار کردی ، حال چه کنم که دنیا وآخرت در آن باشد .

درویش گفت : در همین مدرسه که آن را دوست داری مشغول تحصیل شو!

جهانگیرخان گوید : من از نفس پاک آن درویش و راهنمایی او ، به این مقام رسیدم . [59]