بین پاسبان‌های شهربانی نجف‌آباد، یکی داشتیم در مایۀ «گروهبان گارسیا»؛ چاق، فوق‌العاده بد دهن و فضول در امورات مردم. با وجود تمام خوش‌خدمتی‌هایی که به رژیم می‌کرد، درجه و جایگاه چندانی نداشت و حقوق بخور و نمیری می‌گرفت.

اعدام انقلابی در نجف آباد

بین پاسبان‌های شهربانی نجف‌آباد، یکی داشتیم در مایۀ «گروهبان گارسیا»؛ چاق، فوق‌العاده بد دهن و فضول در امورات مردم. با وجود تمام خوش‌خدمتی‌هایی که به رژیم می‌کرد، درجه و جایگاه چندانی نداشت و حقوق بخور و نمیری می‌گرفت.

در حوادث محرم۵۷ نجف‌آباد، از عوامل اصلی کشتار مردم و غارت شهر بود و در بیمارستان شخصاً مرتکب چندین جنایت شد. در یک مورد وقتی پیکر مجروح علی کافیان را روی تخت می‌بیند، رفته بود روی شکم پاره‌پارۀ کافیان و با چند فشار، همان‌جا شهیدش می‌کند. کمترین فحش‌اش، الفاظی بود که ناموس طرف مقابل را خطاب قرار می‌داد. در بیشتر موارد برای تدوین فحش‌ها نیز از یک کلمۀ خاص در ترکیب با دیگر عبارت‌ها استفاده کرده و الفاظ رکیکی بیان می‌کرد.

همین ویژگی باعث شد تا متفاوت‌ترین اعدام انقلابی قبل از انقلاب برایش رقم بخورد. بعد از این قضیه، رییس کل شهربانی استان اصفهان به احترام پاسبان کشته شده، معاونش را به مراسم هفتم فرستاد. یکی از کارمندان برایم خبر آورد که چند نفر از پاسبان‌ها بلافاصله بعد از پایان مراسم می‌روند پیش معاون شهربانی کشور و می‌گویند: «جناب سرهنگ! یا اجازه بدید همین حالا شکم‌مان را با سرنیزه پاره کنیم یا امشب آدمای مسجد‌جامع نجف‌آباد را ببندیم به رگبار!»

گروهبان گارسیا اعدام انقلابی در نجف آباد اعدام انقلابی در نجف آباد

گروهبان گارسیا

*بخشی از کتاب ناگفته ها، خاطرات محمد رضا پزشکی خبرنگار روزنامه اطلاعات در دهه های ۴۰ و ۵۰ نجف آباد، کاری از انتشارات مهر زهرا

اعدام انقلابی در نجف آباد