تفسير مجمع البيان جلد ۳

امين الاسلام طبرسي
ترجمه : علي کرمي

- ۸ -


آشنايى با سوره آل عمران

سوره آل عمران

آشنايى با اين سوره مباركه

اين سوره مباركه در مدينه بر قلب مصفّاى پيامبر مهر و عدالت فرود آمده و داراى دويست آيه است.

فضيلت و پاداش تلاوت آن

درمورد فضيلت و پاداش تلاوت اين سوره مباركه، رواياتى اميدبخش نقل شده است؛ كه براى نمونه، به برخى از آنها نظر مى افكنيم:

1. از پيامبر گرامى(ص) آورده اند كه فرمود:

«مَنْ قرأَ سورة آل عمران اُعْطى بكلٍّ آيةٍ منها اماناً على جسر جهنّم.»(80)

هر كه سوره «آل عمران» را تلاوت كند، خداوند دربرابر هر آيه اى از آن، امان نامه اى براى گذشتن بدون لغزش و خطر از پل دوزخ به او ارزانى خواهد فرمود.

2. و نيز فرمود: «مَنْ قرأَ سورة آل عمران يوم الجمعه صلّى اللّه عليه و ملائكته حتّى تَجبَ الشّمس.»(81)

هر كه در روز جمعه سوره آل عمران را تلاوت كند، تا غروب آن روز خدا و فرشتگان بر او درود مى فرستند.

3. و فرمود: «تعلّموا سورةالبقره و سورة آل عمران فانّهماالزّهراوان و انّهما تظلاّن صاحبهما يوم القيامه كأنّهما غمامتان او فرقان من طير صواف.»(82)

دو سوره مباركه بقره و آل عمران را بياموزيد؛ زيرا آنها دو نور روشنگر جان و راه اند و در روز رستاخيز بسان دو توده ابر يا دو پرده و پوشش و يا دو صف بهم فشرده از پرندگان، بر كسى كه آنها را آموخته و تلاوت كرده و به پيامهاى آنها عمل كرده باشد، سايه خواهند افكند.

شأن نزول

در شأن نزول بخشى از اين سوره مباركه گفته اند: از آيه اوّل اين سوره تا بيش از هشتاد آيه آن، درباره گروهى از مسيحيان نجران فرود آمده است؛ كه سرگذشت آنان را مفسّران اينگونه روايت كرده اند:

اين گروه، شصت نفر بودند كه جهت تحقيق پيرامون اسلام و آورنده آن، وارد مدينه شدند و به نمايندگى از مردم خود به خدمت پيامبر گرامى اسلام رسيدند.

چهارده تن در اين گروه سرشناس بودند؛ و سه تن كارگزار و سرآمد همه آنان. يكى، نامش «عبدالمسيح» بود كه شخصيت و اعتبارى والا داشت؛ بدون مشورت با او، كارى نمى كردند؛ به نظرش احترام مى گذاشتند و سفارشهاى او را مى پذيرفتند؛ و او درواقع رهبر سياسى آنان بود. ديگرى، «سيّد» نام داشت كه مديريت كاروان را عهده دار بود. و نفر سوّم، پيشواى مذهبى و چهره مورد احترام و شريف آنان بود كه آگاهيهاى دينى خود را از او دريافت مى داشتند. او سردمدار فرهنگ و انديشه جامعه نجران بود. زمامداران روم او را بزرگ مى داشتند و در گراميداشت مقام علمى و تلاشهاى بسيار فرهنگى اش، معبدها و كليساها براى او بنياد كرده بودند.

بعد از اقامه نماز عصرِ پيامبر بود كه اين گروه با شكوه و تشريفات بسيار و آراسته به بهترين و فاخرترين لباسها و زينتها وارد مسجد مدينه شدند؛ آنچنانكه وقتى چشم ياران پيامبر به آنان افتاد، شگفت زده گفتند: «تاكنون درميانِ همه هيئتهاى سياسى و مذهبى كه به مدينه آمده اند، گروهى را به شكوه و تشريفات هيئت نجران نديده ايم».

آنگاه كه موعد نمازشان رسيد، ناقوس خود را نواختند و به سوى شرق، به نماز ايستادند. برخى از ياران پيامبر گفتند: «اى پيامبر خدا! آيا به آنان اجازه مى دهيد كه در مسجد و مقدّس ترين پايگاه توحيد و تقوا چنين كنند؟» پيامبر فرمود: «آنان را آزاد بگذاريد تا نمازشان را بخوانند».

مناظره اى سرنوشت ساز

بعد از نماز، سردمداران سياسى و دينى و مورد احترام آنان به نمايندگى از آنها، گفت و شنود خود را با پيشواى بزرگ توحيد آغاز كردند و پيامبر آنان را به فرمانبردارى از يكتا آفريدگار هستى فراخواند.

آنان گفتند: ما پيش از شما اسلام آورده و فرمان پروردگار را گردن نهاده ايم.

پيامبر فرمود: پس چرا به يكتايى او ايمان نمى آوريد و عيسى را پسر او مى پنداريد و گوشت خوك مى خوريد؟ مگر نه اينكه اسلام اينها را مردود اعلام كرده است؟

پاسخ دادند: اى پيامبر خدا! اگر براستى «عيسى» پسر خدا نيست، پس پدرش كيست؟

پيامبر فرمود: آيا نه اين است كه آفريدگار هستى زنده و جاويد و برپادارنده و تدبيرگر هماره جهان هستى است، و عيسى روزى جهان را بدرود خواهد گفت؟

پاسخ دادند: چرا!

فرمود: آيا نه اين است كه خداوند، فرمانرواى كران تا كران هستى است، امور جهان را تدبير مى كند، هستى را برپا مى دارد و روزى رسان همه موجودات زنده و انسانها است؟

پاسخ دادند: چرا!

پيامبر فرمود: و آيا «عيسى» فرمانروا و تدبيرگر يكى از اين امور است؟

پاسخ دادند: نه.

پيامبر فرمود: مگر نه اينكه سراسر هستى و تمامى پديده ها، از ناچيزترين ذرّات تا عظيم ترين كهكشانها، براى خدا آشكار و هويدا است و چيزى بر او پوشيده نيست!

پاسخ دادند: چرا؟

فرمود: آيا «مسيح» نيز بسان اوست؟ همه چيز برايش آشكار است و چيزى بر او پوشيده نيست؟

پاسخ دادند: نه؛ هرگز بسان آفريدگار هستى نيست.

فرمود: آيا جز اين است كه خدا عيسى را همانند ديگر بندگانش در شكم مام پاك و پاكيزه اش شكل داد و آفريد؟

پاسخ دادند: چرا!

فرمود: آيا او همچون ديگر كودكان از مادر ولادت نيافت و آب و غذا نخورد و از هواى پاك تنفّس نكرد؟

پاسخ دادند: چرا!

فرمود: پس چگونه او را خدا مى پنداريد، بااينكه صفات و ويژگيهاى انحصارى خدا را ندارد و صفات انسانها در ولادت و زندگى او آشكار و هويدا است؟

آنان كه اين مناظره علمى و عقيدتى و روشنگرانه را گام به گام پى مى گرفتند، ديدند كه هيئت مسيحيان نجران چاره اى جز سكوت نيافتند؛ چرا كه چه پاسخى براى اين منطق روشن مى توانستند داشته باشند. و درست در اينجا بود كه خداوند بخش نخست اين سوره را در اين مورد بر قلب پاك پيامبر(ص) فرو فرستاد.