خداحافظ سیاهیا….خداحافظ کتیبه ها….خداحافظ….

دسته: داستان کوتاه , فرهنگی , گزارش تصویری
یک دیدگاه
یکشنبه - ۲۳ آذر ۱۳۹۳

پایان ماه روضه شده، غم گرفته ام
هیئت تمام گشته و ماتم گرفته ام
بعد از دو ماه گرفت صدا های ذاکران
تازه دلم شکسته شده دم گرفته ام
بعد از دو ماه که در مطبت هستم ای طبیب
از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام
مرهم برای درد دلم اشک روضه بود
اینگونه بوده اشک دمادم گرفته ام
شبها چقدر گم شده ام بین کوچه ها
وقتی سراغ هیئت و پرچم گرفته ام
از مادرت بپرس ، نوکریم را قبول کرد ؟
آیا برات کرببلا هم گرفته ام ؟
افسوس می خورم که زخیرات سفره ات
از دست مهر مادرتان کم گرفته ام
دلتنگ می شوم به خدا بر محرمت
خرده مگیریم زچه ماتم گرفته ام
…ای روضه خوان ادامه بده اشک و آه را
شعر وداع نه ….. شور محرم گرفته ام

خداحافظ سیاهیا….خداحافظ کتیبه ها….خداحافظ….
…………………
دیر از ره آمدی و زود رفتی ماهِ عشق
یازده ماهِ دگر باید به راهت چشم دوخت…


مجموعه نمایشگاه هنر عاشورایی بنر با کیفیت بالا مخصوص چاپ
نوشته شده توسط:علیرضا - 999 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۴۸
برچسب ها:
دیدگاه ها
کافی موسوی سه شنبه ۲ دی ۱۳۹۳ - ۴:۲۲ ب٫ظ پاسخ به دیدگاه

پیراهن سیاه زتن دور میکنیم
آن را ذخیره کفن و گور میکنیم
اجر دو ماه گریه ی بر غربت حسین
تقدیم مادرش از ره دور میکنیم

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.