مرحله اول عملیات الی بیت‌المقدس از سر شب ۲۴کیلومتر پیاده‌روی کرده و دیگر رمقی نداشتیم. نزدیکی‌های جاده اهواز- خرمشهر، زیر آتش تیربارهای دشمن، گردان‌ها زمین‌گیر شده بودند. صبح نزدیک و هوا در شرف روشن‌شدن بود… فرمانده یکی از گردان‌ها با حاجی تماس گرفت و گفت: کار گره‌خورده و همه بچه‌ها زمین‌گیر شده‌اند، پیشروی هم غیرممکن […]

مرحله اول عملیات الی بیت‌المقدس از سر شب ۲۴کیلومتر پیاده‌روی کرده و دیگر رمقی نداشتیم. نزدیکی‌های جاده اهواز- خرمشهر، زیر آتش تیربارهای دشمن، گردان‌ها زمین‌گیر شده بودند. صبح نزدیک و هوا در شرف روشن‌شدن بود… فرمانده یکی از گردان‌ها با حاجی تماس گرفت و گفت: کار گره‌خورده و همه بچه‌ها زمین‌گیر شده‌اند، پیشروی هم غیرممکن شده است… طولی نکشید حسین خودش را رسانید، از جیپ فرماندهی پیاده شد و فرماندهان را صدا زد و شروع به صحبت با آن‌ها کرد. دو- سه دقیقه‌ای گذشت، تانکی رسید، حاجی روی بلندای برجک آن رفت و با دوربین موقعیت خطوط دشمن را زیرنظر قرار داد. نیروهای گردان‌ها که این صحنه را دیدند، ضمن شرمندگی، روحیه گرفتند و همگی ایستادند. در این حین، دو دستگاه تانک دیگر هم رسید. حاجی راننده هر دو تانک را صدا زد، آمدند روی تانک، حسین با دست دو نقطه از خطوط دشمن را نشان داد و بعد از توضیحی، تانک‌ها با سرعت به سمت آن دو نقطه حرکت کردند؛ پس از لحظاتی تانک‌ها در گرد و خاک ایجادشده محو شدند و دیگر چیزی پیدا نبود. با فرمان حاجی نیروهای گردان‌ها سریعاً در بین آن گرد و خاک‌ها، اقدام به دویدن به سمت مواضع دشمن نمودند و با رسیدن به نزدیکی‌های جاده آسفالته به سمت چپ و راست آرایش گرفتند. خلاصه؛ بدین وسیله با این ابتکار حاجی، قفل عملیات در این محور شکسته شد. راننده یکی از تانک‌ها، رضا عسگری فرمانده زرهی تیپ۱۴ امام‌حسین} بود که چند ساعت بعد شهید شد.

 قسمتهایی از کتاب جاده های بهشتی اثر حسین(غلامرضا) سالمی- ناشر مهر زهرا- ۱۳۹۳-نوبت چاپ سوم