روزی یکی از مردان عشایر به اتاقم آمد. خشمگین و ناراحت بدون مقدمه به شکایت معلمی که نام را در خاطر ندارم، پرداخت. «آقا معلم قاطرم را گرفته و اثاث خود را بار کرده و در کوه کُتل رهاس کرده. قاطر از بالای کوه پرت شده، سقط کرده»

ردیف بودجه قاطر

روزی یکی از مردان عشایر به اتاقم آمد. خشمگین و ناراحت بدون مقدمه به شکایت معلمی که نام را در خاطر ندارم، پرداخت. «آقا معلم قاطرم را گرفته و اثاث خود را بار کرده و در کوه کُتل رهاس کرده. قاطر از بالای کوه پرت شده، سقط کرده»

از مسئول حسابداری خواستم که فکری بکند. او هم می گفت ماده و برنامه ای در بودجه برای خسارت قاطر نداریم. مبلغ هم در آن زمان بالا بود، چهل تا پنجاه هزار تومان. روستایی را متقاعد کردیم که خسارت را پرداخت خواهیم کرد.

در سمینار سالانه آموزش و پرورش در تهران، مشکل را در نامه ای با معاون مالی وزیر در میان گذاشتم. خطاب به من گفت: «آقا جان برو از سرانه دانش آموزان یا ماده ۱۶ امور تربیتی، خسارت را پرداخت کن.»

خنده حاضرین، جلسه را برای مدتی متشنج کرد. آخر خسارت قاطر از ماده۱۶ آن هم سرانه دانش آموزان، وصله نچسبی نیست؟

کتاب آل گودرز ردیف بودجه قاطر ردیف بودجه قاطر                 225x300

کتاب آل گودرز

بخشی از کتاب «گذری به دیار آل گودرز» به قلم «فضل الله خلیلی»، کاری از انتشارات مهر زهرا (س)

ردیف بودجه قاطر