در غیبت برق و تجهیزات امروزی، در چهار گوشۀ شهر یخچال‌هایی در عمق زمین ساخته شده بود که بخشی از نیاز تابستانۀ شهروندان به یخ را تامین می‌کرد.

یخچال های نجف آباد

در غیبت برق و تجهیزات امروزی، در چهار گوشۀ شهر یخچال‌هایی در عمق زمین ساخته شده بود که بخشی از نیاز تابستانۀ شهروندان به یخ را تامین می‌کرد. یخچال‌های منطقۀ اصفهان برعکس دیگر نقاط کشور فاقد گنبدهای مرتفع بر روی گودال اصلی بودند ولی مثل آن‌ها دیوار بلندی در جنوب یخچال داشتند که روی گودال سایه می‌انداخت.

زمستان‌ها، آب از طریق چند جوی در «کَرت»‌های مسطح نزدیک به یخچال رهاسازی می‌شد تا بسته به شدت سرما و طول شب، یخ‌هایی با ضخامت پنج تا ده سانتیمتر روی زمین درست شود. صبح روز بعد، یخ‌ها را شکسته و داخل گودال کنار دیوار می‌ریختند. برای تراکم بیشتر یخ‌ها، آن‌ها را با وسیله‌ای شبیه «دسته‌یانه» یا «دسته هَوَنگ» می‌کوبیدند و گاهی روی یخ‌ها آب می‌ریختند تا تمام‌شان به شکل یک تودۀ واحد در بیایند.

بعد هم یک لایه کاه یا حصیر روی یخ می‌گذاشتند تا یخ‌های امشب از شب بعد جدا شوند. این لایه‌لایه کردن، باعث راحتی برداشت یخ‌ها و ایجاد حالتی عایق مانند در هر لایه می‌شد.

اگر بخواهم یخچال‌های شاخص شهر را مرور کنیم، باید به چهار مورد اشاره کرد. یکی در تقاطع خیابان‌های شریعتی و آیت (مجاهد) که به «برات یخچالی» معروف بود. در تقاطع آیت جنوبی با خیابان امام که الآن به عنوان نمایندگی ایران‌خودرو شناخته می‌شود هم یک یخچال داشتیم. در تقاطع خیابان‌های گلبهارغربی و نصیر نیز که الآن کاربری کارواش پیدا کرده، یخچالی ساخته بودند که دیوار مرتفع آن هنوز پابرجاست. چهارمین یخچال در مکان فعالی هنرستان دخترانه شهید مجید ابوترابی[۱] در ضلع شمال‌شرقی میدان امام‌خمینی قرار داشت و مالکش «سلطان پزشکی» مادربزرگ پدری‌ام بود. پدرم زمستان‌ها که ساخت و ساز راکد می‌شد، خودش را با این یخچال سرگرم می‌کرد.

تابستان‌ها، خرده یخ‌ها را داخل سبد‌هایی از جنس ارغوان یا همان «لوده» ریخته و بار الاغ می‌کردند. فروشنده همراه قند‌شکنی که برای خرد کردن یخ همراه داشت در شهر می‌چرخید و داد می‌زد «یخ بلوری». داخل این به اصطلاح بلور! همه چیزی پیدا می‌شد؛ از مگس و خرده‌کاه گرفته تا کلوخ و سنگ‌های ریز. هر چه بود در آن گرمای تابستان و قحطی امکانات، برای خودش نعمتی گوارا بود.

[۱]  قبل از انقلاب، دبیرستان دخترانه‌ای به نام «ایراندخت» در این نقطه وجود داشت.

«ناگفته ها» به روایت «محمد رضا پزشکی» خبرنگار دهه ۴۰ و ۵۰ موسسه اطلاعات در نجف آباد؛ کاری از انتشارات مهر زهرا

کتاب ناگفته ها اثر محمد رضا پزشکی

کتاب ناگفته ها اثر محمد رضا پزشکی

یخچال های نجف آباد