عصر همان روز جنازۀ کشته‌شده‌ها که عقب تریلی چیده بودند را آوردند جنت‌الشهداء. هنوز کار دفن و کفن کامل نشده بود که خبر آوردند مردم اصفهان و خمینی‌شهر در حمایت از انقلابیون به سمت نجف‌آباد در حرکتند.

حرکت انقلابیون اصفهان و خمینی شهر به سمت نجف آباد

عصر همان روز جنازۀ کشتهشدهها که عقب تریلی چیده بودند را آوردند جنتالشهداء. هنوز کار دفن و کفن کامل نشده بود که خبر آوردند مردم اصفهان و خمینیشهر در حمایت از انقلابیون به سمت نجفآباد در حرکتند. صدها نفر با چوب، چماق و قمه ایستاده بودند عقب کامیون و همینطور که با صدای بلند شعار میدادند، وارد شهر شدند. روبهروی دفتر ما نرسیده به باغملی متوقفشان کردند تا شیخعباس ایزدی روی چهارپایهای برایشان سخنرانی کند. فریادها همچنان بلند و رعبآور بود؛ «ما اومدیم از شما حمایت کنیم! هر کی رو بگید، پدرش رو در میاریم! جانفشان شماییم!»

حاجآقا به هر مصیبتی بود جمعیت را ساکت کرد و گفت: «تشکر میکنم که تشریف آوردید. مشکل حل شده آقایون. خواهش میکنم تشریف بیارید داخل مسجد و پذیرایی شوید و بعد هم برگردید خانهتان». کسی برای پذیرایی نماند و تمام جمعیت بدون کوچکترین درگیری، شهر را ترک کردند.

*در محرم سال ۵۷ (آذر ماه)، بعد از عاشورا که مجسه شاه در میدان مرکزی نجف آباد به پایین کشیده می شود، اراذل و اوباش با همکاری نیروهای رژیم پهلوی وارد نجف آباد شده و برای دو روز در این شهر می کشند و غارت می کنند و آتش می زنند. در چهلم این شهدا، برخی مردم با کسانی که از نظر آن ها جزء عوامل این کشتار بودند، درگیر شده و چندین نفر در آن حادثه کشته می شوند. این روایت پزشکی، مربوط به همان اتفاق است.

شهدای نجف آباد در انقلاب حرکت انقلابیون اصفهان و خمینی شهر به سمت نجف آباد حرکت انقلابیون اصفهان و خمینی شهر به سمت نجف آباد                                              221x300

شهدای نجف آباد در انقلاب

* بخشی از کتاب ناگفته ها، خاطرات محمد رضا پزشکی خبرنگار روزنامه اطلاعات در دهه های ۴۰ و ۵۰ نجف آباد

حرکت انقلابیون اصفهان و خمینی شهر به سمت نجف آباد