• تاریخ انتشار : دوشنبه 16 بهمن 1396 - 18:52
  • کد خبر : 37140
  • مشاهده :  -
  • چاپ خبر
قحطی

روایتی از قحطی نجف آباد

روایتی از قحطی نجف آباد اهل محل با یکدیگر قرار گذاشته بودیم که برای مقابله با دزدان، شب هنگام به کمک یکدیگر بشتابیم و این تنها راه حفظ جان و مالمان بود. عناصر حکومتی توجهی به این گونه شکایات نداشتند و گفته می‌شد با دزدان شریکند، لذا به آنان امیدی نبود. دو راس بُز و

روایتی از قحطی نجف آباد

اهل محل با یکدیگر قرار گذاشته بودیم که برای مقابله با دزدان، شب هنگام به کمک یکدیگر بشتابیم و این تنها راه حفظ جان و مالمان بود. عناصر حکومتی توجهی به این گونه شکایات نداشتند و گفته می‌شد با دزدان شریکند، لذا به آنان امیدی نبود.

دو راس بُز و دو بُزغاله داشتم که سه بار دزدان، برای ربودن آن ها به خانمان ریختند ولی هر سه بار با شور و شیون و مساعدت همسایگان موفق نشدند. سرانجام بزغاله‌ها را یکی پس از دیگری کشته و با همسایگان تقسیم کردم، در ازاء گوشت آن‌ها، مقداری جو و هُلر گرفتم. اما بزها را هر روز عصر بر دوش کشیده، از پله ها بالا رفته، در بالاخانه ای که پشت اتاق نشیمن و روی سقف صندوق‌خانه بود، جای می‌دادم.

به همراه بچه‌ها در اتاق خوابیده و تا صبح در اضطراب آمدن دزد بودم. صبح روز بعد مجدداً بُز‌ها را بر دوش گرفته، از بالاخانه به زیر می‌آوردم. این کار را تمام طول زمستان ادامه دادم تا بهارآغاز و رفته رفته اوضاع رو به بهبودی گذاشت.

بخشی از کتاب «مقدمه ای بر تاریخ و فرهنگ مردم نجف آباد» به قلم «فضل الله خلیلی»، اثری از انتشارات مهر زهرا (س)

مقدمه ای بر تاریخ و فرهنگ مردم نجف آباد

مقدمه ای بر تاریخ و فرهنگ مردم نجف آباد

روایتی از قحطی نجف آباد

لینک کوتاه

برچسب ها

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.