- تاریخ انتشار : یکشنبه 3 مارس 2013 - 14:43
- کد خبر : 355
- مشاهده : - چاپ خبر
مهمترين مشكل حال حاضر صنعت زنبورداري عدم رعايت اخلاق حرفه اي است
صنعت زنبورداري يكي از اشتغال زا ترين و مفيد ترين صنايعي است كه در دهه هاي اخير تاثيرات بسيار خوبي در منطقه نجف آباد و اطراف آن بر جاي گذاشته ولي بروز برخي مشكلات مانند خشكسالي، بدي آب و هوا و ورود عسل هاي تقلبي به بازار فعالين اين بخش را با مشكلات جدي مواجه
صنعت زنبورداري يكي از اشتغال زا ترين و مفيد ترين صنايعي است كه در دهه هاي اخير تاثيرات بسيار خوبي در منطقه نجف آباد و اطراف آن بر جاي گذاشته ولي بروز برخي مشكلات مانند خشكسالي، بدي آب و هوا و ورود عسل هاي تقلبي به بازار فعالين اين بخش را با مشكلات جدي مواجه كرده است.
به همين منظور گفت و گويي را با يكي از قديمي ترين افراد فعال در اين بخش انجام داده ايم كه بيش از شصت و سه سال از عمر خود را به اين كار پر زحمت اشتغال داشته و در حال حاضر نيز با وجود كهولت سن و داغ هايي كه ديده هنوز نيز اميدوار و سرزنده در حد توانش اين كار را ادامه مي دهد.
حاج حسينعلي طاهري پيرمرد خوش صحبت و خندان هفتاد و پنج ساله را كه به نوعي مي توان آخرين بازمانده نسل قديمي زنبورداران اين شهرستان به شمار آورد اكثر فعالين اين صنعت در نجف آباد به خوبي مي شناسند. با وجودي كه به گفته خودش شهادت دو فرزند كمرش را شكسته ولي هنوز نيز خوش صحبت است و با داشتن نزديك به چهل كندو اين شغل را به صورت كامل رها نكرده است.
طاهري در خصوص زمان و نحوه ورودش به اين حرفه مي گويد:« اين كار تا حدي كه من به ياد دارم در خانواده ما از پدرانمان به ارث رسيده و من هم از هشت سالگي به همراه برادرم كار زنبورداري را با كندوهاي لوله اي در صحراهاي اطراف نجف آباد شروع كرديم كه با ورود كندوهاي امروزي در حدود چهل سال پيش و بروز برخي تغييرات اساسي در نحوه انجام اين كار ما هم نيز شيوه هاي جديد را تا به امروز ادامه داده ايم.»
كندو ها لوله اي كه در گذشته توسط نجاران هر منطقه به شكل يك استوانه ساخته ميشده معمولا نزديك به يك متر طول و پنجاه سانتيمتر قطر در قسمت قائده خود داشتند و در ساخت آن از شاخه و چوب درختان كبود و بيد استفاده ميشده است.
وزن خالي اين كندو ها نزديك به چهار و نيم تا پنج كيلوگرم بود كه در پايان فصل فعاليت زنبورها و پر شدن حجره هاي داخل آن از عسل اين وزن به حدود سي كيلوگرم نيز ميرسيده و در داخل آنها سه چوب بلند موازي هم اندازه با طول كندو به عنوان محلي براي خانه سازي، ذخيره عسل و توليد مثل زنبور ها در نظر گرفته ميشده است.
وي اين بحث را اين گونه ادامه مي دهد:« در زمان قديم به دليل اينكه تا حد امكان از تغذيه مصنوعي زنبور خودداري مي كرديم در پاييز و زمستان معمولا بيكار بوديم و خانوادگي كار گيوه دوزي را انجام مي داديم و زنبور ها نيز در اين مدت از دو سوم كل عسل كندو كه برايشان باقي گذاشته بوديم استفاده مي كردند.»
اين پيش كسوت زنبورداري در مورد مهمترين علت ركود فعلي در اين صنعت نيز مي گويد:« با وجودي كه بروز خشكسالي، افزايش تعداد فعالين در اين بخش و برخي مشكلات مديريتي كلان در اين امر موثر هستند ولي بنده مجموع اين موارد را تنها تشكيل دهنده ده درصد از علل به وجود آمدن چنين شرايطي مي دانم.»
وي ادامه مي دهد:« به نظر من مهمترين دليل وضعيت فعلي را بايد در عملكرد خود ما زنبورداران جستجو كرد چون بسياري از فعالين اين عرصه در حال حاضر اصول اخلاقي و شرعي آن را رعايت نمي كنند و مرز كسب حلال و حرام برايشان كمرنگ شده كه اين امر بركتي را كه در اين شغل بوده را از بين برده است.» حاج حسنيعلي اين پس از هفده سال فعاليت زنبورداري ازدواج مي كند كه ثمره آن سه پسر و دو دختر است كه دو پسرش به نامهاي علي و عليرضا به ترتيب در عملياتهاي والفجر 2 و كربلاي پنج در سن بيست و 24 سالگي به شهادت مي رسند و تنها پسر باقيمانده نيز در حال حاضر كارمند يكي از بانك هاي شهرستان است.
كندو ها را با دهها الاغ به صورت گروهي جابه جا مي كرديم
در روزهايي كه زنبورداري نجف آباد به شيوه سنتي انجام ميشد تنها نزديك به چهل نفر هر كدام با داشتن حدود پنجاه تا شصت كندو در نجف آباد به صورت حرفه اي اين كار را انجام ميدادند كه متناسب با شرايط آب و هوايي و گل دهي صحراها در نقاط مختلف با استفاده از الاغ كار جابه جايي كندو ها را انجام مي دادند در حاليكه تعداد اين افراد در حال حاضر به بيش از سه هزار نفر بالغ مي شود.
طاهري در اين زمينه مي گويد:« براي اين كار كه معمولا به صورت گروهي انجام ميشد فردي به نام “سَر چاروادار” تعدادي الاغ از افراد مختلف كرايه مي كرد و وظيفه انتقال كندو ها به نقطه مورد نظر را با همكاري صاحبان حيوان ها بر عهده مي گرفت به طوريكه در يكي از اين سالها دوازده نفر از زنبورداران شهرستان با استفاده از حدود صدو پنجاه الاغ كار جابه جايي بيش از هزار و ششصد كندوي سنتي را انجام دادند.»
وي ادامه مي دهد:« معمولا در مسير رفتن به علت سبك بودن كندو هاي لوله اي در هر طرف حيوان بين چهار تا پنج كندو را سوار مي كرديم و در طول شب ادامه مسير مي داديم كه به دليل كوتاه بودن نسبي قد الاغ نسبت به ديگر حيوانات مانند شتر و قاطر و حساسيت كمتر آن به نيش زنبور بهترين انتخاب براي اين كار به شمار مي رفت.»
زنبورداران قديمي معمولا مسير رفت خود را به صورت قطعه به قطعه طي مي كردند و پس از توقف هاي يكي دو ماهه در حاشيه يكي از روستاهاي نزديك به صحراي مورد نظر، مجددا حركت خود را ادامه مي دادند ولي در زمان برگشت با توجه به فرا رسيدن زمان عسل گيري در اوايل آذر توقف چنداني در طول مسير انجام نميشده و كندوهاي پر از عسل براي انجام كار عسل گيري با اتخاذ تهميداتي ويژه به محل سكونت زنبورداران بازگردانده ميشده است.
البته در زمان بازگشت به دليل سنگين شدن وزن كندو ها تعداد كندوي سوار شده بر روي هر حيوان بين چهار تا شش عدد محدود ميشده و در صورتي كه روستاهاي مجاور توقف گاه زنبورداران نيز تعداد الاغ كافي در اختيار نداشتند از شهر هاي اطراف عده اي چاروادار به كمك زنبورداران مي رفته اند.
از نكات قابل توجه در اين مورد بايد به همكاري خوب زنبورداران با يكديگر و حفظ حرمت ديگر همكاران اشاره كرد به طوريكه به گفته طاهري در يكي از سالها زنبورداران نجف آباد در حركتي هماهنگ در يك شب نزديك به دويست حيوان حامل كندوي زنبور را از نقاط مختلف شهر به سمت صحرا هاي اطراف به حركت در آوردند.
تعداد محدودي در نجف آباد مهارت عسل گيري را داشتند
پيش از صنعتي شدن كار زنبورداري كار استحصال عسل با توجه به امكانات موجود كار بسيار سخت و دشواري به شمار مي آمده كه انجام آن در توان عده اي خاص بوده و معمولا از اوايل آذر ماه به دليل سرد شدن هوا و گردش كمتر زنبور ها در بيرون از كندو انجام مي گرفته است.
حاج حسنيعلي طاهري در مورد شيوه انجام اين كار مي گويد:« پس از انتقال كندو ها به محدوده مسكوني شهر ها، عسل موجود در حجره هايي كه رنگ سفيد تري داشتند را همراه با موم اطراف آنها جدا مي كرديم و عسل حجره هايي كه بر اثر گذشت زمان و تخم ريزي بيشتر به رنگ تيره در آمده بودند را با روش هاي خاصي از موم جدا و به مخلوط اوليه موم و عسل اضافه مي كرديم.
وي ادامه مي دهد: «براي خارج كردن عسل از داخل حجره هايي كه رنگ نسبتا تيره تري داشتند از فشار يك اهرم تعبيه شده در داخل يك ديوار بر روي كيسه هايي كه از جنس شالهاي مورد استفاده در يراق كردن حيوانات دوخته ميشد استفاده مي كرديم و اين كار آنقدر سنگين و طاقت فرسا بود كه بعضا يك عسل گيري نزديك به حضور ده نفر مرد قوي بنيه نيازمند بود.»
البته در مواقعي كه صحراها داراي وضعيت خوبي بودند احتمال اينكه زودتر از آذر ماه بخشي از عسل از كندو
خارج شود نيز وجود داشت ولي در اكثر موارد اين كار تنها يك بار در سال صورت مي گرفت و پس از استحصال به صورت عمده به خريداراني در نجف آباد و اصفهان با قيمت هر حلب 25 تومان در شرايطي كه مزد روزانه يك كارگر تنها دو ريال بود تحويل داده ميشد.
مومي نيز كه به دليل ماندن مدت زمان زياد در داخل كندو و چندين مرتبه تخم ريزي در داخل حجره ها براي استفاده خوراكي مناسب نبود پس از خارج كردن عسل داخل آن به واحد هاي كفشدوزي فروخته ميشده است.
طاهري در مورد نحوه تغذيه زنبور ها در فصول سرد سال مي گويد:« حتي الامكان سعي مي كرديم از عسل طبيعي به اين منظور استفاده كنيم ولي در مواقعي كه با مشكل برخورد مي كرديم از نوعي شيره انگور وارداتي معروف به “عربستاني ” استفاده مي كرديم كه با تعبيه در داخل پوست بُز از عربستان وارد ميشد و مجبور بوديم آن را به دليل احتمال بسته شدن جاده ها قبل از زمستان تهيه كنيم و پيش از فرا رسيدن بهار نيز آن را مصرف كنيم زيرا احتمال فاسد شدن آن وجود داشت.»
اين پوستها پس از استفاده توسط زنبورداران مشتريان بسيار خوبي در بين مردم عادي و چوپانان داشت و از آنها به منظور نگهداري انواع خاصي از روغن استفاده مي كردند.
البته عسلي كه با استفاده از اين شيوه توليد ميشد به دليل انجام عمل تخمير توسط زنبور عسل و خارج شدن بيشتر آب موجود در آن تا حدود زيادي سالم و عاري از انواع آلودگي ها بوده كه سلامت جسماني نسبي طاهري به عنوان يكي از پيش كسوتان زنبورداري كه خوردن عسل به همراه موم آن جزء جدا نشدني برنامه غذايي اش بوده و هست را بايد به عنوان دليلي بر اين مدعا به شمار آورد.
ملكه هاي فعلي كيفيت گذشته را ندارند
طاهري به عنوان نماينده نسل قديمي زنبورداراني كه ملكه مورد نياز خود را به صورت مستقل تامين مي كرده اند معتقد است ملكه هايي كه الآن در اختيار زنبورداران قرار داده مي شود اكثرا داراي برخي بيماريها و مشكلات خاص خود هستند كه آن را از اجداد خارجي خود به ارث برده اند و تنها در امر تخم ريزي موفق هستند و نسل توليد شده توسط آنها كمتر اشتياق و توانايي در جمع آوري عسل از خود نشان مي دهد.
وي معتقد است :« نزديك به چهل سال پيش و همزمان با پيدا شدن كندو هاي جديد و برگه هاي موم آماده، نمونه هاي ميله اي كه به كندوي خود بِياري نيز مشهور بودند از رده خارج شدند و كارشناسان دولتي و خصوصي با حضور در بين توليد كنندگان، شيوه هاي جديد اين صنعت كه داراي بازدهي بالاتري نيز هستند را ترويج كردند كه اين شيوه با وجود صرفه اقتصادي خوب در سالهاي اول به دليل ورود زياد افراد غير متخصص به اين عرصه در حال حاضر مزيت هاي نسبي خود را از دست داده است.»
اين پيش كسوت زنبورداري كه مدت زمان زيادي از عمر خود را در نقاطي مانند صحراهاي جهرم،خَفر، شيراز، كازرون، بندر عباس، گاوبندي و پالايشگاه تموريز گذرانده در مورد مشكلات خاص آن دوران مي گويد:« براي استقرار يك تا چندين ماهه در مجاورت يك روستا كه آن هم به دليل نبود امنيت كافي و كمبود آذوقه صورت مي گرفت سر پناه هاي موقتي را با ديوار هاي گلي و سقفي از چوب درست مي كرديم و غذاي مورد نيازمان را هم از محل نان هاي خشك و ماستي كه همراه داشتيم به اضافه عسل موجود در كندوها تامين مي كرديم كه در مواردي هم به دليل از دست دادن آذوقه و نبود غذاي كافي در روستاهاي اطراف مجبور بوديم ماهها با غذايي محدود زندگي كنيم.»
طاهري كه در بيست و پنج سالگي تنها يك هفته بعد از عروسي مجبور شده سه ماه در بيابان هاي نزديك اليگودرز به مراقبت از زنبورهايش بپردازد در ادامه اظهار مي دارد:« به دليل حركت گروهي با ديگر زنبورداران در خصوص امكان حمله دزدان و راهزنان كمتر با مشكل مواجه ميشديم و براي مقابله با حيوانات وحشي نيز تنها سلاحمان آتش درست كردن و استفاده از نور چراغهاي قديمي براي دور كردن آنها بود.»
نكاتي جالب از زندگي حاج حسينعلي طاهري:
او پدرش را در سن پنجاه سالگي و در زماني كه در مكه به سر مي برده از دست ميدهد و در حال حاضر نيز پدرش در قبرستان حضرت ابوطالب به خاك سپرده شده است.
-طاهري در حال حاضر نزديك به 100 عدد از كندو هاي لوله اي قديمي را در محلي نگهداري مي كند و به اصرار هاي مكرر برخي مستند سازان به منظور تهيه يك مستند از زندگي و شيوه هاي قديمي زنبورداري نيز جواب منفي داده است.
– معمولا چهل روز پس از عيد زنبورداران نجف آباد در صحراهاي تيران مستقر ميشدند و در اواخر ارديبهشت ماه نيز به عسگران نقل مكان ميكردند.
– در فصل پاييز و زمستان زنبورداران سفارش ساخت كندو هاي لوله اي جديد را به نجار هاي سنتي مي دادند و انها نيز اين كار را تا حدود يكي دو ماه بعد از پايان سال به اتمام مي رساندند.
– در زمان قديم زنبورداري منطقه خوانسار از لحاظ تعداد كندو ها و تعداد زنبورداران نسبت به نجف آباد وضعيت بهتري داشته كه طاهري دليل آن را علاوه بر وجود صحراهاي بهتر به وجود راههاي ارتباطي مناسب مربوط مي داند.
– در زمان قديم معمولا زنبورداراني كه به صورت حرفه اي به اين كار مشغول بودند در حدود 300كندو داشتند ولي بقيه در حدود پنجاه تا شصت كندو را اداره مي كردند و در موارد معدودي نيز تعدادي از زنبورداران خوانسار 1000 كندو را اداره مي كردند.
– از مهمترين انتقاداتي كه طاهري به زنبورداران جديد وارد مي كند بايد به وجود رقابت ناسالم بين انها در به دست آوردن صحراهاي مناسب تر و عدم رعايت حرمت افراد پيش كسوت در كنار تقلب برخي افراد در توليد عسل و آلوده كردن كسب و كارشان به مال حرام اشاره كرد.
– طاهري معتقد است در اين مدت با وجود امكان استفاده از خدمات بنياد شهيد كمتر به سراغ اين ارگان رفته و از بيشتر امتيازات ارائه شده در اين بخش صرف نظر كرده و بقيه را نيز به قناعت بيشتر و راضي بودن به روزي الهي تشويق مي كند.
– به دليل اينكه مسير حركت زنبورداران در سالهاي مختلف ثابت نمي مانده امكان ايجاد سرپناه هاي دائمي و ثابت توسط زنبورداران وجود نداشته و به همين دليل زنبورداران در نزديكي روستاهاي مختلف محل هايي را به صورت موقت درست مي كرده اند.
– نام اصلي او در شناسنامه محمد علي است كه با نام يكي از برادرانش نيز يكي است ولي در بين مردم به حاج حسينعلي معروف شده است.
لینک کوتاه
برچسب ها
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0