اخبار نجف آباد

روایتی از قحطی در نجف آباد

روایتی از قحطی در نجف آباد

روایتی از قحطی در نجف آباد گرانی و کمبود در نجف آباد، در اوائل زمستان آغاز شد. من با سه فرزند یتیمم سعی می کردم هر چه که ممکن است در خوردن آذوقه ذخیره شده، صرفه جویی کنیم چون یک بار دیگر نیز دچار این بلیه شده بودم. اما این بار نا امنی، دزدی و

اولین رزمندگانی که از نجف آباد، به جبهه جنوب رفتند

اولین رزمندگانی که از نجف آباد، به جبهه جنوب رفتند

اولین رزمندگانی که از نجف آباد، به جبهه جنوب رفتند عصر ۳۱شهریور که عراق حملۀ سراسری‌ به ایران را شروع کرد، همان شب به دعوت شیخ‌نادی، جمع شدیم در شبستان حوزۀ علمیۀ آیت‌الله ریاضی نجف آباد. هر چی جوان انقلابی و فعال می‌شناختم، آن شب جمع بودند. نادی گفت: «همه باید به فکر دفاع باشیم،

اعدام یک گنده لات در نجف آباد

اعدام یک گنده لات در نجف آباد

اعدام یک گنده لات در نجف آباد یکی دیگر از لات‌هایی که اعدامش در نجف آباد خیلی سر و صدا به پا کرد، «مهدی» بود. آدم فنی، چهار‌شانه و قوی‌هیکلی که به نام پدرش شناخته می‌شد. پدرش در کار خرید و فروش خانه و زمین بود و به لطف نیمچه سواد و نفوذ زیادی که

صوفیان نجف آباد

صوفیان نجف آباد

صوفیان نجف آباد صوفیان نجف آباد مانند غلامحسین معینی و حیدر علی موحدی، مجالس را در منازل خود  برگزار می کردند. آقای معینی شب های جمعه و آقای موحدی شب های سه شنبه اقدام به برگزاری می کردند. شب های دوشنبه نیز اکثراً به پاقلعه خانقاه اصفهان می رفتند. حدود سال ۱۳۵۰ مرحوم حشمت رجایی

اولین دفن در قبرستان جدید نجف آباد

اولین دفن در قبرستان جدید نجف آباد

اولین دفن در قبرستان جدید نجف آباد چند سال مانده به پیروزی انقلاب، قبرستان جدید نجف‌آباد آماده شد و همه منتظر یک جنازۀ خاص بودند تا با آن، قبرستان را افتتاح کنند. متنفذین و مسئولان، نظرشان روی یک شخصیت روحانی بود ولی کشته شدن یک دانشجوی نجف‌آبادی ورق را برگرداند. «رمضان ابراهیمی» دانشجوی سال سوم

بیشتر پزشکان نجف آباد، بابی یا بهایی بودند

بیشتر پزشکان نجف آباد، بابی یا بهایی بودند

بیشتر پزشکان نجف آباد، بابی یا بهایی بودند بین پزشکان نجف‌آبادی با برخی ارتباط نزدیک‌تری داشتم و شاهد انصاف و مردم‌داری‌شان بودم. دکتر ابرقویی و کاظمیان هر دو با بیمار بسیار خوش‌برخورد و مودب بودند و تمام داروهایی که شرکت‌های توزیع به عنوان هدیه برایشان می‌آوردند را به جای فروش در بازار آزاد، به بیمارهای

بازدید اعضای جبهه ملی از نجف آباد

بازدید اعضای جبهه ملی از نجف آباد

بازدید اعضای جبهه ملی از نجف آباد آثار وحشی‌گری رژیم، تا چند‌ ماه به حالت موزه درآمده بود و علاوه بر نجف‌آبادی‌ها، از شهرها و حتی استان‌های همجوار برای بازدید راهی شهر می‌شدند. در این بین یکی از بچه ها که به واسطۀ تحصیل در یکی از دانشگاه‌های تهران، با افراد سرشناسی آشنا شده بود،

اولین اعتصاب در نجف آباد

اولین اعتصاب در نجف آباد

اولین اعتصاب در نجف آباد اولین چیزی که در نجف آباد، با دستگاه چاپ کردیم، اعلامیه عزای عمومی و اعتصاب بازار بود به مناسبت اعتراض به مقالۀ توهین‌آمیز روزنامۀ اطلاعات در مورد امام خمینی. مقاله را شخصی با اسم مستعار «احمد رشیدی مطلق» با عنوان «استعمار سرخ و سیاه» در دی ماه۵۶ نوشته بود و

آغاز فعالیت کمیته انقلاب در نجف آباد

آغاز فعالیت کمیته انقلاب در نجف آباد

آغاز فعالیت کمیته انقلاب در نجف آباد هنوز انقلاب پیروز نشده بود که تعدادی از جوانان نجف آباد به صورت خود‌جوش، خانه‌ای روبه‌روی حوزۀ علمیۀ قدیم را تبدیل کردند به کمیتۀ غیر‌رسمی. تعدادی از مجرمان را در زیرزمین خانه زندانی کرده و مشغول گشت‌‌زنی، تامین امنیت و رفع و رجوع امورات مردم شدند. چند هفته‌ای

رختشوی خانه های نجف آباد

رختشوی خانه های نجف آباد

رختشوی خانه های نجف آباد هانری رنه دالمانی سیاح اروپایی، حین عبور از نجف آباد به گشت وگذار در آن پرداخته، دیده های خود را در سفرنامه اش نوشته است، او رختشوی خانه ای را که در محل میدان آن زمان وجود داشته مشاهده و آن را چنین توصیف کرده است. « …. پس از

یخچال های نجف آباد

یخچال های نجف آباد

یخچال های نجف آباد در غیبت برق و تجهیزات امروزی، در چهار گوشۀ شهر یخچال‌هایی در عمق زمین ساخته شده بود که بخشی از نیاز تابستانۀ شهروندان به یخ را تامین می‌کرد. یخچال‌های منطقۀ اصفهان برعکس دیگر نقاط کشور فاقد گنبدهای مرتفع بر روی گودال اصلی بودند ولی مثل آن‌ها دیوار بلندی در جنوب یخچال

آتش زدن دفتر حزب رستاخیز در نجف آباد

آتش زدن دفتر حزب رستاخیز در نجف آباد

آتش زدن دفتر حزب رستاخیز در نجف آباد اوایل سال۵۷ تصمیم گرفتیم این تصاویر و برخی مدارک مربوط به حزب رستاخیز را بدزدیم. بعد از چند‌شب و روز شناسایی و رصد وضعیت تردد به ساختمان که نگهبانی هم نداشت، نصف‌شب قفل‌آویز درب را شکستیم و رفتیم داخل بایگانی. درِ ورودی‌اش حدود دو‌متر عقب‌تر از ساختمان