چهارشنبه, ۹ خرداد , ۱۴۰۳ | Wednesday, 29 May , 2024
سرنوشت کارخانه ریسندگی نجف آباد 07 اسفند 1402

سرنوشت کارخانه ریسندگی نجف آباد

بیشتر کارگران، اهل و ساکن نجف‌آباد بودند و تعدادی محدودی کارگر، کارشناس یا مدیر از شهرهای اطراف در کارخانه کار می‌کردند. برای ایاب و ذهاب کارگران بومی، وسیله‌ای گذاشته بودند که در زمان خودش خاص و متفاوت محسوب می‌شد.

تولد کارخانه ریسندگی و بافندگی نجف آباد 05 اسفند 1402

تولد کارخانه ریسندگی و بافندگی نجف آباد

اوایل دهۀ40، سرمایه‌داری با نام‌خانوادگی «هوتن» به کمک برخی شرکایش کارخانۀ ریسندگی و بافندگی نجف‌آباد را بنیان گذاشت و برخی چهره‌های سرشناس شهر مانند «منوچهری» و «حاج میرزا ‌محمد معین» را وارد ترکیب هیات مدیرۀ آن کرد.

اردوکار در نجف آباد 30 بهمن 1402

اردوکار در نجف آباد

هزینۀ ساخت، تجهیز و ادارۀ این مراکز به همراه ولخرجی‌های رنگارنگ حاشیه‌اش، همه از جیبِ بیت‌المال می‌رفت. فراوانی نعمت، نصیب کادر اجرایی اردوها نیز می‌شد. به عنوان مثال، در آن زمان حقوق ماهیانۀ من به عنوان نیروی بهداری حدود هزار تومان بود ولی بابت حضور در اردوگاه، دو هزار تومان پاداش می‌گرفتم.

هیات‌های مشورتی در نجف آباد 25 بهمن 1402

هیات‌های مشورتی در نجف آباد

گروه مجلات و روزنامه‌های اطلاعات در دهه‌40 و 50 راهکار خاصی برای انعکاس مشکلات و انتقادات مردم در نظر گرفته بود. شیوه‌ای که هم بتوان زبانِ مردم بود و هم از فشار‌ها فرار کرد.

مرگ و میر گسترده نوزادان در نجف آباد 16 اسفند 1401

مرگ و میر گسترده نوزادان در نجف آباد

پنج‌ساله‌بودم ولی موهایم هنوز رنگِ قیچی ندیده بود. بعد از پنج ‌خواهر به دنیا آمده بودم و اعتقاد داشتند چنین پسر نوبرانه‌ای را باید کربلا یا نجف‌اشرف، سر تراشید و هم‌وزن موهایش به فقرا پول داد. حوالی سال1331 با هزار‌ مشقت و سختی راهی عتبات شدیم تا خانواده، نذرشان را ادا کنند.

نوروز در نجف آباد 08 اسفند 1401
تاریخ شفاهی

نوروز در نجف آباد

تبعات جنگ‌های جهانی اول و دوم به همراه ناامنی توسعه یافته در سطح کشور، کار را به جایی رسانده بود که قوت‌غالب مردم، نان جو یا گندم به همراه مقدار کمی لبنیات بود. این حداقل غذا هم که با مشقت زیاد تامین می‌شد، وقتی برقرار بود که سر و کلۀ شرایط خاصی مثل قحطی پیدا نمی‌شد.

شاه‌دوستان نجف آباد 14 بهمن 1401

شاه‌دوستان نجف آباد

از مشهورترین شاه‌دوستان نجف‌آباد باید به خانواده‌ای اشاره کنم که سه پسر شاخص داشت. یکی‌شان مشروب‌فروشی داشت و قبل از انقلاب مغازه‌اش را چندین‌بار جا‌به‌جا کرد. خیلی اهل سیاست نبود و سرگرم زندگی‌اش بود و بعد از انقلاب، مشغول کاسبی دیگری شد.

کدخدای نجف آباد و وانِ شیر 26 مهر 1401

کدخدای نجف آباد و وانِ شیر

بر اساس گفتۀ بزرگترها و منابعی که مطالعه کرده‌ام، نجف‌آباد در حدود سیصد سال پیش دارای کدخدا بوده است.

سوخت و روشنایی در نجف آبادِ قدیم 31 مرداد 1401

سوخت و روشنایی در نجف آبادِ قدیم

طبق شنیده‌هایم از قدیمی‌ها، تا قبل از دهۀ30 مردم از چراغ‌های «پیه‌سوز» برای تامین روشنایی معابر استفاده می‌کردند. این چراغ‌ها عبارت بودند از ظرف سفالی یا فلزی که داخلش پیه (چربی حیوان) یا روغن کَرچک می‌ریختند و فتیلۀ پنبه‌ای‌ آن‌را روشن می‌کردند.

چهل توتی های نجف آباد 29 خرداد 1401

چهل توتی های نجف آباد

کشاورزان قدیمی نجف‌آباد رسم داشتند در هر محله یا «طاق»، قطعه زمینی را به کارهای مشترک کشاورزی و عام‌المنفعه اختصاص دهند که وجه مشترک بیشتر این زمین‌ها، کاشت ده‌ها اصله درخت توت بود.

اولین آسفالت در نجف آباد 06 اردیبهشت 1401

اولین آسفالت در نجف آباد

سابقۀ اولین آسفالت در نجف‌آباد بر‌می‌گردد به اواسط دهۀ۳۰ و خیابان امام‌خمینی. برای این‌کار خاک خیابان را تا جایی که به لایۀ سفت زمین یا همان «مُر» برسند، برداشته و جایش سنگ‌های لاشه‌ای ریختند.

ایجاد دو قبرستان در نجف آباد به فاصلۀ پانصد متر 17 آبان 1400
تاریخ شفاهی

ایجاد دو قبرستان در نجف آباد به فاصلۀ پانصد متر

بعد از تخریب قبرستان قدیم نجف‌آباد در محل فعلی حسینیۀ اعظم، احداث دو قبرستان جدید در فاصله‌ای نزدیک به هم کلید خورد. شاید برایتان سوال شده که شهر کوچکی مثل نجف‌آباد، چرا باید دو قبرستان داشته باشد.