- تاریخ انتشار : چهارشنبه 11 اسفند 1395 - 3:16
- کد خبر : 31974
- مشاهده : - چاپ خبر

انگلیسی و اقتصاد خواندن یک طلبه در زندان
خیلی از آدمها هستند که وقتی در جمع رفقایشان هستند، خیلی لاف شجاعت میزنند و طوری وانمود میکنند که از هیچ چیز نمیترسند، اما وقتی وارد اتاق بازجویی میشوند، هنوز سیلی دوم را نخورده، به کرده و ناکردهشان اعتراف میکنند. ولی در مورد این محمد منتظری انصافاً این طور نیست… یک صبح تا ظهر به
خیلی از آدمها هستند که وقتی در جمع رفقایشان هستند، خیلی لاف شجاعت میزنند و طوری وانمود میکنند که از هیچ چیز نمیترسند، اما وقتی وارد اتاق بازجویی میشوند، هنوز سیلی دوم را نخورده، به کرده و ناکردهشان اعتراف میکنند.
ولی در مورد این محمد منتظری انصافاً این طور نیست… یک صبح تا ظهر به او سیلی میزدند که خون از گوشهایش بیرون میریخته و بعد که بیهوش میشود، ولش میکنند.
شلاق سیمی و فلک هم که دیگر یک چیز هر روزه بوده… بالاخره این محمد منتظری به سال زندان محکوم شد که خودش نشان می دهد چقدر این آدم سرتق و لجباز است؛ چون یک کلمه هم اظهار ندامت نمیکند که لااقل محکومیتش کمتر بشود. خبر میرسید که توی زندان انگلیسی و اقتصاد میخواند.
(این عبارات از زبان یک ساواکی در کتاب «دلیل آفتاب» نوشته امیر صفایی پور در مورد «محمد» نوشته شده، کتاب را کنگره شهدا چاپ کرده و مهر زهرا آماده عرضه دارد.)
لینک کوتاه
برچسب ها
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰