طبق اظهار نظر اخیر مدیر کل ثبت احوال استان اصفهان در چهار ماهه امسال ۳ هزار و ۲۷۱ مورد واقعه طلاق ثبت شده است که بیشترین فراوانی طلاق استان نسبت به جمعیت، در شهرستان اصفهان و پس از آن در نجف‌آباد ثبت شده است. شهرستانی در سی کیلومتری مرکز استان واقع در غرب اصفهان، شهرستانی […]

طبق اظهار نظر اخیر مدیر کل ثبت احوال استان اصفهان در چهار ماهه امسال ۳ هزار و ۲۷۱ مورد واقعه طلاق ثبت شده است که بیشترین فراوانی طلاق استان نسبت به جمعیت، در شهرستان اصفهان و پس از آن در نجف‌آباد ثبت شده است.

شهرستانی در سی کیلومتری مرکز استان واقع در غرب اصفهان، شهرستانی با بیش از ۳۵۰ هزار نفر جمعیت، شهرستانی با بیش از ۲ هزار و ۵۰۰ شهید و ۲۸ سردار شهید، شهرستانی که به علم ایثار شهره است، شهرستان علما و طلاب، شهرستانی که همگان از دیر باز به مذهبی بودن مردمانش ایمان دارند. حال چه شده و چه بر سر مردمان شهرمان آمده که اینگونه صدر آمار طلاق، این واقعه شوم و ناپسند را به خود اختصاص می‌دهند.

طبق اظهار نظر اخیر مدیرکل ثبت احوال استان اصفهان در چهار ماهه امسال ۳ هزار و ۲۷۱ مورد واقعه طلاق ثبت شده است که بیشترین فراوانی طلاق استان نسبت به جمعیت، در شهرستان اصفهان و پس از آن در نجف‌آباد ثبت شده است.

برای درک و فهم بهتر موضوع و عمق این فاجعه اجتماعی و در جهت بهبود اوضاع باید در ابتدا عوامل و علل گرایش به این واقعه را شناسایی و سپس با برنامه‌ریزی دقیق و اصولی در جهت رفع این موانع قدم برداریم که با توجه به شعار سال یعنی همدلی و همزبانی دولت و ملت می‌طلبد که با بسیج همگانی مسئولان و مردم در همه زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و… همدل و همصدا در صدد کاهش این قضیه برآییم.

نقش خانواده به عنوان کوچک‌ترین واحد اجتماعی با کارکردهای مختلف آن در جنبه مثبت به عنوان کانون آرامش و در جنبه منفی در ایجاد آسیب‌های اجتماعی بسیار مهم و اثرگذار است. بهداشت روانی جامعه در گرو تامین بهداشت روانی خانواده است و هر گونه آسیبی به آن، نسل آینده را از آثار سوء آن مصون نخواهد گذاشت و تحقیق در باب کشف دلایل و عوامل زمینه‌ساز آن بسیار حایز اهمیت است.

بررسی و تعمیق شناخت عوامل اثرگذار در خانواده سبب ارتقای سطح فرهنگ جامعه در زمینه مسایل زناشویی شده و همچنین به تدوین برنامه‌های مناسب در جهت سالم‌سازی محیط و جلوگیری از پیامدهای زیان‌بار طلاق ما را یاری می‌رساند.

از آنجایی که هر روز بر خیل مراجعان به مراجع قضایی برای ارائه درخواست به ویژه از سوی زنان، مبنی بر طلاق و اختلافات خانوادگی افزوده می‌شود، لزوم بررسی عوامل زمینه‌ساز و گرایش دهنده به طلاق بسیار ضروری است که نباید از آن غافل شد.

طلاق در لغت جدا شدن زن از مرد، رها شدن از قید نکاح و رهایی از زناشویی است و به بیان برخی رها شدن از قید نکاح است.

طلاق را از مهم‌ترین پدیده‌های حیات انسان تلقی می‌کنند. نخست، یک پدیده روانی است، زیرا بر تعادل روانی نه تنها دو انسان، بلکه فرزندان، بستگان، دوستان و نزدیکان آنها تأثیر می‌گذارد.

دوم آنکه پدیده‌ای است اقتصادی که به گسست خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی کوچک می‌انجامد و تعادل روانی انسان‌ها را به هم می‌زند. سوم آنکه، طلاق پدیده‌ای است فرهنگی و در جوامع مختلف دیده می‌شود و به نوعی رنگ جامعه‌ای را می‌پذیرد که در آن تکوین یافته است. بدین سان می‌توان گفت جامعه‌ای که در آن طلاق از حد متعارف تجاوز کند، هرگز از بهداشت و سلامت روانی برخوردار نخواهد بود.

مسئولان گرامی پس توجه به طلاق نه تنها از دیدگاه فرد به عنوان انسان و فرزندانش مهم است، بلکه از دیدگاه جامعه، فرهنگ و اقتصاد نیز مهم و قابل تفکر است.

آمار طلاق یا بهتر، نسبت طلاق به ازدواج در مناطق مختلف ایران در روستاها و شهرهای در حال توسعه به طور منظم و بی‌هیچ استثناء رو به افزایش مداوم است و برای علل و عوامل طلاق گزاره‌های اساسی وجود دارد.

همه پدیده‌های اجتماعی چند یا چندین عامل دارند، طلاق نیز در این مجموعه مستثنی نبوده و نیست. عوامل به تنهایی معنایی ندارند، آنان در مجموعه یا شبکه عوامل، معنا می‌یابند.

بنابر این، به جای، شناخت انتزاعی یا جداسازی عوامل، باید هر عامل را در متن و مجموعه شناخت. بدین‌سان، عوامل یک پدیده اجتماعی با یکدیگر می‌آمیزند، ترکیب می‌شوند و از آن آمیزه‌ای خاص و منحصر به فرد و پدیده‌ای شوم به نام طلاق را پدید می‌آورند.

متولیان امر فراموش نکنیم که در حوزه شناخت عوامل، مرزهای کلاسیک دانش انسانی فرو می‌ریزد. به بیان دیگر، باید در عین حال هم عوامل روانی، اقتصادی، سیاسی و هم عوامل اجتماعی، حقوقی و … را با هم مطرح کرده و مورد شناخت قرار دهیم تا واقعیت در همه ابعادش مطرح و کارشناسی شود.

به درستی می‌توان گفت، طلاق عواملی اجتماعی دارد از نظر مادی شدن جامعه، کم رنگ شدن ارزش‌های معنوی در جوامع و … بنابر این، سلسله عوامل روانی نیز در کار طلاق تأثیرگذارند از جانب دیگر، هرگز نمی‌توان تصویب کرد که شرایط اقتصادی جامعه بی‌تأثیر بر جریان طلاق باشند هر چند «همه انسان‌ها در همین جوامع دست به طلاق نمی‌زنند».

مسأله طلاق یکی از مسایل مهم وجدی است که تأثیرات زیادی را روی همسران و در صورتی که خانواده‌ها دارای فرزند باشند، تأثیرات منفی و بسیار جدی روی فرزندان می‌گذارد. این در حالی است که اگر بررسی دقیقی صورت گیرد این نکته مشخص خواهد شد که بسیاری از افرادی که امروز مدعی طلاق و جدایی از همسر خود هستند، خود روزی جزو فرزندان طلاق شمرده می‌شدند که این امر به واقع یکی از آثار مخرب و مزمن پدیده طلاق می‌تواند باشد و با توجه به آمار امروزی طلاق زنگ خطری برای آینده این شهر.

افزایش آمار طلاق در شهرستان نجف‌آباد علل متعددی دارد و کمتر می‌توان برای آن علل محدود و مشخصی را در نظر گرفت. طلاق از آن دسته پدیده‌های اجتماعی است که دارای علل متعدد و در اکثر مواقع پیچیده است اما یکی از معماهایی که امروزه برای متخصصان در برخورد با زندگی افراد گوناگون مطرح می‌شود، این است که بسیاری از زوج‌ها با وجود نارضایتی به زندگی در کنار هم ادامه می‌دهند و در مقابل عده‌ای دیگر با وجود رضایت کامل به ناگاه از یکدیگر جدا می‌شوند.

 برخی افرادی که در مورد پدیده‌های مختلف اظهار نظر می‌کنند، نگاه جامع و مانعی ندارند. در مورد برخی علل اقتصادی یا آگاهی افراد، زیاده‌گویی و در مورد برخی دیگر از علل بسیار کم سخن می‌گویند. این در حالی است که به جای مطرح کردن این آمار در جلسات محرمانه اداری شهرستان باید برخی از پدیده‌ها را علی‌الخصوص پدیده نامبارک طلاق را چگونگی بروز و ظهور آن‌ها را با موشکافی و دقت زیادی بررسی کرد.

کارشناسان و صاحبان نظر در این شهرستان علل فراوانی را برای طلاق متصور هستند اما شاید این چند مورد مهم‌ترین علت‌ها باشند:

۱- سنخیت‌های پیش از ازدواج (روابط دختر و پسر قبل از ازدواج)

۲- عوامل فردی و شخصیتی (روابط نامشروع)

۳- عوامل مهارتی و عدم شناخت کافی (اختلاف سطح طبقاتی خانواده‌ها)

۴- عوامل اجتماعی (بیکاری، اعتیاد، فقر و…)

۵- ضعف فرهنگی با توجه به کم‌رنگ شدن ارزش‌های معنوی

۶- عوامل اقتصادی و تجمل‌گرایی خانواده‌ها (چشم و هم‌چشمی خانواده‌ها)

و…

البته با توجه به تحقیقات انجام شده در این زمینه عوامل فردی و اجتماعی از دلایل پر رنگ و اثرگذار بر افزایش این آمار در شهرستان نجف‌آباد می‌باشند، که اگر بصورت جزیی و موشکافانه به این عوامل بنگریم بسیاری از مشکلات شناسایی و موشکافی خواهد شد که بطور قطع نمی‌توان در چنین متن کوتاهی به آن پرداخت به همین خاطر به ذکر کلیات آن بسنده می‌کنیم.

شرایط نامناسب ازدواج، تشکیل زندگی مشترک بر اساس موارد غیرمعقول و غیرمنطقی از آغاز طلاق را در بطن خود دارد به نحوی که وقوع آن از همان ابتدا قابل پیش‌بینی است و حتی اگر به عللی زندگی زناشویی تداوم یابد و به انحلال خانواده منجر نشود، مصداق اصطلاح «ساختن و سوختن» را در بر دارد زیرا معیارهای همسرگزینی و شرایط تحقیق ازدواج در اکثر موارد عقلایی نبوده و انتخاب همسر مبتنی بر تحمیل پدر و مادر، مصلحت‌اندیشی، شناخت‌های ابتدایی نه عمیق و کافی زودگذر بوده است، از این رو گام اول برای کاهش و کنترل طلاق سالم‌سازی شرایط تشکیل خانواده است.

منبع:فارس