گرچه خیلی از انقلابیون به محض به قدرت رسیدن، شروع به جبران مافات کرده بودند و مال و منال جمع می‌کردند، او هنوز در روز یک نان خالی می‌خورد. سعی داشتم آن قدر اعتماد او را جلب کنم که فردا قبل از بازگشت به ایران و بعد از تمام شدن کنفرانس، پیشنهاد مرا برای حضور […]

گرچه خیلی از انقلابیون به محض به قدرت رسیدن، شروع به جبران مافات کرده بودند و مال و منال جمع می‌کردند، او هنوز در روز یک نان خالی می‌خورد.

سعی داشتم آن قدر اعتماد او را جلب کنم که فردا قبل از بازگشت به ایران و بعد از تمام شدن کنفرانس، پیشنهاد مرا برای حضور در جمع دانشجویان چپ بپذیرد؛ زیرا فرصت پیش آمده برای حذف او بهترین موقعیت بود.

امکان نداشت محمد منتظری از هویت من آگاه شده باشد. من از بیست و سه سالگی آموزش اطلاعاتی دیده بودم و کلیۀ سوابق و مدارکی که من را با سیا مربوط می‌کرد، در آمریکا بود. در حقیقت من جزء ماموران درجه اول بودم که امنیت اطلاعاتی من کلاس داشت؛ یعنی امکان شناسایی من یک در میلیون بود.

گفت: «در همان جوانی هم جذب سیا شدید؟!»
گفتم: «راهی برای نجاتم هست؟!»
گفت: « من هیچ وقت دنبال انتقام نبوده‌ام. مساله من، مساله شخصی نیست. فقط انقلاب مطرح است. شخصیت یک انسان، حتی یک جاسوس، به صرف انسان بودنش برای من محترم است.»

«دلیل آفتاب» نوشته امیر صفایی‌پور، توصیفی از زندگی شهید محمد منتظری، چاپ توسط کنگره سرداران، توزیع در انتشارات مهر زهرا (س)