- تاریخ انتشار : چهارشنبه 9 تیر 1400 - 7:40
- کد خبر : 57163
- مشاهده : - چاپ خبر

هیچ کس جرات محمد منتظری را نداشت
هیچ کس جرات محمد منتظری را نداشت محمد منتظری البته معتقد بود چریک بودن، کاری نداره، هر کسی می تونه ماشه اسلحه رو بکشه ولی مومن بودنِ که مساله است؛ مومن به هدفی که لزوما راه رسیدن بهش از اسلحه و تیر و تفنگ نمی گذره. از نظر من، خودش مومن ترین بود. برای همین تنها
هیچ کس جرات محمد منتظری را نداشت
محمد منتظری البته معتقد بود چریک بودن، کاری نداره، هر کسی می تونه ماشه اسلحه رو بکشه ولی مومن بودنِ که مساله است؛ مومن به هدفی که لزوما راه رسیدن بهش از اسلحه و تیر و تفنگ نمی گذره.
از نظر من، خودش مومن ترین بود. برای همین تنها کسی بود که با وجود این که تمام ساواک ایران دنبالش بودن، خیلی راحت می رفت ایران و بر می گشت. هیچ کسی این جرات رو نداشت و برای همین بود که هیچ اشتباهی رو قبول نمی کرد.
توی یکی از ماموریتهایی که برگشته بود ایران، بستهای رو میبره دمِ خونۀ یکی از همشهریهاش و طرف که از دیدن محمد کلی ذوق کرده، میگه:
– محمد! مادرت با مادر من رفته روضه و تا نیمساعت دیگه بر میگردن.
اصرار میکنه که محمد بیاد داخل خونه تا اونا برسن. محمد سهسال بود که مادرشو ندیده و مدام شنیده بود که چقدر مادرش برای دیدنش بیتابی میکرده، ولی به همشهریش میگه که من برای دیدن خونواده نیومدم، برای انقلاب اومدم!
در حالی که اشک توی چشمهایش حلقه زده بوده، میره…
بخشی از کتاب «دلیل آفتاب» نوشته امیر صفایی پور، چاپ شده توسط کنگره سرداران و ۲۵۰۰ شهید نجف آباد
هیچ کس جرات محمد منتظری را نداشت
لینک کوتاه
برچسب ها
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰